تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ذهن آشفته زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:زهرا13
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 253

صفحه‌ها (26): صفحه 12 از 26 نخستنخست ... 2101112131422 ... آخرینآخرین

ذهن آشفته

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:111#
    aram آواتار ها
    زهرا جان اصلا این فکر رو نکن که وقت همه رو می گیری. اینجا همه ناشناسن اما واقعا خودشون دوست دارن تا وقتشون رو اینجا بگذرونن. به غیر از دکتر عزیزی و مشاورای عزیز این تالار که واقعا از خود گذشتگی می کنن و وقت گرانبهاشونو اینجا در اختبار ما می ذارن بقیه هم که جواب میدن با این جواب دادن هم به خودشون در رفع مشکلشون کمک میشه پس لطفا هم به خاطر کمک به خودت هم به خاطر کمک به دیگران ادامه بده.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:112#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    آفرین زهرا خانم

    خیلی خوب بود. این گام رو هم محکم برداشتین

    طولانی شدن تاپیک، به خودی خود، ایرادی نداره. مهم اینه که به نتایج خوبی برسیم ان شا الله.

    من میخوام با کمک شما اهداف پیش رومون رو ترسیم کنم، تا در جهت اونها برنامه ریزی کنیم و گام برداریم.

    برخی رو من میگم، برخی رو هم شما اضافه کنید، تا با هم به جمع بندی برسیم.

    اهداف در مورد خاطرات گذشته اینه که بتوانید:

    1. به آن حادثه فكر كنيد، بدون آنكه مضطرب شوید.

    2. احساس «در تهديد بودن» نداشته باشيد.

    3. در اوقات نامناسب به آن فكر نکنید.

    اهداف مربوط به زندگی روزمره:

    1. به روال عادی زندگی برگردید.

    2. برنامه روزانه منسجمی داشته باشید و به اون عمل کنید.

    خب، اینها برخی از اهداف هستند. کمکمون کنید برای نوشتن سایر اهداف. مثلا درباره رابطه تون با برادر، ازدواج، و ...

    از نوشتن هدف هم نهراسید. مثلا حل مساله تون با برادرتون، از طریق بخشش او، یا صحبت کردن با او، یا فراموش کردن آنها و ...
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:113#
    aram آواتار ها
    آقای دکتر عزیزی این هدف فکر نکردن به آن مسئله در اوقات نامناسب خیلی مهمه امیدوارم در ادامه در این مورد بحث بیشتری بشه چون هر اتفاقی که در زندگی میافته که بی ربط به اون موضوع باشه فکر یکراست میره طرف اون مسئله اصلی که من اگه این مشکل رو نداشتم الان به این مشکلم دچار نمی شدم.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:114#
    سلام
    من اگر به اهدافی که شما فرمودین برسم درواقع برام معجزه است
    آرام راست میگه من دقیقا هروقت به مشکل بزرگی برمیخورم که درمونده میشم ناخودآگاه یاد گذشته می افتم که اگر اون اتفاق نبود من الان اینجا نبودم
    مثلا من الان توی خونه اصلا شرایط خوبی ندارم و هروقت با دیگران بحثی اتفاق میافته و بهم متلک میگن تا چند روز شاید گریه کنم که اگر اون اتفاقها نبود من هم الان سرخونه و زندگی خودم بودم
    درمورد بخشش برادرم خیییییلی سعی کردم ببخشمش حتی به امام رضا که واقعا عاشقشونم قول دادم که ببخشمش ولی بازم نشد بازم نتونستم
    من آدم کینه توزی نبودم و نیستم اما درمورد اون نمیتونم
    از اهداف مهم من تلاش برای رسیدن به سلامتی هست برام
    آخه من این سالها هروقت حالم بد شده با خودم لج کردم و هرچی برام بد بوده انجام دادم
    شاید یکی از موانع ازدواجم هم همین دردهام باشه و اگر سلامتیم رو بتونم به دست بیارم بتونم به ازدواج هم فکر کنم
    هدف بعدیم حفظ کلام خداست (روزانه چند آیه)که شروع کردم به کم کم حفظ کردن اینطوری ذهنم با کلام خدا پر میشه و کمی از اون افکار دور میشم
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:115#
    من حتی وقتی خوندم که فرمودین باید با برادرم رابطه داشته باشم هم حالم بد شد
    من به معنای واقعی کلمه ازش متنفرم نمیتونم ببخشمش به هیچوجه
    به خدا اگر یه کم فقط یه کم شرمنده میشد و ادعاش نمیشد می تونستم ببخشمش
    گاهی با خودم میگم خب اون یه نوجوان بود و نمیتونسته خودش رو کنترل کنه ولی بعدش میگم بعدش چی بعدش رو چی میگه؟
    یعنی هرجی با خودم این مدت فکر کردم هیچ راهی برای بخشیدن ندیدم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:116#
    میخواستم بازم یه نامه بنویسم
    ولی از عصری که اومده بود باز حال خوشی ندارم
    از شدت ناراحتی لرز گرفتم و چادرم رو به خودم پیچیدم
    بیشتر از یه ساعته رفتن ولی هنوز هم لرز دارم
     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:117#
    aram آواتار ها
    زهرا جان الان بهترین زمانه که احساسات رو بیاری رو نوشته، اگه کمی حالت بهتر بشه بشین بنویس
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:118#
    باشه سعی میکنم بنویسم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:119#
    این نامه ی سومه:
    سلام
    گاهی حس میکنم به تو سلام کردن هم ثوابی نداره
    سنگ بیشتر از تو برادرم به دردم میخوره
    سنک رو میتونم وقتی کسی مزاحمم شد به مزاحم بزنم
    توی بی غیرت رو کجای دلم بذارم؟؟
    تو اگر غیرت داشتی حداقل بعد از دوران بلوغت به فکر خواهرت می بودی
    یعنی من و تو واقعا خواهر و برادریم؟
    یادته یه بار گفتی ما تو کاغذ خواهر و برادریم فقط
    خوبه از این بابت حداقل یه چیزی می فهمی
    امروز بازم اومدی و دلم رو آتیش زدی
    آخه دل خودت آتیش نگرفته بدونی یه دختربچه رو خونه تنها گذاشتن چقدر بده
    آخه تو که هیچی حالیت نیست که بدونی دخترکوچولو میترسه از تنهایی
    امیدوارم پسرت مثل خودت نباشه
    امیدوارم اون دختر عین عمه اش بدبخت نشه
    امروز یکی ازم خواست ببخشمت
    بهم گفت اگر بهت بگن برادرت امشب مرده چه حسی پیدا میکنی ؟
    من اگر تو بمیری دعا میکنم خدا باهات مثل خودت رفتار کنه
    نه برای آمرزشت هیچوقت دعا نمیکنم 
    در حق خودم ظلم میکنم اگر ببخشمت
    نمیتونم چون تا مغز استخونم ازت متنفرم
    نمیتونم چون نمیتونم فراموش کنم باهام چیکار کردی
    نمیتونم چون هر روز یه بلایی سرم میاد 
    اگر تو نامرد باهام نامردی نمیکردی منم الان میتونستم مادر باشم
    میدونی چقدر از بچگی دوست داشتم خودم مادر بشم و محبت ندیده رو نثارش کنم؟؟
    کاش میدونستی تا هرسال پاییز تیکه بهم نندازی که باز فصل ترشی اومد و تو...
    میدونی چقدر وقیحی؟؟ نه واقعا حس میکنی که زیادی وقیحی؟؟
    کاش حداقل تو دلت بدونی چه آدمی هستی 
    کاش حداقل تو دلت از خدا بخواهی ببخشتت
     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:120#
    [size=x-large]سلام
    خدا میدونه الان چه حال بدی دارم
    نمیدونستم کجا بیام و حرف بزنم
    هیچ جا پیدا نکردم جز اینجا
    ای آقای محترمی که فقط به نیت دوستی عضو این انجمن شدی
    من اینجا تنها نیستم من به لطف خدا دوستان خوبی دارم که اگر بگم بهم پیام میدین شاید دیگه نتونین فردا به عنوان عضو اینجا این حرفا رو بخونی
    من مراحل بهبودی رو خوب برم یا بد نیازی به حرف زدن با هیچ مردی برای روند بهبودی ندارم 
    [/size]
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (26): صفحه 12 از 26 نخستنخست ... 2101112131422 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •