تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




اختلاف همسرم و خانواده من زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:sambahar
آخرین ارسال:طباطبایی
پاسخ ها 26

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اختلاف همسرم و خانواده من

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    همسر من آدم بدی نیست.خیلی صفات خوبی داره،واسه خیلیا الگوست واقعا و ازش مشاوره میگیرن.توی خونه بهم خیلی کمک کرده تاحالا،باهم همه چیزو ساختیم و جلو رفتیم.ولی واقعا لج بازو خود محور و حساسه
    گیرم که کسی اشتباهی کرد،دیگه تمام.باید بیاد ازش معذرت بخاد رودررو تا ببخشه.اینکه  با رفتارمون نشون بدیم نمیشه.آدما از نظرش یا خوبن یا بد و آدم های بد یعنی اونایی که رفتار یا اشتباهی (هرچند ناخاسته) داشتن و اونا ارزش ارتباط رو ندارن.این منطقشه. و اینو در مورد هرکی حتی خونواده خودش اجرا می کنه! ولی من اینجوری نیستم و واقعا کلافم میکنه.اون اگه توی خونشون مشکلی ببینه همونجا مستقیم مخالفت میکنه و همه ام عادت کردن و تسلیمن.از منم انتظار داره همین جوری حلوی مادر پدر م واستم مستقیم و من مجبور شدم اینکارو چند بار انجام بدم و همه رو دلخور کنم
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    خانمی الان می خوای چیکار کنی؟
    می خوای خونه پدرت بمونی یا برگردی خونه خودت؟و می دونی بعد از انتخاب هر کدوم از این دو راه چه اتفاقی می افته؟ آیا به این موضوع فک کردی؟
    جواب این سئوالها خیلی مهمه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:23#
    سلام آنای عزیز


    سوالی که پرسیدین متین
    اما راه دیگه ای نمونده.بعضی وقتا این فاصله ها لازمه به نظرم.نمی دونم.به هر حال نتیجه هرچی هست از بلاتکلیفی و بحث مزمن و توسری خوردن مدام بهتره.همین الانشم من واقعا دچار مشکل و اختلال مزمن توی function  ام  شدم و تمام زندگیم تهدید شده 
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:24#
    عزیزم فک می کنی فاصله توی شرایط الانت درسته؟ به نظر من که اشتباه است
    این که میگم اشتباه است به خاطر اینکه خانواده ات بیشتر از همسرت دلخور می شن که چرا با دخترشون چنین رفتاری داره و همسرت بیشتر از شما و خانوادت که چرا شما رو بر نمی گردونن خونه و شما هم حتما بهت خوش میگذره که بر نمی گردی و از همه بدتر خودت بیشتر از همسرت دلخور میشی که مگه چی شده؟ چرا کوتاه نمیاد؟ مگه اونقدر بی ارزش شدی که نمیاد برگردونتت؟ و .............
    فاصله برای مشکل شما آتیش زیر خاکستر رو فوت کردنه من این تجربه رو داشتم باور کن کارت اشتباه است روزهات داره سپری میشه بدون انجام حرکتی ایمان داشته باش که به جز مرگ هر چیزی راه حلی داره تا شما بر نگردی خونت و پیش همسرت نباشی نمیشه مشکلت رو حل کنی اگه تصمیم گرفتی که برگردی برای چه جور برگشتنت باهم یه راهی پیدا می کنیم ولی باید اول پیش شوهرت باشی
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:25#
    سلام آنای عزیز
    خانواده همسرم بعد 5 روز!!! که سرشون خلوت شده زنگ زدن و گفتن عصری میان برای صحبت و من درحال خوشگذرونی نیستم.من توی این 5 روز هیچ کار مفیدی انجام ندادم!منی که عادت نداشتم حتی 1 روزم بی برنامه باشه.
    ببینیم چی میشه دیگه
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:26#
    طباطبایی آواتار ها
    سلام
    خوبه که نتیجه گفتگو با خانواده همسرتون رو هم بیان کنید
    اما در مورد مطالبی که نوشته بودید ، چند تا مورد به نظر من اومده که عرض میکنم
    اولین نکته این که به نظر میرسه شما تمام ناراحتی ها و گلایه های همسرتون رو که به خانواده تون مربوط میشده "نقل قول "کردید ؛ یعنی دقیقا صحبت همسرتون رو به خانواده منتقل کردید  که همین باعث بروز مشکل میشه
    بهترین راه انتقال دادن موضوع ، به این نحو هست  که ار طرفی با همسرتون صحبت کنید و دلیل اون رفتار رو بگید (البته نه به شکلی که به نظر بیاد دارید از اونها دفاع میکنید) البته اگر هم حق با همسرتون بوده بپذیرید و بهشون هم بگید که اشتباه کردند اما سعی در توجیه اشتباهشون نکنید
    و زمانی هم که میخواید اون رو به خانواده منتقل کنید نباید بگید همسرم گفته ، بهتره بگید که این طور رفتار کردن یا انجام دادن(ندادن) این کار بهتره ..

    دومین نکته که بهش هم اشاره کردند ، عدم ترک خانه و عدم کشاندن مساله به خانواده ها هست
    شما نباید خونه رو ترک میکردید ، اون هم فقط وقتی که مساله شما خانواده هاست . این رفتار شما فرضیه همسرتون که خانواده شما در زندگیتون دخالت میکنند تشدید میکنه، مخصوصا که همسرتون عادت کرده بودند به این که پدر شما مساله رو حل کنند و این بار این کار رو نکردند
    به علاوه در زندگی مشترک ، باید تا حد امکان از دخیل کردن خانواده ها پرهیز کرد ، حتی اگر حل مشکل خیلی سخت بود باید به سراغ کسی برید که هر دو نفر اون فرد رو قبول داشته باشند، خانواده ها چون اغلب احساسی برخورد میکنند مرجع مناسبی به حساب نمیان

     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •