تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خانواده همسرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:Roze sefid
آخرین ارسال:حورا
پاسخ ها 20

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

خانواده همسرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    عجب..خوبه راحت شدين ديگه
    واقعن چاره اي جز صبر نيست
    ما زنا فكر كنم جز زيركي سلاح ديگه اي نداريم انا جان
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    در مورد اين مدل خونواده كسي نظرديگه اي داره؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    كمككككككم كنيد لطفن
    چند شب پيش طبق روال هرشب! مادر شوهرم اينا داشتن با شوهرم صحبت ميكردن تلفوني باهم بحث داشتن و شوهرم عصباني شد بعد زنگ هم كلن اعصاب نداشت و با من دعوا ميكرددوباره بهشون زنگ زد كه بگه اروم شده و اونا ناراحت نباشن به من گفت حرف بزن. توام ازونجايي كه پدرشوهر من ادم عصبيي هست و بد دهن من گفتم نه الان با منم دعوا ميكنه حوصله ندارم درس دارم باز شوهر عصباني تر از قبل شد با من منم عصباني شدم زنگ زدم به مادرش كه چي گفتين كه عصباني شده تا اين حد كه با من هم دعوا ميكنه مادر شوهر اولن كه خودشو به اون راه زد بعدام شروع كرد با من دعواكه تو چرا دلت باي ما تنگ نميشه و زياد زنگ نميزني اينو بگم كه هر شب شوهر به اونا زنگ ميزنه و من هر ٢ شب ٣ شب درميون حرف ميزنم باهاشون
    منم گفتم منم دوس دارم خودم به شما زنگ بزنم وليي وقتي هر٢شب صحبت ميكنيم جايي زياد نميمونه مگه شوهر چقد دلش برا مادر پدر من تنگ ميشه و زنگ ميزنه اصلن نميزنه اين و گفتم بهونش جور شدانقد لحن با طعنه و دعوايي داشت كه نگو كه اون مرده و اين جچيزا من اصن برام مهم نبود شوهر چقد زنگ بزنه به خونوادم ولي اين مادر شوهر انتظار داره من هرروز دلم تنگ شه براش با دعوا و حالت قهر قط كرد اينو بگم كه كلن خونواده ي عشق دعوا يين نه تنها با من تو اين يه سال زندگي چن بار سر هيچ و پوچ دعوا راه انداختن با فاميلاي خودشونم همينن حتي خونه مادرمم بخام برم اذيت كردن حالا ميگين چي كار كنم؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    **شادی** آواتار ها
    رز سفید عزیز سلام.
    من تمام پستهای شمارو خوندم.عزیزم متوجه شدم که چقدر از تماسهای پی در پی خانواده همسرت ناراحت میشی ولی راهی که تا به امروز در پیش گرفتی یعنی اعتراض به تماسهاشون نتیجش چی بوده؟ این تماسها کم یا قطع شده؟
    بنظرم وقتشه تغییری تو سبک برخوردت با این تماسها و رفتارهای خانواده همسرت بوجود بیاری هرچند میدونم مطابق میلیت نیست ولی گاهی لازمه برای حفظ و دوام زندگیمون , برای آرامش و لذت از زندگیمون از بعضی خواسته هامون بگذریم یا بعضی سختیهارو متحمل بشیم.

    از شرایط خانواده همسرت هم یکم توضیح بده لطفا.اینکه چند فرزند دارن, ارتباطشون با بیقه فرزنداشون به چه صورته و مشکل خاصی تو خونشون هست یا نه؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    سلام
    خانواده ي همسرم ٢ پسر دارن كه همسر من بزرگتره و پسر كوچكتر دبيرستاني. من و همسرم ٢٢ ساله ايم و دانشجو. مشكل خاصي ندارند شايد كمي مالي.ولي ديدم كه هرازگاهي با خواهر يا برادرشون تو فاميل سر چيز هايي نه چندانن مهم قهر و قط رابطه كنن. راهي كه پيش گرفته بودم خوب بود هر دو سه شب صحبت ميكردم و كسي كاريم نداشت ولي مادرشوهرم اون شي بعد بحث با شوهرم اين زنگ زدن و دو سه شب حرف زدن و بهونه دعوا كرد. الان هم مثلن قهرن با من .ولي من و همسرم الان باهم خوبيم و همسرم اصلن چيزي نميگه در مورد مادرش. واقعن از اين قهرا و ادا اصولا خسته شدم به نظرم جز سنگ انداختن تو زندگي ما چيزي نيس. يكي دوبار كه با همسرم حرفمون شد و اونا فهميدن همين مادرش و حتي پدرش به من بدوبيراه ميگفتن و چند روزي قهر بودن ديگه خستم كردن پررو شدن دفه هاي اخير پيش قدم شدم براي اشتي شما بگيد الان بايد كاري كنم؟ 
    وقتي انتظار داره مادرشوهرم هرروز بهش زنگ بزنم منطقي نيس اصلن نميدونم چي ميخاد! 
    انگار اونشب دوس داشت كه با من دعوا كنه حتمن ميخاد شوهرمو ازم دور كنه
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    ازار دارن به خدا! تواين شرايط ميگين چه كنم
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    خانمی اینجا مشکل از شماست! چرا هم بازیشون میشید؟ وقتی می بینی دنبال بهانه هستند برای دعوا ،چرا بهانه تراشی می کنید؟ قبلا هم گفته بودم هرچی بیشتر اعتراض کنی بیشتر متهم می شی و آسیب خواهی دید. حالا که دعوایی بوده و تمام شده بگونه ای رفتار کن که انگار قهر نکردید اگه هم روزی صحبتی شد و گفتن قهر بودید بگید نه قهر برای چی؟ مگه چیزی شده بود؟ این رو باور کنید که زندگی ارزش این ریزبینی ها رو نداره اینقد سخت نگیرید گفتم بهتون بذارید دلشون خوش باشه که هر روز با پسر و عروسشون دارن صحبت می کنن باور کن تا چند سال دیگه نه تنها دیگه ناراحت نمی شی بلکه به این شرایط عادت هم می کنی! یاد گرفتم توی زندگی تا وقتی خط قرمزی رو رد نکردن بحث رو ادامه ندن و همونجا تمامش کن. خانواده همسرتون بی تجربه هستند و خانواده ای با سن کم که به این بی تجربگی ها دامن میزنه پس شما عاقلانه تر رفتار کنید تا مشکلات به حداقل برسه چون یکی از اون کسانیکه در این ماجرا آسیب می بینه شمایید. و جمله آخر هیچوقت در رفتار هیچکسی(حتی در پاره از موارد همسرتون هم ) تجسس نکنید ریز نشید که ، کی با کی چجوری رفتار میکنه اینها نه تنها شخصیت ما رو خراب می کنن بلکه فکر رو هم درگیر بازی های بچگانه می کنن! اینها رو در زندگی متاهلی بعد از یه دوران پرتنش و بی نهایت جان فرسا یاد گرفتم . من تجربه کردم شما دیگه تجربه نکنید.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    به خدا منم از تنش خستم از رفتارا و بي ادبي ها خستم 
    حرفاتون خيلي خوبه هميشه ممنونم
    الان مادر شوهره و پدر شوهره قهرن به نظرت من زنگ بزنم يا صبر كنم اصن يه مدت؟
    دو روز پيش بود اين بحثا
    من حرفي نزدم كه بد باشه مادرش با حالت قهر قطع كرد اصن. نميدونم چي ميگه و من اگه زنگ بزنم اصن چي بگم مسخرس اصن اين موضوع
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    دوست عزیز پدر و مادر همسرتان را با پدر و مادر خودتان مقايسه نكنيد و پيش روي آنها از پدر و مادر خودتان تعريف نكنيد. گرچه به طور معمول از پدر و مادر همسر به خوبي ياد نمي‌شود ولي آنها بيشتر اوقات انسان‌هاي خوبي هستند. به هر حال همين‌ها هستند كه همسر شما را بزرگ كرده‌اند و به جايي رسانده‌اند كه شما تصميم گرفته‌ايد تا آخر عمر در كنارش زندگي كنيد. آنها ديگر خانواده شما هستند و بايد آنها را همان‌طور كه هستند بپذيريد هرچند از منش شما پیداست که شخصیت آرام و صبوری دارید اما نباید این را فراموش کنیم که آنها دیگر تغییر نخواهند کرد تا آنجا كه مي‌توانيد به خانواده همسرتان محبت كنيد و به آنها احترام بگذاريد ولي به خاطر آنها خودتان را عوض نكنيد. هميشه الويت‌هاي‌تان را حفظ كنيد. يادتان باشد مجبور نيستيد به خاطر خانواده همسرتان خودتان را عوض كنيد مگر اين كه براي شما فايده‌اي داشته باشد. اگر به خودتان و تصميم‌هاي‌تان احترام بگذاريد مردم به شما احترام خواهند گذاشت.اگر پدر و برادرهای  همسرتان به شما بدي مي‌كند و  بد شما را مي‌گويد، شما به او بدي نكنيد و بدش را نگوييد. خيلي سخت است ولي ارزشش را دارد. در روي پدر و مادر همسرتان نايستيد. نگذاريد سيل انتقادات و اختلاف نظرها شما را با خود ببرد. به آنها احترام بگذاريد حتي اگر لايق آن نباشند. ببينيد در كجا با خانواده همسرتان در احساسات، انديشه‌ها و توقعات و نگرش‌تان درباره موارد گوناگون اختلاف نظر داريد. در آن موارد مرز ميان خود و آنها را مشخص كنيد. دوست عزیز گنجايش خود را مشخص كنيد. بين خود و همسرتان رمزي بگذاريد تا به وسيله آن همسرتان متوجه شود كه ديگر از بودن در كنار خانواده او خسته شده‌ايد و زمان رفتن به خانه رسيده است. 
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    سلام منم مشکل شمارو دارم ولی شدیدتر خونم بغل مادر شوهرمه همه چی تحت کنترلش خیلی سخته خیلی به خصوص که شوهرم چند شب یه بار خونس کاش راه حلی بود
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •