تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ذهن آشفته زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:زهرا13
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 253

صفحه‌ها (26): صفحه 21 از 26 نخستنخست ... 111920212223 ... آخرینآخرین

ذهن آشفته

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:201#
    سلام 
    ممنون آقای دکتر که باوجود مشغله ی زیاد همچنان به تاپیک من سرمیزنین و راهنمایی میکنین
    بله دقیقا برداشت های شما درسته
    من عادت کردم درمقابل خواسته های دیگران همیشه سرتسلیم پایین بیارم و اعتراضی نکنم حتی اگر بهم ظلمی بشه و همه از این موضوع سواستفاده میکنن فرقی نداره چه دوستان و چه خانواده ام
    بله من میخوام یاد بگیرم استرسهام رو مهار کنم و بیشتر خودم رو دوست داشته باشم آخه من هیچوقت خودم رو دوست نداشتم و همیشه فکر میکردم بدترینم نه تنها از لحاظ قیافه از هر لحاظی
    اما جدیدا دارم سعی میکنم خودم رو دوست داشته باشم و به خودم احترام بذارم 
    ممنون میشم کمکم کنین راه رو درست برم 
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:202#
    زهرا جان امیدوارم حالتون خوب باشه..
    انشاالله با  لطف خدا و اراده ی محکم خودت و راهنمایی اقای عزیزی و سایر دوستان از پس همه ی مشکلاتت بر میای.
    خدارو شکر که حالت خیلی بهتر شده و بهتر از اینم میشه..
     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:203#
    سلام سورا جان
    ممنونم خانمی
    انشالله مشکل شما هم حل بشه به حق این شب عزیز
    امشب شب دعاست و دعاها اجابت میشه
    دعا میکنم مشکلات تمام دوستان خوبم به خوبی و خوشی حل شه و شما دوستان خوب تالار همیاری هم [hr]سلام  اصلا نمیدونم چی بود فقط حس میکنم دوباره متولد شم  چند دقیقه پیش داشتم مرگ رو واقعا تجربه میکردم  فقط یادمه داشتم خفه میشدم  مادرم میگن داشتم تو خواب بلند بلند گریه میکردم و ناله میکردم بعدش هم حس کردم دیکه نمیتونم نفس بکشم هرچه کردم نتونستم داشتم خفه میشدم و ناخودآگاه صدام بلند شدتا ده دقیقه سرگیجه داشتم و نمیتونستم نفس بکشم هنوزم گلوم میسوزه بابا همش قربون صدقه ام میره طفلی خیلی ترسیده نمیدونم این حالتها عصبی بود یا جیز دیکه فقط میدونم میتونستم الان توی جسمم نباشم

     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:204#
    elnaz.t آواتار ها
    زهراخانوم خواب بدی دیدید؟
    الان حالتون چطوره؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:205#
    من حالم بد بود و یادم نیست چه خوابی دیدم
    فقط مادرم میگن که قبل از خفه شدنم داشتم بلند بلند گریه میکردم
    نمیتونستم از خواب بیدار بشم و حال خرابی داشتم و داشتم خفه میشدم
    دوستانم میگن که بختک بوده و من هنوز گیجم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:206#
    ممنون از لطفت زهرا جان..
    چت شده گلم؟؟
    شاید خواب بد دیدی..مواظب خودت باش..
     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:207#
    من هیچی یادم نمیاد سوراجان
    فقط اونقدر ترسیدم که دیگه نمیتونم بخوابم 
    میترسم بازم نفسم بند بیاد 
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:208#
    ارامشتو حفظ کن..ترسو از خودت دور کن..
    قران بخون..
    این اتفاقای تو خواب برای همه پیش میاد..سعی کن بهش فک نکنی..امید که حالت خوب باشه..
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:209#
    از خواب میترسم
    خیلی وحشتناک بود
    واقعا مرگ رو به چشمم دیدم و تا دو ساعت نمیتونستم درست نفس بکشم 
    نمیدونم اصلا چی بود 
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:210#
    aram آواتار ها
    زهرا جان امروز چطوری؟
    نگران نباش حتما یه کابوس دیدی که دیگه انشالله تکرار نمی شه
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (26): صفحه 21 از 26 نخستنخست ... 111920212223 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •