تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکلات شخصیتی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:niloofar668
آخرین ارسال:موج آبی
پاسخ ها 12

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

مشکلات شخصیتی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام
    دختری 24 ساله هستم که حدود 2 ماه هست عقد کردم . البته 1 سال بود که با هم ارتباط داشتیم .
    تو یک سال گذشته خیلی وقتا بخاطر تیپ ، طرز برخورد ، رفتار ، غذا خوردن ، آداب معاشرت ، عنوان نکردن احساسات با همسرم مشکل داشتم اما از طرفی هم بهش علاقه داشتم و می خواستم زنش بشم . اما این مشکلات هم واسم حل نشدنی بود . تا اینکه عقد کردیم . اما هنوز چیزی درست نشده و هنوز این مشکلات حل نشده ، حتی بیشتر هم شده ، من خیلی ازش توقع دارم ، مثلا توقع دارم بیرون که میریم حتی شده واسه احترام به من بهم تعارف کنه ، بهم احترام بزاره ، اون جوری که از ته دلم می خوام باهام رفتار کنه . اما اینجوری نیست .
    البته یه چیز دیگه هم هست که فکر می کنم من خودم خیلی بیش از اندازه حساسم چون دلم می خواد شوهرم خیلی با شخصیت و خوش رفتار باشه که نیست . از طرفی هم نمی تونم تو دعواها خودمو کنترل کنم و بلافاصله صدامو بلند می کنم و حتی به جدایی هم فکر می کنم . اما فکر در حد فکر کردن هست چون حتی حاضر نیستم تصورش کنم که بخوام ازش جدا بشم . فقط حس می کنم اشتباه کردم . دوست دارم درست بشم . دوست دارم مثل خیلی های دیگه خوشبخت زندگی کنم . تورو خدا کمکم کنید .
    ممنون
     

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    موج آبی آواتار ها
    سلام دوست عزیز دوران نامزدی برای حل شدن همین مسایل هست شما و نامزدتون باید توقعات دغدغه ها و مسایلتونو با احترام و منطق با هم درمیون بذارید و سعی کنید با درک متقابل و با تفاهم مسایل رو حل کنید خودخودری غصه خوردن و دعوای بی اساس شمارو بدتر سرخورده و دورا زهم میکنه
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    عزیزم ما عقد کردیم . دیگه از دوران نامزدی جدا شدیم .
    من بهش احترام می زارم خیلی دوست دارم یه روز برسه اون از من بخواد باهام حرف بزنیم اون بگه بیا مشکلامونو حرف حل کنیم . اما هیچ وقت نشد .
    همیشه از من می خواد حرف بزنم . میگه من حرفی ندارم . اون سعی می کنه اگه من مشکلی هم دارم بهم نگه چون به قول خودش من مغرورم و قبول نمی کنم . که البته این صحت نداره اگه حرفش با منطق باشه با کمال میل قبول می کنم .
    در ضمن واقعا نمی تونم خودمو کنترل کنم . خیلی زود بهم میزیم و قاطی می کنم ، داد می زنم و سکوت می کنم .
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام
    خوب یکی از دلایل اینکه اون نمی تونه حرفهاش رو بهت بزنه همین تندروی شماست باید سعی کنی به صحبتش منطقی فکر کنی نه انتظار داشته باشی اون منطقی صحبت کنه ، بستگی داره منطق رو چطور ببینی
    ضمنا ً من با اینکه انسانها باید خوب معاشرت کنن موافقم ولی اینکه اصل آدمها رو تعغیر داد نمی پذیرم  رفتاری که از چند دهه نشعت میگیره رو نمیشه طی یک سال تعغیر داد و اگر چنین تعغیری هم صورت بگیره مثل فنر قابل برگشته ، طرف تا مدتی تحمل میکنه و وقتی خسته شد بازتاب بدی رو نشون میده پس سعی کن بتونی در مدت زمان مناسب و کم کم اونروتشویق به تعغیر کنی و خودت هم در کنار اون تعغیراتی رو داشته باشی تا اون احساس پوچی نکنه
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    موج آبی آواتار ها
    خب شما شروع کن و از مسایلت بگو و گاهی هم بهش انتقاد کن البته نه با داد و فریاد و هروقت حس کردی داری عصبانی میشی یه نفس عمیق بکش اگه ایستادی بشین اگه نشستی بلند شو و اگه تونستی یه لیوان آب بخور سعی کن با نفس عمیق کشیدن عصبانیتتو کنترل کنی
    اگه نمیتونی حرفای دلتو بهش بگی درقالب نامه بهش بگو و ازش بخواه که همسر ایده آلشو برات بگه و توهم بهش بگی ویکی از دلایلی که ایشون نمیخواد باشما حرفاشو بگه یا ایرادتونو بگه چون میترسه عصبی بشید
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    موج آبی عزیز
    دقیقا همینه بارها گفته تو جایی واسه حرف زدن نمی زاری همش داد و بیداد می کنی ، اما بخدا همیشه سعی کردم با منطق رفتار کنم اما خوب نمیزاره وقتی می بینم اون جوری که ارش توقع دارم رفتار نمیکنه عصبی می شم حاضرم قید همه چیو بزنم
    باور کن منم خیلی دوست دارم آروم باشم آروم باهام صحبت کنیم ، اما به منم حق بدید که من دخترم و می خوام مورد توجه شوهرم باشم . خوب یک بار اون بیاد بگه بیا صحبت کنیم نه اینکه همیشه سکوت کنه که مبادا من عصبانی بشم .
    راستی باورتون میشه ما بیرون که میریم مثلا 5 ساعت با همیم باور کنید شاید 30 دقیقه باهم صحبت می کنیم . اون رانندگی می کنه و من بیرون رو تماشا می کنم . خوب من دوست دارم صحبت کنه ، در مورد هر چیز !!!! اصلا مهم نیست .
    من دوست دارم تو جمع شیطون باشه . البته به حدش نه زیاد چون خودم اصلا شیطون نیستم . می خوام در عین حالی که با شخصیت رفتار می کنه شیطنت کنه .
    واااای هیچ کس حال منو نمی فهمه که واقعا چی تو دلم هست .
     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    و شما حمید جان
    بله این عصبانیت من از اینجا سر چشمه می گیره که هیچ وقت اون نخواست با هم صحبت کنیم . وقتی همیشه ساکته منم عصبی می شم و حرفامو در غالب دعوا و ناراحتی می گم .
    و اینکه اون از اول ادعا کرد من تغییر پذیرم فقط زمان می خوام . به نظر شما من چقدر باید به ایشون زمان بدم ؟؟؟؟؟؟؟؟
    و یک سوال دیگه !
    چرا هیچ وقت اون نمی خواد منو آروم کنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    موج آبی آواتار ها
    میشه یه مثال بزنی از اینکه وقتی یه رفتاری ازش سر میزنه و شما عصبی میشید یه مثال بزن
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    نیلوفر خانم
    ما هنوز نمیدونیم رفتاری که شما ازش رنج می بری در چه حد هست و در چه مواردیخلاصه میشه مثال : پوشیدن ، خوردن ،گشتن ،صحبت کردن و یا چه چیزهایی ؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    دوستان شاید به نظر شما اینایی که می گم بچگانه و خنده دار باشه اما واقعا منو اذیت میکنه .
    مثلا:
    1- اینکه مثلا  رفتیم بیرون خرید ، بجایی اینکه بگه بریم یه چیزی بخوریم میگه چیزی نمیخوری؟؟؟؟
    2- اینکه از تکه کلام های که بین دوست ها و همکاراش استفاده می کنه تو جمع خانواده استفاده نکنه .
    3- اینکه همیشه می خواد من واسه همه کاری پیش قدم بشم
    4- مثلا همیشه من بهش یادآوری کنم که امروز تولد مامانشه ، مثلا الان داریم میریم خونه دوستش باید یه چیزی بخریم!
    5-اینکه جلوی مامان من تو خونه دراز نکشه
    6- هر حرفی رو که خانواده ام می زنن نخواد که حتما جواب بده ! میشه خیلی راحت با یه خنده ازش بگذره.
    7- اینکه دلم می خواد حواسش به همه چیز باشه لازم نباشه من بگم

    دوستان خیلی چیزهایی کوچک دیگه هم هست که گفتنش بیشتر منو عصبی می کنه . اما یه تصمیماتی گرفتم امیدوارم درست بشه .

     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •