تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ذهن آشفته زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:زهرا13
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 253

صفحه‌ها (26): صفحه 17 از 26 نخستنخست ... 71516171819 ... آخرینآخرین

ذهن آشفته

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:161#
    راهله آواتار ها
    سلام زهرا جان
    خیلی خوشحالم دوستت دارم عزیزم تو لایق بهترینی مواظب خودت باش خوبیهاتو زمانه ازت نگیره
    نیروی جذب کاینات خیلی قوی اگر افکار مثبت داشته باشی مثبت رو به سمتت جذب میکنه
    راستی قبل از خواب گلاب بخورید یا بو کنید
    سیب رو رنده کنید با عسل زعفران و گلاب بخورید فوق العاده انرژی زاست

    تو شاهکار خلقتی تحقیر را باور نکن
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:162#
    سلام
    از این همه لطف شما خییییییییلی متشکرم
    من اولش بگم از بوییدن نوزاد واقعا لذت میبرم بزرگترین آرزوم این بود که مادر بشم و بتونم ساعتها نوزاد خودمو در آغوش بکشم و بهش محبت کنم و بوش کنم من عاشق معصومیت نوزادم و حتی ساعتها هم ازش خسته نمیشم که بهش نگاه کنم که متاسفانه نرسیدم به آرزوم و میترسم هیچوقت نرسم به آرزوم

    چشم الان نداریم گلاب ولی انشالله از فردا میخرم و استفاده میکنم 
    ولی خب قران رو میتونم بخونم و حتما میخونم و ممنون از راهنماییهاتون
    و واقعا ممنونم که همراهمین
    امروز همچنان اون انرژی باهام بود و با اینکه بهم حسابی غر زدن صبح و سعی کردن ناراحتم کنن ولی من درمقابلشون فقط خندیدم و بیخیالی طی کردم
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:163#
    سلام زهرا جان
    خیلی خوشحالم که احساس خوبی داری و تونستی به مشکلت غلبه کنی
    انشالله روزهای خوبی در انتظارت خواهد بود که جبران تمام سختیهات باشه
    امیدوارم خدا هر چی خیر تو دنیا و آخرت بهت بده عزیزم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:164#
    سلام فاطمه جان
    مشکلات من همه سرجاشونن و من هم همونم
    تنها تغییری که کردم اینه که چند روزه دارم میخندم بی دلیل
    امروز مادرم و خواهرم ترور شخصیتم کردن و تا میتونستن خوارو خفیفم کردن ولی من سعی کردم بخندم بیخودی
    نمیدونم موفق میشم یا نه ولی دارم سعی خودمو میکنم که موفق بشم
    فردا تو مراسم عرفه برای همگی دعا میکنم و محتاج دعای خیرتونم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:165#
    سلام
    امروز توی دعای عرفه یاد تمام دوستانم بودم و یاد دوستان خوب این تالار
    من تا میتونستم برای همه دعا کردم
    باید موقع دعا حالم بهتر میشد ولی تازه یاد خیل گناهانم افتادم و ...
    دیگه نمیخوام چیزی از خودم بگم چون به قول یکی از بچه ها من هرچقدر هم سعی کنم بهتر بشه وضعم نمیتونم رفتار خواهر و مادرم رو تغییر بدم و جلوی زخم زبونهاشون رو بگیرم
    خیییییلی سعی میکنم باهاشون درست برخورد کنم تا ناراحتم نکنن ولی نمیشه
    دارم مدام سعی میکنم حرفاتون یادم بمونه
    راستی پیشاپیش عیدتون مبارک

     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:166#
    زهرا جون سعی کن اصلا به حرفاشون توجه ای نکنی،می دونم سخته آدم از عزیزانش حرف سرد بشنوه ولی شما باید مقاوم باشی،خلاصه نمی تونی اونا رو تغییر بدی ولی می تونی خودتو طوری بسازی که حرفای اونا برات کوچکترین ارزشی نداشته باشه.من مطمینم که شما روزای خوبی پیش رو داری.
    عید شما هم مبارک عزیزم 
    انشالله به حق این روز عزیز هر روز زندگیت عید باشه
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:167#
    فاطمه جان خیلی دارم سعی میکنم که همین کار رو بکنم
    نمیخواستم اصلا اون شادابی رو که به دست آورده بودم از دست بدم
    ولی هر روز علاوه بر مشکلاتی که داشتم و دارم زخم زبونهاشون واقعا آزارم میده
    امروز عصر خیلی محترمانه جوابشون رو دادم اما دلم میخواست واقعا برای همیشه از دستشون خلاص شم
    من دیگه واقعا خسته شدم از بس بهم گفتن خوبه تو رو شوهر ندادیم وگرنه فورا طلاقت میدادن و از این نیش و کنایه ها
    واقعا دیگه شک میکنم که ما تنی هستیم و من واقعا بچه ی این خانواده ام
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:168#
    **شادی** آواتار ها
    سلام زهرای عزیز.بابت این تغییرات مثبت تبریک میگم.
    از نظر جسمی اوضاعت چطوره؟و همینطور غذا خوردنت؟

    یچیزی میخوام بگم شاید تو نگاه اول شعاری بنظرت برسه ولی واقعیته...
    متاسفانه بعضی تیکه ها و حرفها تو خانواده ها بصورت عادت درومده بدون اینکه کوچکترین منظور بدی پشتش باشه... من خودم شاهد بودم مادری مدام به دخترش میگفت شانس بیاری پنجشنبه عروسیت باشه چون فرداش جمعه ست و محضرها تعطیله لااقل یه روز نگهت میدارن وگرنه همون فردا صبح عروسی طلاقت میدن و پست میارن!! این شوخی ای بود که همه تو اون جمع میخندیدن ولی اطرافیان بعد از چند سال خیلی اتفاقی متوجه شدن تنها کسی که هیچ وقت برای این شوخی نخندیدخود دختر بود چون کاملا باور کرده بود ایرادهایی داره که مورد پسند داماد و خانوادش قرار نمیگیره... اصلاح این باور غلط هم خیلی زمان برد...
    خب متاسفانه ازین دست حرفها و شوخی ها تو خانواده هامون کم نیست خود شما باید ظرفیتت رو بالا ببری و این کنایه ها رو در حدو اندازه خودت ندونی چه برسه به اینکه بخاطرش نگران یا ناراحت بشی لازمش هم باور کردنه خودته خودت رو دست کم نگیر اعتماد بنفست رو تقویت کن اگه خوب خودت رو بررسی کنی از ظاهر گرفته تا خصوصیات اخلاقی و معنوی مطمئنا مواردی پیدا میکنی که جای افتخار هم داره...
    من کسی رو میشناسم که تمام ملاک های زشت بودن رو داره-البته بی شک تمام آفریده های خدا زیبا هستن اما خب طبق ملاکهای زیبایی و زشتی امروزی بیان کردم تا بهتر جا بیفته -به گوشش رسیده بود که گفتن فلانی اصلا خوشگل نیست ,فقط میخوام بگی اگه شما بودی چه عکس العملی نشون میدادی؟ این دختر با اعتماد بنفس کامل و یه لبخند عمیق گفت درسته که خوشگل نیستم اما فوق العاده بانمکم!! به قدری اکتیو و پرانرژی بود که واقعا نقصهای چهرش به چشم نمیومد...
    اگه نمیتونی انقدر واضح جواب کنایه هارو بدی لااقل تو درونت که میتونی بجای غصه خوردن برای حرفهای مردمی که هرگز تمومی نداره از خودگویی های مثبت استفاده کنی... اگه اون ایرادها برطرف شدنیه خب از این کنایه ها برای رشد و اصلاح استفاده کن برای مثال اگه میگن "زهرا اخلاق تندی داره " این رو بعنوان یه نقد سازنده بپذیر و سعی تو برطرف کردنش داشته باش, برای ویژگیهای غیرقابل تغییر هم باز بجای ناراحت شدن یه ویژگی مثبت رو بجاش برای خودت یا دیگرون یاداوری کن مثلا بگو "درسته که چشمام درشت نیست اما نگاه خیلی نافذ و جذابی دارم"
    البته جسارت نباشه تمام اینها من باب مثال بود برای روشنتر شدن حرفهام.
     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:169#
    سبز آواتار ها
    تا زمانی که خودت به خودت احترام نزاری نمیتونی انتظار احترام از دیگران داشته باشی

    چرا دعاهایی تو مستجاب نشه  اگر امیدی به استجابت نداری اصلا چرا دعا کردی؟
    هیچ انسانی حق توهین به خودش رو نداره
    جمله ای که درمورد دعا نوشتی عوض کن .چیزی بنویس که ارزش تو در اون مشخص باشه.

    تنها فرق تو با خواهر وبرادرات اینه که تو خودت رو قبول نداری  خودت رو کمتر از اونا میبینی تا وقتی این حس رو نسبت به خودت داشته باشی رفتار اونا باتو همینه
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:170#
    سلام
    حال روحیم تا دیروز خوب بود دیروز هم بد نبودم ولی به خوبی پریروز نبودم
    دوست داشتم اون انرژی رو همیشه داشتم اما نذاشتن
    سبز عزیز جمله رو عوض کردم 
    خانم شادی حق با شماست؛ منم دیروز برای اولین بار جواب خواهرم رو دادم و اون تعجب کرد و اعتراض کرد که من چرا عصبانی میشم و جنبه ی شوخی رو ندارم چون تا حالا همیشه سکوت میکردم 
    میدونم شاید برای بعضیا به نظر بیاد که من خیلی بزرگش میکنم ولی حق با شماست حرفهاشون گاهی اونقدر روم اثر گذاشته که بهترین موقعیت ها رو رد کردم که من لیاقت هیچکس رو ندارم
     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (26): صفحه 17 از 26 نخستنخست ... 71516171819 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •