تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ذهن آشفته زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:زهرا13
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 253

صفحه‌ها (26): صفحه 23 از 26 نخستنخست ... 132122232425 ... آخرینآخرین

ذهن آشفته

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:221#
    ممنونم از توجهتون
    برادر من هم تا حالا نتونسته زیاد موفق باشه
    هرچند داره همیشه تلاش میکنه ولی همیشه یه مشکلی براش پیش میاد 
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:222#
    aram آواتار ها
    زهرا جان امیدوارم حا پدرت هر چه زودتر خوب بشه و در این بین خودتم از یاد نبر. درسته که وقتی مریض تو خونه هست سخته و مراقبت زیادی می خواد کاملا درکت می کنم.
    زهرا جان افراد تجاوزکاری که پشیمان نشده اند و حتی حاظر به عذرخواهی کوچولو نیستن واقعا در زندگیشون یک لنگی و ناموفقیتی دارن که اونم از آه طرف مقابلشونه که دچارش هستن. متاسفانه یا واقعا پشیمان نیستن و یا به حدی غرور دارن که نمی تونن یه معذرت خواهی کرده و از دل طرف مقابلشون در بیارن و به نظرم لایق همین زندگی و مشکلاتشون هستن واقعا درک نمی کنن که می تونن با یه معذرت خواهی دل طرف مقابلشون رو به دست بیارن این نوع افراد، افراد واقعا بیچاره ای هستن که نمی تونن درک کنن و همیشه باید در مشکل خودشون دست و پا بزنن و در مورد دعای در آرزوی خوشبختی عزیز فقط می تونم بگم آمین و امیدوارم که دیگه هیچ بچه ای تو این دنیا به این درد عظیم مبتلا نشه که واقعا درد سنگینیه
     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:223#
    ممنون آرام جان
    منم امیدوارم دیگه به هیچ بچه ای ظلم نشه
    از خدا میخوام اگر لیاقت مراقبت از بچه ای رو نداریم بهمون نده
    درمورد پدرم هم میدونم باید مواظب خودم هم باشم ولی بیشتر مواقع خودم رو دیگه فراموش میکنم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:224#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    زهرا خانم عزیز؛

    خیلی مهمه که انسان خودش رو محصور در شرایط بدونه، یا دارای قدرت اختیار و عمل

    هیچ به این فکر کردی که چرا باید ذهنت رو درگیر چیزی بکنی که در اون تقصیری متوجهت نبوده، فردی که اذیتت کرده هم براش اهمیت چندانی نداره یا یادش رفته یا خودشو به فراموشی زده، گناهی هم مرتکب نشدی...؟

    اونی که تقصیر متوجهشه داره راست راست راه میره و زندگی میکنه، اما تو که تقصیر کار نبودی، اینهمه درد و رنج رو نگه میداری؟

    انصاف نیست.

    من نمیگم ببخشش یا نبخشش. فقط میگم رهاش کن

    زندگیت رو به او نبند. برای خودت زندگی کن...

    اگه برای تغییر آماده ای، از همینجا شروع کن

    رهاش کن

    هر چی میخواستی بهش بگی و نگفتی رو روی چند صفحه بنویس و آتشش بزن!

    فقط به آرامش و رهایی از او و فکرش تمرکز کن. تمرین کن این کار رو. نگو نمیشه! شروع کن. تدیجا میبینی که میشه

    به رهایی فکر کن و کاری که گفتم رو انجام بده، تا بعد بپردازیم به سایر مسائل

    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:225#
    سلام
    شرمنده که دیر جواب میدم
    بیشتر از یک هفته بود نت نداشتم با گوشی هم دسترسی ندارم اصلا به تاپیک
    ممنونم از شما آقای دکتر سعی میکنم این کار رو بکنم و نتیجه رو اعلام کنم
     [hr]دقیقا یه روز قبل از پست آقای دکتر شب باز کابوس می دیدم
    این کابوس رو معمولا می دیدم و صبحش تا شب گریه میکردم و قلبم درد میگرفت
    ولی این باز یه کم فرق داشت این کابوس
    همیشه خواب می دیدم که ازدواج کردم و وقتی شوهرم رو می خواستم ببینم توی خواب می دیدم که برادرمه که با زنش نشستن و اون باز....
    هربار بعد این کابوس من کلی گریه میکردم و تا چند روز ناراحت بودم
    این باز توی خواب باهاش دعوا کردم و از خودم دورش کردم
    هرچی میتونستم بهش ناسزا گفتم و از خودم دفاع کردم
    این باز اصلا ناراحت نبودم صبح که بیدار شدم خوشحال بودم که این بار نذاشتم به هدفش برسه
    حس میکنم این همش به خاطر تلاشم برای بهتر شدنم هست
    میخوام خیلی بهتر بشم و ممنونم ازتون که کمکم میکنین
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:226#
    سلام
    من مشاور نیستم یه عضو عادی ام . تاپیکهاتون رو دنبال میکنم.
    تا حالا جرات نکردم براتون چیزی بنویسم چون تخصصی تو این مورد ندارم.
    اما از ته دل براتون ارزوی روزای شاد وخوبی رو دارم.
    براتونن دعا میکنم 
    خیلی خوشحالم که حالتون بهتر شده مطمعنا بهتر هم خواهد شد.
    پیروز باشید 
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:227#
    راهله آواتار ها
    سلام زهرا جان
    چند روزی اینترنت نداشتم
    خوشحالم که بهتری
    همانطور که دکتر عزیزی گفتن افکارتون رو روی کاغذ بیارید و بدون خواندن بسوزانید
    خوردن گلاب رو هم فراموش نکنید
    سلامتی و شادیت آرزویم هست
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:228#
    سلام
    متاسفانه تا حالا نشد این کارو بکنم چون به خاطر مراسمهایی که خونه داشتیم خونه شلوغ بود
    من گلاب خریدم ولی بهم گفتن برای فشارخونم مضره و ترسیدم بخورم 
    نمیدونم الان بخورم یا نه؟
    انشالله به یاری خدا امشب یا فردا نامه رو مینویسم و آتیشش میزنم
    میخوام خوب خوب شم
    دارم تلاش میکنم زندگی کنم و بندگی و ذهنم رو آزاد کنم ازش 
    دیگه کمتر فکر میکنم به اون و کمتر گریه میکنم 
    البته مشکلات زیاد دیگه ای دارم ولی دارم سعیمو میکنم تا بهتر شم 
    از همگی ممنونم واقعا
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:229#
    راهله آواتار ها
    از دکتر طب سنتی باید پرسید (در مورد گلاب)
    ولی میدونم که همیشه واسه مراسم های عزاداری گلاب پخش میکردند و خیلی از کسانی که طب سنتی کار میکنند گلاب رو عامل شادی و نشاط میدونند و به فردی که ناراحته و غمگینه توصیه میکنند
    میتونید گلاب رو هنگام خواب بو کنید
    خالق تو را شاد افرید     آزاد آزاد آفرید
    تحقیر را باور نکن
    سالم و شاد باشی

     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:230#
    ممنونم راهله خانوم
    چشم انجامش میدم 
    از دکتر سوال میکنم درموردش فقط یه کم آلزایمر گرفتم یادم نمیمونه سوال کنم 
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (26): صفحه 23 از 26 نخستنخست ... 132122232425 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •