تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




رابطه من وپدرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:avin507
آخرین ارسال:avin507
پاسخ ها 16

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

رابطه من وپدرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    سلام
    شغل قبلیه پدرتون چی بوده؟
    قبلا هم همین رفتار باهمین شدترو نسبت به شما و خانوادتون داشتن؟
    پدرتون چند سالشه؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    بازنشسته ارگان دولتی هستن  وقتی شاغل بودن کمتر بود الان چون خانه نشین شدن روز به روز اخلاقش تند تر میشه 60سالشونه
    بعضی وقتها ما با کارهامون باعث عصبانیتیش میشیم که بهش حق میدم ولی بعضی وقتها بی دلیل بد اخلاقی میکنن
    ما چکاری کنیم  که این شرایط رو تحمل کنیم؟پدرم تو این سن وسال اخلاقش درست نمیشه
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    برای اینکه شما هم به انتخاب خواهرانتون دچار نشوید وبرای فرار از پدر تن به ازدواج های نادرست ندهید باید رابطه تون را با پدرتون درست کنید،اگه تونستید هدیه ای برای ایشون تهیه کنید وبعد به تنهایی با ایشون صحبت کنید البته اصلا دعوایی بینتون نباشه اگه ایشون هم صداشون رو بالابردند شما با محبت صحبت کنید تا بالاخره آرام تر شوند سعی کنید از علاقه خودتون وخانواده به ایشون بفرمایید واینکه اگر خصوصیت خوبی دارند ابتدا از خوبی ها شروع کنید که چقدر فلان خصوصیت ایشان را دوست دارید پس از آن کم کم به سراغ عصبانیت زیاد ایشان وتاثیر آن برخانواده بگویید وبفرمایی با این خصوصیات خوبی که دارید این یک مورد خانواده را ناراحت میکند،سعی کنید از ایشان نظر بخواهید که برای اینکه همه با هم مهربان تر باشید بهتر است چه کاری را انجام دهید،وقتی کم کم خودتان وخانواده تان را در دل پدر جا کنید بعد از مدتی میتوانید با ایشان به یک روانشناس مراجعه کنید البته درخواست مراجعه به یک روانشناس را خیلی سریع مطرح نکنید بگذارید یک یا دوماه بگذرد ودر این یکی دوماه فقط به  ایشان محبت کنید ،وقتی که به روانشناس مراجعه کردید اگر روانشناس صلاح بداند که  به دارو نیاز دارند پدرتان را به روانپزشک ارجاع میدهند تا تحت درمان دارویی قرار بگیرند، در رابطه با مادرتان که فرمودید نمیگذارند شما بیرون بروید باید به ایشان حق بدهید به دلیل اینکه ایشان رابطه خوبی با پدرتان ندارند و حتما زمانی که شما بیرون میروید تنها میمانند به همین علت ترجیح میدهند حداقل شما در کنارشان باشید سعی کنید با مادرتان هم به بیرون وگردش بروید ،اگر هم خواستید روزی تنها به بیرون بروید برای ایشان توضیح دهید که کجا میروید و بفرمایید اگر ایشان هم دلشان میخواهد با شما بیایند، در خانه هم میتونید سرگرمی برای خود ایجاد کنید مثلا هنرهای دستی یا هر چه که علاقه دارید آموزش ببینید ودر خانه انجام دهید میتوانید به مادرتان هم آموزش دهید، امیدوارم که رابطه خوبی در خانوادتان برقرار شود
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    سلام
    خب پدرتون سی سال فعال بود و در حال کار وتلاش بودن
    الان که بازنشسته شدن و در خانه میمانند باعث کم حوصلگی ایشون میشه که این امر باعث پرخاشگری ایشون میشه...
    شما سعی کنید که بیشتر پدرتونا درک کنید و بیشتر با ایشون راه بیاید و خوش رفتار باشید با ایشون...
    شما باید سعی کنید که پدرتون کمتر تو خونه بمونن و بیشتر خودشونا سرگرم کاری کنن مثلا یه مغازه بزنن و اونجا سرگرم بشن...
    گاهی اوقات ازشون بخواهید که با دوستاشون یه برخوردی و یه دیداری داشته باشن این روش کمک روحی میکنه به پدرتون...
    سعی کنید بهشون نزدیک بشین باهاشون دردو دل کنید و ازشون بخواهید که باهاتون دردو دل کنن و یک رابطه ی صمیمانه با ایشون به وجود بیارید تا ذهنیت های منفی ایشون محو بشن...
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    lale آواتار ها
     سلام دوست خوبم..
    من کل حرفاتو خوندم...منم باپدرم هیچوقت نشده که همدردی کنم...تاجایی که واجب نمیشد یا به مشکلی برنمیخوردم اصلا هم کلامم نمیشدیم...با اینکه دختر رنجور وحساسی هستم اما اینو برا خودم مشکلی ندونستم...چون تو اکثر موارد دخترا با مادرشون صمیمی اند...
    پیشنهادی که دارم اینه مثل خواهرات برا فرار از شرایط به ظاهر بد خونوادت تن به ازدواجی ندی که ازته دل راضی نیستی تا ازچاله درنیای بیفتی چاه!!!
    زیاد رو پدرت فوکوس نکن....سعی کن با مامانت تنهاییاتو پر کنی...باهاش دردودل کنی...نه اینکه غصه دارش کنی...باهاش رفیق شی...
    با زندگی جنگ نکن...سعی کن باهاش مدارا کنی
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    سلام لاله جانعزیزم  از اینکه  به تاپیکم سر زدی مچکرم  حتما عزیزم  سعی خودمو میکنم
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •