تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




کنار اومدن با جدایی ناخواسته زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ahadsf
آخرین ارسال:ahadsf
پاسخ ها 58

صفحه‌ها (6): صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 456

کنار اومدن با جدایی ناخواسته

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:51#
    من بعضی از حرفایی که باید گفته میشد رو بهش گفتم ولی باید خودش تجربه کنه تا بفهمه ... خیلی مشخص بود که تحت تاثیر خانوادش و مخصوصا خواهر افریته کوچیکتر از خودش بود و چرت و پرت های اونو میگفت ... دیگه مهم نیست برای منم همه چی تموم شده و دیگه نمیخوام راجع بهش فکر کنم  ...
    از دیروز که باهاش صحبت کردم با همه ناراحتیا و اشک ها احساس سبکی میکنم و مسیرم رو شناختم ... فقط از خدا میخوام کمکم کنه در این مسیر سخت فراموشی ...
    درسته برج احساسی که دوسال باعشق ساخته بودم رو سرم خراب شده  ولی چیزی که برای من مونده از این رابطه یک دنیا تجربه است و باید از این تجربه هام در طول زندگیم استفاده کنم ... تجربه شناخت آدمها و تجربه اشتباهات خودم ...
    ولی یه چیزی که از قدیم گفتن درسته هاااا ... : "زن مثل هندونه قارچ نشده اس"
    کسی که خودش بمن یاد داد عاشق باشم یاد داد عشق مهمتر از پول و ثروت یاد داد باید تو زندگی از خودگذشتگی داشت، خودش زد زیر حرفاش و گفت من بچه بودم کور بودم و نمیفهمیدم ... ولی من مطمئنم الان هم کوره ... ولش کن دیگه مهم نیست ...
    یک سوم از عمرمون گذشته دیگه باید به فکر بقیه عمر باشیم ...
    .
    [size=medium]بیم رسوایی مده ای شیخ مارا بعد از این ... سال ها شد مابه رندی درجهان افسانه ایم[/size]

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:52#
    واقعا که نمیشه از کار خدا سر در آورد ...!!!
    دوروز بعد از اینکه ما رسما جدا شدیم و حرفایی که ازش شنیدم و دلی که شکست از یه شرکتی بهم زنگ زدن که نتیجه مصاحبه استخدامیمو بگن، قبول شدم و از هفته دیگه میرم سرکار جدیدم که حقوقش هم دوبرابر این جایی که الان کار میکنم ...
    شاید اگه بعداز اینکه میرفتم سرکار جدیدم بهش زنگ میزدم اینطوری پیش نمیرفت ولی خدا کاری کرد که من بهتر بشناسمش ...
    از یه طرف میگم خدایا نمیشد این اتفاق دوروز زودتر میفتاد، از یه طرفیم میگم قربون حکمتت منتظر بودی تا من طرف مقابلمو بشناسم بعدش این کار جور بیاد...
    خدایا شکرت ...
    انگار دعای دوستان گرفته و خدا بمن روکرده ...
    پریروز که حالم اصلا خوب نبود و اتفاقی که افتاد خیلی سبک شدم و الان خیلی آرومترم و احساس بهتری دارم ...
    اگه میدونستم انقد راحت و سبک میشم زودتر باهاش حرف میزدم و زودتر تکلیفمو مشخص میکردم ... ولی بازم خداروشکر که شناختمش و با صحبت هایی که کرد از چشمم افتاد ...
    بلاخره خدایی اون بالا هست ...
    .
    انگار یه جون تازه ای گرفتم و تازه چشمام باز شدن و دارم دنیارو میبینم ...
    .
    [size=medium]بیم رسوایی مده ای شیخ مارا بعد از این ... سال ها شد مابه رندی درجهان افسانه ایم[/size]

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:53#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    همینکه از تردید و دودلی خارج شدی، بزرگترین گام برای آزاد شدن از این افکار و فراموش کردن هست.

    خوشبختانه کارت هم داره درست میشه.

    مقاله زیر رو با دقت برای فراموش کردن مطالعه کن و راهکارهاش رو عملی کن:

    http://hamyaryiran.ir/Thread-%D8%AF%...A8%D8%B7%D9%87

    دقت کن که ممکنه گاهی اون افکار بازگشت کنند که طبیعی هست. با تداوم اجرای راهکارها و مصمم بودنت، میتونی مسائل رو فرموش کنی. سعی کن از این تجربه، به جای غصه خوردن، درس بگیری.

    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:54#
    دوست عزیز حالا دیدی چرا نظری نمیدادم - با گفته ها و راهنمایی های جناب عزیزی خیلی بهتر و عاقلانه تر به نتیجه میرسیدی و منم ترجیج دادم ایشون کمکت کنن . خوشحالم که اون قدر فهمیده ای که تصمیم درستی گرفته ای - به امید اینکه روزی کنار کسی قدم بر داری که لایق احساس پاکت باشه
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:55#
    ممنونم آقای عزیزی بخاطر همه راهنماییاتون ...
    مقاله رو هم خوندم، البته چندین مقاله دیگر حتی مفصل تر از این هم در همین انجمن خوندم و همچنین تجربیات بقیه ...
    الان به آینده خیلی امیدوارم و تلاشمو میکنم برای لذت بردن از باقی لحظات عمر ...
    التماس دعا ...
    .
    [size=medium]بیم رسوایی مده ای شیخ مارا بعد از این ... سال ها شد مابه رندی درجهان افسانه ایم[/size]

     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:56#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'یه ناشناس' pid='29928' dateline='1382434701'
    دوست عزیز حالا دیدی چرا نظری نمیدادم - با گفته ها و راهنمایی های جناب عزیزی خیلی بهتر و عاقلانه تر به نتیجه میرسیدی و منم ترجیج دادم ایشون کمکت کنن . خوشحالم که اون قدر فهمیده ای که تصمیم درستی گرفته ای - به امید اینکه روزی کنار کسی قدم بر داری که لایق احساس پاکت باشه

     
    ناشناس خانوم ممنونم از حسن توجهتون ...
    آقای عزیزی که یه دونه اس، از بس که علمی و منطقی و اصولی راهنمایی میکنه راهی جز استفاده از راهنمایی باقی نمیمونه ...
    اضهار همدردی و لطف شماهم همیشه باعث دلگرمی من بوده و منم بهترین هارو برای شما آرزو دارم ...
    .
    بنظر من شکست در روابط عاطفی خیلی پنجره هارو روآدم باز میکنه که احساسش عمیق تر میشه و خیلی چیزارو میبینه که شاید بقیه نتونن ببینن :

    بجان زنده دلان سعدیا که ملک وجود ... نیارزد به آنکه دلی را زخود بیازاری

     
    .
    [size=medium]بیم رسوایی مده ای شیخ مارا بعد از این ... سال ها شد مابه رندی درجهان افسانه ایم[/size]

     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:57#
    سلام
    منم خوشحالم كه حالتون خوب شده وبه اين زودي فراموش كه نه ولي تونستيد با اين موضوع كنار بياين  من تو پيام هاي قبلي هم بهتون گفتم كه خدا اگر چيزي ازتون بگيره يچيزي بهتر ولايق تر از اونو بهتون ميده .پس همچنان به لطف خدا اميدوار باشيد كه بهتون نظر داره  وبه اين موضوع به چشم يه امتحان الهي نگاه كنين .از منم دقيقا مثل شما تنها دلخوشي زندگيمو گرفت (البته خودش رفت) بجاش هم دانشگاه وهم كار پيدا كردم  .آرزومند آرزوهاي سبزتان......
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:58#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'شيوا92' pid='29953' dateline='1382441342'
    سلام
    منم خوشحالم كه حالتون خوب شده وبه اين زودي فراموش كه نه ولي تونستيد با اين موضوع كنار بياين  من تو پيام هاي قبلي هم بهتون گفتم كه خدا اگر چيزي ازتون بگيره يچيزي بهتر ولايق تر از اونو بهتون ميده .پس همچنان به لطف خدا اميدوار باشيد كه بهتون نظر داره  وبه اين موضوع به چشم يه امتحان الهي نگاه كنين .از منم دقيقا مثل شما تنها دلخوشي زندگيمو گرفت (البته خودش رفت) بجاش هم دانشگاه وهم كار پيدا كردم  .آرزومند آرزوهاي سبزتان......

     
    ممنونم شیوا92 عزیز ...
    سخت ترین قسمت کنار اومدن با جدایی حفظ امید، اینکه همه هدف و امید زندگی یه آدم که به یه نقطه متمرکز شده بود و الان دیگه اون نقطه نیست و باید با نبودش کنار بیای ... یه هدف تازه و بازگشت امید به متن وجود آدم دشوارترین کاره و باید همواره امید داشته باشی ...
    منم به خدا توکل میکنم و تمام تلاشمو میکنم ایندفعه با هوشیاری بهترین هدف رو برای خودم انتخاب کنم وبا امید و پشتکار و با تکیه بر تجارب گذشته همیشه در مسیر زندگی قدم بردارم و در انتخاب های زندگیم بیشتر دقت میکنم ...
    .ای دل ار سیــــل فنــا بنیـــاد هستی برکنـــد ... چـــون تو را نوح اســت کشتیبان ز طوفان غـــم مخـــور

     
    .
    [size=medium]بیم رسوایی مده ای شیخ مارا بعد از این ... سال ها شد مابه رندی درجهان افسانه ایم[/size]

     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (6): صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 456

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •