سلام دوستان
من ۳۲ سالمه و متاهل هستم پنج یا شش ماهی میشه که در مورد بیماریهایی که خانوادم میگیرن خیلی حساس شدم من تو آپارتمان هستم و پدر و مادرم هم همسایه ما هستن و بنا بر این حساسیتم رو اونها هم هست.... یعنی خدا نکنه یکی از افراد خانواده به بیماری مبتلا بشه هرچند این بیماری ساده باشه طرز فکرهای خیلی بدی سراغم میاد استرسم خیلی شدید میشه همش فکر میکنم نکنه این بیماری جدی باشه نکنه مشکل مهمی باشه نکنه اتفاق بدی بیفته و و و..... به حدی این افکار آزارم میدن که تپش قلب میگیرم و اعصابم بهم میریزه به حدی که حوصله هیچ کسو ندارم و همه چی برام آزار دهنده میشه.... در مورد خودم هم به همین صورته اگر به بیماری دچار بشم یا حتی یک درد ساده موقتی شکمی یا هر عضو دیگه از بدن که واسه هرکسی ممکنه پیش بیاد، فکرهای عجیب شروع میشه و به حدی استرس شدید میاد سراغم که برای چند لحظه تپش قلب شدید میگیرم و کلا خودمو میبازم.... یه پسر یک سالو نیمه دارم که وقتی نیمه شب گریه میکنه همش حس میکنم نکنه بیماری داره و نکنه این بیماری جدی باشه و باز اون استرس میاد سراغم...فیلمهای هیجانی و که بیشتر مربوط به بیماری و بیمارستان باشه رو اصلا نمیتونم نگاه کنم . تو خونه یا پشت تلفن اگه با هیجان اسمم رو صدا بزنن حتی اگه به شوخی حالم بد میشه انگار همیشه منتظر یه اتفاق خیلی بد هستم... وقتی تلفن زنگ میخوره حس میکنم یه خبر بد میخوان بهم بدن.... و اینم بگم که از مرگ به هیچ عنوان ترس نداشتم و ندارم ....البته پیش خانوادم اصلا راجع به این موضوع صحبت نکردم چون من قبل از این مدت شاید به جرات بگم تفکراتم صدو هشتاد درجه با الان فرق داشت اصلا راجع به بیماری و مسائلی از این دست حتی فکر هم نمی کردم چه برسه استرس از بیماری داشته باشم زندگیم اصلا قشنگ نیست خواهشا کمکم کنید.... البته اینم اضافه کنم که حدود هشت ماه پیش دوست صمیمیم خودکشی کرد و این قضیه خیلی منو آزار داد بعد از این داستان دچار تپش قلب شدید شدم چند بار پیش دکتر رفتم آزمایش دادم و گفتن چیزی نیست از اعصابه و خوشبختانه با قرص پروپرانول تپش قلبم خوب شد.... نمیدونم اون قضيه دوستم ممکنه تاثیری داشته باشه تو بیماری الانم یا نه... بی صبرانه منتظر راهنمایی تون هستم.... ببخشید اگه طولانی شد