تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




بهم گفت که برگردم نمیخوام ببینمت نمیدونم برم یا بمونم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mariya
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 38

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

بهم گفت که برگردم نمیخوام ببینمت نمیدونم برم یا بمونم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    مریم جون فکر میکنی این اولین و اخرین بارشه قبلا این حرف شمارو خیلی عمل کردم ولی نتیجش چیه اون اصلا رعایت نمیکنه همش قول میده بعد میزنه زیر قولش انگار رو رفتار خودش کنترل نداره منم دیگه بریدم دیگه نمیخوام یه حرف کوچلو بهم بگه نمیکشم خدایی
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    من زیاد وقت ندارم لطفا کمکم کنین
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    عزیزم من که میگم خونت بمون عزیزم . باید مشکلش ریشه یابی بشه . مشاورای تالار بهتر میتونن کمکت کنن .
    اگه بری خیلی بدتر میکنی ماجرارو گلم
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    ببین ماریا تو الان یه خانومی....همسرتم شوهرته..دوست پسرت نیس..این خیلی بده که زود زود بگی میرم..خیلی تاثیر میذاره ها..هیچ وقت این حرفو نزن..یه جورایی همسرتو سرد میکنه...الانم بمون....وقتی اومد نه زیادی اخم کن..نه خوشحال باش.....ببین رفتارش چیه....؟اگه چیزی نگفت که هیچ..احتمالا اگه گفت چرا نرفتی که احتمال میدم بگه....اون موقع پاشو برو...لاقل بزار با زبون خودش بگه...
    خدا را گفتم 
    بیا جهان را قسمت کنیم :
    آسمان برای من ابرهایش برای تو
    دریا برای من موج هایش برای تو
    ماه برای من خورشید برای تو

    خدا خندید و گفت :
    تو بندگی کن و انسان باش همه دنیا برای تو …..
    من هم برای تو
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    اون موقع بگو دوست داشتم که موندم و نرفتم....سعی کن باهاش حرف بزنی...خونرو ترک نکن...
    خدا را گفتم 
    بیا جهان را قسمت کنیم :
    آسمان برای من ابرهایش برای تو
    دریا برای من موج هایش برای تو
    ماه برای من خورشید برای تو

    خدا خندید و گفت :
    تو بندگی کن و انسان باش همه دنیا برای تو …..
    من هم برای تو
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    ریشش همون وسواس فکریش که خودم میدونم ولی تا کی باید تحمل کنم عاشقشم ولی خودمم دوس دارم اگه مریض شم بیوفتم یه گوشه بهتره یا با رفتنم به خودش بیاد
     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    باشه یه فرصت دیگه بهش میدم ولی میدونم بیاد خونه دعوا راه میندازه
     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    من درکت میکنم..شوهر دوستمم اینجوریه....جالبه که شوهرش با زبون خودش میگفت پاشو برو..بعد وقتی دوستم پا میشد میومد میگفت اگه دوستم داشتی نمیرفتی...من یه چیزی گفتم تو چرا رفتی..
    خدا را گفتم 
    بیا جهان را قسمت کنیم :
    آسمان برای من ابرهایش برای تو
    دریا برای من موج هایش برای تو
    ماه برای من خورشید برای تو

    خدا خندید و گفت :
    تو بندگی کن و انسان باش همه دنیا برای تو …..
    من هم برای تو
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
     سلام دوستم.من جات بودم نمیرفتم چون اگه بری ممکنه خیلی واست گرون تموم شه.ولی به نظرم اگه شکاکه خیلی با حوصله شکشو برطرف کن اینطوری کم کم اعتماد میکنه و مشکلش کمرنگ و کمرنگتر میشه
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    پاشو به خودت برس...وقتی اومد دعوا راه انداخت سکوت کن...خیلی جواب میده.....
    خدا را گفتم 
    بیا جهان را قسمت کنیم :
    آسمان برای من ابرهایش برای تو
    دریا برای من موج هایش برای تو
    ماه برای من خورشید برای تو

    خدا خندید و گفت :
    تو بندگی کن و انسان باش همه دنیا برای تو …..
    من هم برای تو
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •