تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

تبلیغات ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره تلفنی شبانه روزی




کابوس یا واقعیت زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:panah
آخرین ارسال:panah
پاسخ ها 3

کابوس یا واقعیت

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    از بچگی خوابای بد میدیدم . قبل ازدواج و دوران دانشجوییم دیگه خیلی بدتر میشدم . هر اتفاقی که در طول روز میفتاد انقد بی جنبه بودم شب به بدترین شکلشو توی خواب میدیدم .... 
    وقتیم ازدواج کردم  خیلی بهتر شدم ، شاید چون دیگه تو اتاق تنها نمیخوابم .وجود همسرم بهم آرامش میده .  ولی تقریبا یه سالی میشه که روزایی که ناراحتم یا مشکلی دارم  کابوس مشابهی میبینم .  قبلا خوابای بدم توی مایه های این بود که کسی توی سیاهی دنبالم میکرد و من نمیتونستم جیغ بزنم  یا کمک بخوام  ....
    ولی الان وقتی خوابم میشنوم که یه نفر با مشت به در خونمون میکوبه . یه در چوبی بزرگ که اصلا در حیاط ما در فلزیه .  بعد همیشه فقط به ذهنم میرسه که برم توی اتاق خواب و درو قفل کنم که اگه درو شکوند من جایی قایم شده باشم . بعد من یه جعبه ابزار بزرگ میبینم جلوی در خونمون که توش پر از چکشای بزرگ و پتکه . و هرلحظه از هر کدوم واسه شکوندن در استفاده میشه . تو خواب انقدر از ترس گریه میکنمو جیغ میزنم که آرزوی مرگ میکنم . همیشه همسرم بیدارم میکنه  چون دستامو انقدر مشت میکنم که ناخونام کف دستم فرو میشه .  فشارم میفته از ترس . وقتیم بیدار میشم هنوز میشنوم . میفهمم خواب بود م ولی بازم هیاهو و صدای شکستن در میشنوم و بی اختیار گریه میکنم .  هروقت شب اینجوری میشم  فردا صبح سرگیجه دارم . همسرم میگه تو خواب همش التماس میکنم که اذیتم نکنن . میگه عرق میکنم بعدش ولی همش میگم سردمه . خیلی چیزای دیگه هم تعریف میکنه ولی من یادم نمیاد
    از مشاورین میخوام کمکم کنن .  گاهی اوقات میترسم بخوابم

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    این لینک از سایت پزشکان بدون مرز رو بخونید.شاید کمکتون کنه:

    http://www.pezeshk.us/?p=22640

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    مرسی دوست عزیز
    من کارایی که نوشته بودو قبلا انجام دادم . یعنی همسرم بارها و بارها آخر چیزی که واسش تعریف کردمو با یه پایان خوب توی مغزم کرده . همیشه فکر میکردم این یه راه حله که از خودش دراورده ولی الان منبع علمیشو خوندم .
    مرسی . ولی اصلا فایده نداشته . خیلی اذیتم . بعضی شبها میترسم بخوابم . ولی فهمیدم کی ها اینجوری میشم . وقتی روز خسته کننده و پرتنشی داشته باشم
     
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •