تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خانواده همسرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:Roze sefid
آخرین ارسال:حورا
پاسخ ها 20

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

خانواده همسرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام من و همسرم يك سال كه ازدواج كرديم همسن و هر دو دانشجوييم خانواده هامون هردو در يك شهر و در شهرستان هستندمشكل من دخالت ها و وابستگي شديد خانواده همسرم به همسرم هست تو اين يه سال چند باري كه براي ديدن خانواده هامون به شهرستان رفتيم خيلي اذيت شدم و بهم سخت گذشت چون خانواده ي همسرم به خصوص مادر شوهرم و همچنين شوهرم وقتي مي خواستم پيش خونوادم برم خيلي اذيتم ميكردن هر وقت منو شوهرم ميرفتيم اونجا مامانش زنگ ميزد كه بياين زودتر فقط دوس دارن پيش اونا باشيم شوهرم تحت تاثير اونا نميذاره من خيلي پيش خانوادم برم دو تا خواهر دارم و اون يه برادر واقعن تو خونشون معذبم و شديدن دلتنگ خونه ميشم اونام هي به پسرشون ميچسبن منم بايد نگاه كنم فقط هر جا دوست داشته باشم بريم مادرش دخالت ميكنه و نميذاره اين عيد واقعن بهم سخت گذشت هر شب قهر وًگريه بودهر بارم به همسرم ميگم من پيش خونوادم راحت ترم بيشتر اونجا ميخام باشم قبول نميكنه الانم كه دور از اوناييم هر شب زنگ ميزنن و ناهار شام مارو چك ميكنن يه بار باهشون مسافرت رفتيم واقعن بم بد گذشت انقد كه مادرش فالگوش حرفامون وايميساد و نميذاشت تنها باشيم تو اتاقمون همش هم ميگن باهم باز بريم مسافرت ن وقتي به همسرم ميگم ديگه دوس ندارم با اونا بريم ناراحت ميشه و ميخاد مقابله به مثل كنه در حالي كه خونوادهي من خيلي خوبن هيچوقت مارو مجبور به كاري نميكن خانوادهي همسرم حتي حس ميكنم چشم ديدن شادي مارو ندارن تعطيلات تابستون هر شب به همسرم اصرار شديد ميكردن كه شهرستان بياين در حالي كه ما ميخواستيم باهم باشيم و تفريح كنيم خيلي شبا با همسرم دعوا ميكردن به خواست من نرفتيم چون تحمل سختي و ناراحتياي اونجا رو نداشتم اينم بگم تا حالا با مت بحث و دعوا داشتن سر يه سري موضوع ها و حرفاي زشتي هم بهم زدهر شب كه زنگ ميزنن وبا منهم به اجبار حرف ميزنن ياد همه اينچيزا ميفتم و با همسرم دعوا ميكننم وقتي ميگم بگو هر شب زنگ نزنن خسته شدم ناراحت ميشه و قبول نميكنه چه كار كنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام
    ببخشید من مشاور نیستم ولی نظرمو میگم
    این مشکلاتی که فرمودید در بسیاری از خانواده ها هست
    شما نباید از شوهرت بخوای کمتر با اونا در تماس باشه چون واقعا نمیتونه
    و خانواده همسرت به همسرت توجه دارن و شوهرت اصلا اذیت نمیشه ولی چون این رفتارو با شما ندارند شما ناراحتید
    به نظرم باید تا چند مدت کنار بیای و صبور باشی و بابت رفتاراشون سکوت کنی و صبر این ها رو همسرت میفهمه و کم کم درکت میکنه
    ایشالا که خوشبخت باشی سعی کن وقتی خونه خودتون هستید با همسرت جر وبحث نداشته باشید و از زندگی لذت ببرید تا شوهرتون هم لذت ببره و اصلا وقتی زنگ میزنن خوش و خرم با خانوادش بحرف قشنگ تعارف کن و خوش برخورد یکم سیاست داشته باش
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    قلب لاله عزيز اخه هر شب زنگ زدن منطقيه؟! 
    اونها با من هم خوبن ولي مشكلم با بعضي اخلاقا و دخالت هاشونه كه خيلي وقتها انقد خودخوري ميكنم سردرد ميشم انقد تو ديدن خونوادم حرصم ميدن كه متنفر ميشم ازشون اخه ديدن خونوادم به اونا چه ربطي داره كه رو شوهرمم تاثير ميذارن؟
    ممنون از كمك و نظرت
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    خانمی مشکل از همسرت هست نه خانواده اش! همسرت باید به خانواده اش این مطالب رو گوش زد کنه و تا همسرت در این مشکل ورود نکنه حل نمیشه
    البته خودت می تونی کمرنگ ترش کنی مثلا زیاد حساسیت به خرج نده وقتی رفتی شهرتون اگه شوهرت خواست خونه مادرش بمونه اصرار نکنه بذار بمونه و شما هم به خونه پدرتون برید تنهایی. اگر هم کسی چیزی گفت بگید یه زمان کوتاه اومدیم هر کدوم هم دلش برای خانواده خودش تنگ شده واسه همین هر کی خونه مادرش. وقتی هرشب زنگ میزنن سعی کن بعضی مواقع در دسترس نباشی مثلا اگه زمان زنگ زدنشون مشخصه برید حمام یا آشپزی کنیدو از این جور کارها. در ضمن از تاکتیک های زنونه استفاده کنید بعد از تماس مادرشوهرت بگو یاد مامان خودم افتادم و بزنگ به مادرت و گوشی رو هم بده به شوهرت و این جوری پیش خودت تلقین کن که رابطه های خانواده خیلی گرم و صمیمی هست. شما می تونید بعضی مواقع خودتون پیش قدم بشید برای زنگ زدن بالاخره شما هم عروس اون خانواده هستید!!!
    زندگی رو ما خودمون تبدیل به میدون جنگ می کنیم  خانواده های شوهر ناخواسته خیلی اشتباهات رو می کنن زیاد سخت نگیریم تا جایی که به شخصیتتون توهین نشده جنجالیش نکنید
    تجربه خودم رو میگم:خونه مادر شوهرم همیشه یاد مهربونیاشون می افتم یا محبتهایی که کردن نه وظایفی که نکردن !! کمتر با شوهرم صحبت می کنم تا نکنه خدایی نکرده کسی به هر دلیلی استراغ سمع کنه و یا اگه حرفام رو شنید بد برداشت بشه. بهترین جایی که می تونم به تغییر دکوراسیون خونم فک کنم خونه مادر شوهرم هست!! وقتای بیکاریم به آینده ام فک می کنم که چیکار کنم کجا برم با کی چیجوری برخورد کنم و کلا آینده نگر میشم.یه عضو سببی باید مستمع خوبی باشه نه گوینده خوبی!!!
    سعی کن مشکلات گذشته رو به آب دریا ها بدی که هیچ چیزی لرزش خراب کردن لحظه ای از زندگیمون رو نداره!باور کن.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    انا جان ممنون از اينكه وقتتو برام گذاشي شوهرم تا حالا نذاشته تنها باشم خونه مامانم ميگه دوس ندارم جدا باشيم و مثه به بچه دوس داره خونه خودشون باشه خيلي اذيت ميشم وقتي شهرمونيم با اين اخلاقش نميدونم چه كنم جالبه ميگه دوس داري خونتون باشي چرا ازدواج كردي؟!؟! در حالي كه خودشو نميبينه
    خيلي پيش نهداي خوبي دادي مخصوصن واسه زنگ زدن اونا
    واسه ديدن خونوادم يه فكري بايد كنم ديگه خستم كردن
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    انا جان به نظرت اين زنگ زدن هر شب ميتونه دخالتارو بيشتر كنه يا دست خودمه؟ 
    دوستاي متاهلم تعجب ميكنن كه اينا هر شب ميزنگن
    مرسي از كمكت هميشه شاد باشي
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    من هم مادر شوهرم هر روز زنگ می زد با من حرف میزد و شب زنگ میزد با من و شوهرم حرف میزد به قول خودشون می خواستن ما رو کنترل کنن ولی این رو به زبون نمی گفتن! می گفتن نگرانتون هستیم در کل زیاد این موضوع رو سخت نگیر بعد از یه مدتی کوتاه میان و دیگه زنگ نمی زنن. در ثانی بذار دلشون خوش باشه که هر روز با عروس و پسرشون صحبت می کنن. این جور چیزا رو سخت نگیر از کنارش رد شو و مخصوصا وقتی با خانواده همسرت صحبت می کنی سعی کن در حد احوال پرسی باشه و گزارشی نباشه که بد عادت میشن!!!
    در مورد شوهرت هم قاطع باهاش صحبت کن اگه قرار کاملا خونه مادر شوهرت باشید در حد یک شب وگرنه نرو شهرتون. به شوهرت بگو یا هر کسی خونه مادرش یا یه شب خونه مادر شوهرت و برمی گردید یا اصلا نرو.
    استقلال رو از الان نشون بده بذار همسرت متوجه بشه که شما وابستگیت به خانوادت بیشتر از وابستگیت به او نیست و در ضمن همونطور که حق او هست که با خانوادش باشه نه با خانواده شما این حق رو هم شما دارید.
    من کلیت رو گفتم بالاخره هر مردی نقطه چرخشی داره از او استفاده کن همراه با تاکتیک های زنونه به نتیجه خواهی رسید. مطمئن باش.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
     این که آنا خانوم میفرمایند به نظرم و با اندک توضیحاتی که از همسرتون دادین جز به دعوا در گیری ختم نمیشه
    پدر مادر حق دارند زنگ بزنند شما عزیزم سخت نگیر شاید حوصلشون سر میره و دلخوشیشون زنگ زدن به شما باشه به نظرم دیدتونو مثبت کنید به جای مقابله  بزارید حرف بزنند مگه چی میشه؟
    اینم بگم تا همسر شما اجازه نده و راضی نباشه شما نمیتونی بری خونه پدر مادرت وقتی ازدواج میکنید باید این مسایلم بدونید زندگی مشترک یکسری مسایل هم دارد  پس سعی نکن با زور وادارش کنی بری خونه پدر مادرت  با سیاست و مهربونی میشه از هر دری وارد شد
     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    قلب لاله عزيز اتفاقن راه انا جون خيلي خوبه چون تا حدي امتحان كردم و جواب داده زندگي دو طرفه است هر دو بايد راضي باشن نه فقط شوهر! شما يكم جانب داري
    انا جان دقيقن خانواده ي شوهرتون مثه منه بعد چه مدت كمتر شد زنگاتون؟
    خيلي حرفات بم اميد داد بهترين راهي كه هست برام همينه با دعوا چيزي حل نميشه 
    واقعن ممنون از راهنماييت 
    بيشتر از تجربياتت بگو
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    خانمی من بعد از اینکه به خانواده شوهرم گفتم حامله ام (10 هفته باردار بودم) چون دوست نداشتن من حامله بشم دیگه زنگ زدن کمتر شد و چون استراحت مطلق بودم رفتم خونه مادرم و تقریبا زنگ زدن ها به صفر رسید البته بی توجهی من به حرفهای مادر شوهرم و اشتباهاتی که مادر شوهرم در تماس های تلفنیش داشت که باعث اعصاب خوردی شوهرم و در نتیجه برخورد شوهرم با خانواده اش شد بی تاثیر نبود و در واقع علت اصلی تمام شدن این عذاب همین بود برای همین به شما میگم که زیاد سخت نگیر فقط سعی کن صبور باشی تا شوهرت باورش بشه که خانواده اش دارن اشتباه می کنن وگرنه هر چه شما بیشتر بگی بیشتر متهم می شی!!!!!!!!!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •