تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نمیخوام غرورمو بشکنم لطفا کمکم کنید زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mahtisaa
آخرین ارسال:mahtisaa
پاسخ ها 39

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

نمیخوام غرورمو بشکنم لطفا کمکم کنید

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    **شادی** آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'mahtisaa' pid='26768' dateline='1380817100'

    چیزی ک من الان میخوام بدونم اینکه ایشون واقعا منو دوست دارن یا اینا فقط ذهنیت منه؟؟

     
    خیلی خوب اشاره کردی... بنظرت تا کی میشه دوست داشتن رو با رفتارهای غیرمستقیم به طرف نشون داد؟ یک سال برای دلبری و جذب طرف اونم برای کسی که فامیله و شناخت نسبی ازش هست زمان زیادی نیست؟ الان یک ساله که یه ارتباط عاطفی بین شما شکل گرفته اگه واقعا عشقی وجود داره چرا مستقیم ابراز نشده تا خیالش از بابت شما راحت بشه حداقل به زبون شمارو متعلق بخودش بکنه اینا همش جای فکر داره ...


     ببخشید عزیزم الان که پست اولتو دوباره خوندم متوجه شدم یبار ازشون پرسیدی درباره دوست داشتن و جوابش مثبت بوده و بقول خودش الاف بودن رو بهونه قرار داده... صحبت میکنیم دراین مورد...
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    **شادی** آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'mahtisaa' pid='26770' dateline='1380817458'
    راستشو اگه بخوام بگم اینکه ایشون اولین نفریه ک یه جورایی د اره بی محلم میکنه تا حالا کسی با من اینجوری رفتار نکرده اینجوری عمدا ندیدم نگرفته
    این رفتار برام تازگی داره

     
    اینکه انقدر به مشکل خودت واقفی خیلی عالیه نشون میده دختر منطقی ای هستی.
    بنظرم بله حدست درسته احتمالا چون همیشه مورد توجه و تایید اطرافیانت بودی این بی محلی اونم از جانب یه جنس مخالف اونم کسی که یه ارتباط عاطفی باهاش داشتی خب برات خیلی سخته و همین باعث شده هی به گذشته برگردی و مرور کنی ببینی کجای کار اشتباه بوده عاشق بوده یا نبوده...

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    اخه منو ایشون سنی نداریم
    هردو 21 سالمونه
    واینک من دختر مغروری هستم حس میکنم یه جورایی دو دل هستن
    همینطور ک من با وجود تمامه بی قراریم خیلی خونسرد برخورد میکنم
    البته اینم گفتم ب صورت غیر مستقیم این کارو کردن
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    درسته
    البته من دختر منطقی و واقع بینی هستم ب همین دلیل جواب این سوال ک عاشق بوده یا نه دوسم داشته یا نه همیشه تو ذهنم منفی بود هرچند ته دلم چیزه دیگه ای بود
    اینجوری میخواستم ب خودم بقبولونم ک من اشتباه برداشت کردم
    ولی بعد از اینکه اون شب گفت دوسم داره خیلی مردد شدم یه جورایی شل شدم
    و الان واقعا نیاز ب یه جواب قطعی دارم تا بتونم برای ایندم تصمیم بگیرم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    **شادی** آواتار ها
    بنظرم با توجه به شرایط فعلی و خواسته ای که داری بذار این ارتباط به همون روال خانوادگیش ادامه پیدا کنه یعنی اینکه نه خیلی پاپی ابراز عشق از طرف خودت باش نه ازش درباره عشق و علاقش سوال کن یکم شاید بهت سخت بگذره اما شرایطت خیلی بهتر ازکساییه که رابطشون مثل شما بهم خورده اما هیچ شانس دیداری براشون وجود نداره باز شما بخاطر رفتامد خانوادگی این شانس رو دارین خب طی این رفتامدها شما همدیگرو میبینین صحبت میکنین از حال هم خبر دارین  اینطور نیست که "از دیده و بعد هم از یاد برین"...  اگه واقعا عشقی درمیون باشه و شرایط برای ازدواجتون محیا باشه یا خودش و یا از طریق خانوادش یه اقدامی میکنه... اما شما هم سعی کن تا آخر مثل الانت منطقی با این قضیه برخورد کنی و اگه مورد خوبی برای ازدواجت پیش اومد به امید ایشون از دستش ندی چون شما باهاش کاملا کات نکردی و فرصت ارتباط رو از طریق همون رفتامدای خانوادگی فراهم کردی و راه برای جلو اومدنش بازه اگه مورد ازدواج برات پیش اومد مقصر خودشه که بموقع پا جلو نذاشته ... سعی کن دلتنگی هاتو با همین دیدارهای خانوادگی تسکین بدی و بیشتر بهش به چشم یه فامیل نزدیک نگا کنی تا یه عشق از دست رفته اینطوری کمتر اذیت میشی... گاهی زمان بهترین حلال مشکلاته...
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    حق با شماست
    ولی من ب پاسخ سوالم نرسیدم
    از نظر شما رفتار های ایشون میتونه دلیل بر دوست داشتن من باشه؟؟؟
    راستش ما موقعیت های زیادی برای دیدن هم داریم خوشبختانه هم دانشگاهی هم هستیم
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    و اینکه من نمیدونم دقیقا باید چه رفتاری با ایشون داشته باشم
    کم محلشون کنم؟؟
    خوب برخورد کنم؟؟
    جلب توجه کنم؟؟؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    من از شنا ها تز های جالبی برای تحریک ایشون میگیرم
    عده ای بر این عقیدن ک در جمع های خانوادگی ندیدشون بگیرم و کم محلشون کنم
    عده ای میگن از اینکه هم دانشگاهی هستیم استفاده کنمو تو چند روز ب بهانه های مختلف مثل خریدن قرصو گرفتن جزوه و.... باهاشون تماس داشته باشم اینجوری اگه راغب باشه خودش رابطرو ادامه میده
    خودمو ب مریضی بزنم و راهکارایه این چنینی
    شما با این چیزا موافقین؟؟؟؟؟؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    **شادی** آواتار ها
    دوست داشتنی که شما انتظار داری بنظرم نه نداره... یه تاپیکی تقریبا مشابه سوال شما بود اونجام گفتم پسرها برای ادواج بصبوری دخترها نیستن شما الان شاید بتونی دووم بیاری منتظر اقدام طرفت باشی اما یه پسر نمیتونه انقدر تعلل کنه چون دختر هر آن امکان داره موقعیت ازدواج براش پیش بیاد بنابراین یه اقدام هرچند سطحی هم برای متعلق کردن دختر بخودشون میکنن دیگه حداقلش ابراز این خواسته به زبونه حالا نامزدی و عقد بماند...
    این رفتار ها از طرف ایشون بوده تا الان؟
    نگران از دست دادن شما بوده ؟ تلاشی برای فهموندن عشقش بشما کرده؟ شمارو از عشق خودش مطمئن کرده؟
    سنش هم انقدر نیست که بشه رو عواطفش حساب باز کرد چون هنوز به ثبات  و پختگی عاطفی نرسیده ممکنه معیار عشق و ازدواج الان براش یه چیزی باشه و چند ماه بعد تغییر کنه...
     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    **شادی** آواتار ها
    رفتاری که بهتره باهاش داشته باشی تو چند پست بالاتر هم گفتم با توجه به روحیاتت شرایط خانوادگیت  و رفتارهایی که پسر تا حالا باهات داشته درخواست عشق از طرف شما چه مستقیم چه غیر مستقیم خیلی درست نیست و همینطور نشون دادن یه رفتاری متفاوت با روالی که قبلا داشتی....
    با فامیلها چه برخوردی داری تو رفتامدها, با همکلاسیها چه رفتاری داری تو دانشگاه ,همین رفتارها رو با ایشون هم داشته باش نه بی محل تر و نه مشتاق تر نسبت به گذشته... شما هستی موقعیت برای ابراز علاقه هست شرایط برای اقدام ازدواج هم هست پس اگه از طرف ایشون هم عشق و تمایلی باشه مطمئن باش که دریغ نمیکنه ... 
    خب این سیاستهایی که برای جلب توجه بهت پیشنهاد شده تا جاییکه شانت رو زیر سوال نبره و ( دقیقا از اصطلاح خودت استفاده میکنم: حس آویزون بودن بهش دست نده) و فقط دلیلی باشه برای یه ارتباط دوستانه اجتماعی خوبه چون اگه بخوای کامل قطع ارتباط کنی و  خودتو مجبور به فراموش کردنش بکنی دچار یه واکنشهای واررونه میشی و تمایلی شدیدتر از قبل بهش پیدا میکنی پس بذار همین ارتباط خانوادگی در همین سطح ادامه پیدا کنه طی زمان شناختت از اینکه مناسب ازدواج هست یا نه بیشتر میشه و فرصت ابراز علاقه رو هم ازش نگرفتی...
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •