تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شکه یا ... لطفا راهنمایی کنید زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:amir9
آخرین ارسال:amir9
پاسخ ها 15

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

شکه یا ... لطفا راهنمایی کنید

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    فعلا که 2-3 روزی هست گوشیش رو خاموش کرده و خبری ازش ندارم و هیچی قبلش بهم نگفت چرا گوشیش رو خاموش کرده. در مورد راز که چیز خاصی نداشتم اما از اونجایی که احتمال میدادم مورد قبلی تو زندگیم تاثیر بزاره و اهمیت اینکه بعضی از آدما به ظاهر ازت طرفداری می کنن و به قولی هواتو دارن ولی برعکس از پشت خنجر میزنن رو که تو مورد قبلی اتفاق افتاد رو گفتم -- چون بهش گفتم اگر ما با هم رو راست باشیم و به هم دروغ نگیم اگر هرکسی بخواد رابطمونو بهم بزنه دستش رو میشه و میشناسیمش-- و اونم در مورد خواستگاراش و وضعیت خونشون حرف هایی زده و اینکه گفت با بعضی از عمه هام مشکل داریم و از این حرفا.
    البته در مورد کسی که قبلا دوستش داشتم، همون یک ماه پیش بهش گفتم و در مورد صداقت و اینا 3-4 روز پیش حرف زدیم. مشکلی هم نبوده و حرفی نزده و حتی شوخی هم باهام کرده مثلا اسمش رو پرسید بعد یه نگاه بهم کرد گفت نه به هم نمی یومدین البته به شوخی و نه جدی.
    من خودم یه ذره عجول هستم و صبرم کمه البته الان خیلی بهتر شدم چون یه بار دیدم ناراحت شد دیگه سعی کردم این اخلاقمو بزارم کنار. فقط اینکه بدون هیچ اطلاعی گوشیش رو خاموش کرده منو داره اذیت میکنه. بعدا ازش می پرسم ( البته اگر بعدی وجود داشته باشه و یه دفعه کات نکرده باشه)
    فعلا که دلتنگشم 
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    در مورد راهنمایی کردن هم که نه اما مشورت کردن چرا ازش پرسیدم. گفته من تحصیلات برام مهم نیست و از اونجایی که من قصد داشتم ارشد بخونم در موردش حرف زدیم و گفت سربازیت برای بابام مهمتر از ارشده منم دودلم میگم برم سربازی بعد ازدواجمون جور نشه و تنها کسی که ضرر کرده منم از یه طرف هم اگر ارشد بخونم و سربازی رو بزارم برای بعد شاید بگه نظر من برات اهمیت نداشت. چون جواب قطعی بهم نداده و موضوع رسمی نشده موندم چه تصمیمی بگیرم. از یه طرف زن داداشم سردم میکنه و میگه بعید می دونم رابطه تون به ازدواج برسه و همینطور باباش رو میبینم و اون خواستگاره ( و سایر خواستگارایی که معطلش هستن ) و از یه طرف دیگه هم دوستش دارم و هم بعضی وقتا حرفا و عملکردش بهم امید میده. خلاصه گیر کردم و هیچ تصمیمی هم نمی تونم بگیرم.
     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    موج آبی آواتار ها
    گفتید ارتباطتتون با چت بوده بیشتر و الان یهو غیب شدهازطریق ایمیل خبری ندادن
    درمورد ارشد و ازدواج عرض کردم تا خواستگاری نرید یا اعتمادشو جلب نکنید نه شما نه ایشون هیچ تعهدی به هم ندارید و بهتره برنامه خودتونوپیش برید و حداقل امسال شرکت کنید
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    یه هفته اول که اس ام اس بود بعد 2-3 روز چت بعد قرار ملاقات ها فکر کنم 3 یا 4 بار هم ملاقات حضوری تقریبا 3 ساعته هر سری. البته چت کمرنگ تر شده و اس ام اس هم کمتر شده بیشتر زنگ میزنم بعضی وقتا هر روز یا یه روز درمیون 5 دقیقه حرف میزدیم میره سرکار! و بهم گفت که نمیتونه اس بده یا حرف بزنه به خاطر همین موقع برگشت از سرکارش زنگ میزدم البته اینطوری نبود که همه هزینه های تماس رو من بدم بعضی وقتا اون زنگ میزد و تقریبا یه خط در میون بود البته من میگفتم کارت تموم شد و اینا بزنگ که اونم زنگ میزد. از طریق ایمیل و مسنجر هم خبری نداده و الان براش ایمیل فرستادم و آفلاین مسیج دادم. تا ببینم چی میشه.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    آها اینم بگم که دقیقا 3 بار همدیگه رو دیدیم بار اول 3 ساعت و ربع طول کشید که تا سر کوچشون بردمش بار دوم 2 ساعت نیم که این بار هم تا سر کوچشون رسوندمش سری آخر که یکشنبه بود 3 ساعت و نیم که چون می خواست بره مهمونی و دیرش شده بود تا یکی خیابونای اصلی که نزدیک خونه فامیلشون بود رسوندمش. 2 بار اول هم پشت سرش دنبالش رفتم و از جلو خونشون رد شدم و حتی سری دوم جلو در برگشت و منو نگاه کرد و با خواهر زادش که تازه میره اول دبستان حرف زد. یعنی یه جورایی از این دوستی های معمولی نیست و اون هم خونه ما رو میشناسه و از وضعیت مالی خونواده ها هم آشنایی کلی داریم فقط تنها اختلافمون که نمی دونم مشکل ساز میشه یا نه سطح تحصیلاتی خونواده هامون هست ، خونواده من بالاتر هست اما در مورد اختلاف فرهنگی خانواده ها  زیاد نمی دونم. ( خودم رو نمی گم پدر ، مادر و خواهر برادر ها رو منظورم هست) اختلاف فرهنگی من و خودش زیاد نیست شاید بعضی ها بگن من بالاتر هستم اما از نظر اخلاق تقریبا یکی هستیم به جز یه سری مسائل مثل همین خاموش کردن گوشی که خیلی خونسرده و بیخیال (یا حداقل اینطوری نشون میده). اما اگر فقط خودم رو در نظر بگیرم می خوام هر لحظه کنارم باشه.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •