تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




بهم گفت که برگردم نمیخوام ببینمت نمیدونم برم یا بمونم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mariya
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 38

صفحه‌ها (4): صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234

بهم گفت که برگردم نمیخوام ببینمت نمیدونم برم یا بمونم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:31#
    سلام مهلا جون راستش رابطمون خوب ولی این جور کارا احتیاج به زمان زیادی داره. هر مشکلی رو که حل میکنی با یکی دیگه مواجهه میشی دارم سعیمو میکنم
    امروزم باهام قهر کرد که چرا صبح از خواب بیدار شدی نزنگیدی چون یه کار مهم پیش اومد نتونستم همون لحظه بزنگم البته شاید اشتباه از من بود چون میدونستم که حساس به این موضوعات[hr]بازم سلام
    من خیلی دلم پر من دلم داره میترکه خیلی ناراحتم میخوام بمیرم میخوام نباشم کسیو ندارم باهاش دردودل کنم اومدم اینجا تا بنویسم میخوام خودمو خلاص کنم[hr]من قوی نیستم این چه عشقیه این چه زندگیه نمیخوام جا زدم دیگه نمیکشم چیکار کنم
    دیگه اصلا نمیخوام باهاش حرف بزنم باهاش قهر میکنم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:32#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    اتفاقی افتاده؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:33#
    ماریاجون این حرفا چیه میزنی عزیزم ؟  دلت از چی گرفته ؟ نگران چی هستی ؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:34#
    خدایا چرا خلاصم نمیکنی چرا میخوای من گناه کنم خودت یه کاری بکن من دیگه دوس ندارم زنده باشم اخه چقد تحمل کنم مگه هر روز دعوا میشه مگه میشه هر روز دلمو بشکنه بعدش هیچی باید فراموش کنم [hr]اره اتفاقی افتاده میخوام نباشم میشه[hr]من خیلی ضعیفم نمیتونم از پسش بر بیام همش بهم گیر میده همش بهونه میاره  که دوسش ندارم من نمیتونم بکشم[hr]اونقد دوسش دارم که نمیتونم یه لحظه بی توجهیشو ببینم حالا اون برگرده بهم بگه دوسش ندارم که بهش زنگ نزدم شماها چه حالی میشین[hr]من باید برم الان همسرم میاد نمیخوام بدونه اینجا میام ببخشین خداحافظ
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:35#
    سلام عزیزم
    ماریا جان توی زندگی اونقد از این اتفاقا میوفته که کم کم یاد میگیری مشکلاتو حل کنی نه باهاشون سازگاری کنی
    انسان ذاتا محبت طلب هست و شما به همسرتون بیشتر از اونچه باید محبت کردین و این مشکل منم هست چون اونقد عاشقش بودم که خودم یادم رفته بود من قصد نصیحت و یا حل کردن مشکلتو ندارم چون اولا من در اون حد نیستم و در ثانی مشاوران عزیز این سایت اطلاعات مفیدی رو در اختیارت قرار میدن
    5شنبه خونه مامانش بودیم با من سرد بود یعنی طوری که همه فهمیدن منم دستی بهم میخورد حتما گریه میکردم  اومدیم خونه گفتم با من سر سنگین بودی کاری اشتباهی انجام دادم گف نه چطور مگه؟ منم گفتم 2ماهه فرصت دوباره به زندگیمون دادی ولی هیچ تلاشی نمیکنی گف من همینم نمیخوامم تلاش کنم بهت که گفتم همینه که هست
    خیلی ناراحت شدم رفتم روشویی و میخواستم خودمو با گریه اروم کنم ولی گفتم تا کی من گریه کنم و اون منو له کنه دعا کردم خدا صبرم بده اومدم بیرون گفتم منو چقد دوس داری گف دوست دارم ولی معمولی!!!! گفتم منم معمولی دوست دارم!! فک میکنی مثل قبلا برات میمیرم زندگی دو طرفست تو باشی من هستم هر چی فداکاری بود برات انجام دادم ولی نخواستی بدونی پس بدرک هر جور راحتی
    فک میکنی طلاقم بدی شوهر نمیکنم؟ عزیزم شوهر میکنم ولی بالاخره هر زندگی همیشه مشکلات خودشو داره و حتما که اونجا هم باید با یکی دیگه خودمو  وفق بدم حالا که دارم با تو. تو این زندگی با مشکلات سر و کله میزنم پس چرا زندگیمونو زهر هم کنیم
    سرمو گذاشتم و خوابیدم از اون روز محبتمو کم کردم نه اینکه محلش نذارم بلکه دیگه براش لقمه نمی گیرم دهنش بذارم_ هی تعریفشو بکنم_ بخاطرش از خودم نمیگذرم
    و بخدا شوهرم مهربونتر شده من فقط سعی میکنم یه زنی باشم که اومده محبت ببینه و خوشبخت بشه
    و حالاعزیزم شما سعی کن برای شوهرت زن باشی نه مادر و یا فداکاری که خودتم یادت بری
    چون مرد زن  مستقل و مغرور رو دوست داره که در عین اینکه کنارشه ازش دور باشه
    باید ریسک کنی من توی 5/5 سال زندگیم با شوهرم هر راهی رو امتحان کردم جواب بده ادامه میدم وگرنه راه دیگه ای رو امتحان میکنم 
    طلاق گذفتن راحته ولی با طلاق عرش خدا رو میلرزونی و معلوم نیست شوهر تازت بدتر از ایشون نباشه 
    شما یه خانم فهیم هستی پس باید بفکر راه کار باشی نه فرار
    ایشالاه درس میشه
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:36#
    سلام .مرسی مهلا جون که به دردودلام توجه کردی دیروز داشتم خفه میشدم ببخشین اگه دردامو میارم اینجا.  راستش حس میکنم خیلی ادم ضعیفی هستم وقتی مشکل عاطفی دارم اصلا اختیار هیچ کاری رو ندارم فکر میکنم دیگه دنیا تموم شده. دیشب خودش اومد معذرت خواهی کرد گفت من انتظارم ازت زیاده دست خودم نیست ،فقط باید الویت اولت من باشم نه کارای دیگه. منم گفتم همینطوری بعضی وقتا نمیشه دیگه.
    اقای دکتر عزیزی از شما هم معذرت میخوام دیروز حالم خوب نبود جواب سوالتونو خوب ننوشتم.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:37#
    سلام اقای دکتر. من خودم فکر میکنم یه مشکلی دارم نمیدونم باید اینجا بنویسم یا یه تایپک جدید ؟.
    همسرم میگه خیلی عجله ای هستم طوری که بهش استرس میدم. مثلا اگه فردا قراره برم جشنی یا یه قراری دارم از شبش همه وسایلا و لباسامو اماده میکنم اگه اماده نکنم نمیتونم راحت بخوابم یا مثلا قبلنا که با اتوبوس میرفتم دانشگاه تقریبا یه ایستگاه به مقصدم از جام پا میشدم میومدم جلوتر. یا وقتی میخوام چیزیو تعریف کنم میخوام هر چه زودتر منظورمو برسونم. من نمیتونم کارامو دقیقه نود انجام بدم میخواستم بدونم این کارام نشونه مشکل خواسی هست باید چیکار کنم .ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:38#
    محسن عزیزی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'mariya' pid='28991' dateline='1381835366'
    سلام اقای دکتر. من خودم فکر میکنم یه مشکلی دارم نمیدونم باید اینجا بنویسم یا یه تایپک جدید ؟.
    همسرم میگه خیلی عجله ای هستم طوری که بهش استرس میدم. مثلا اگه فردا قراره برم جشنی یا یه قراری دارم از شبش همه وسایلا و لباسامو اماده میکنم اگه اماده نکنم نمیتونم راحت بخوابم یا مثلا قبلنا که با اتوبوس میرفتم دانشگاه تقریبا یه ایستگاه به مقصدم از جام پا میشدم میومدم جلوتر. یا وقتی میخوام چیزیو تعریف کنم میخوام هر چه زودتر منظورمو برسونم. من نمیتونم کارامو دقیقه نود انجام بدم میخواستم بدونم این کارام نشونه مشکل خواسی هست باید چیکار کنم .ممنون

     
    سلام

    با آرامش، راهکارهای ارائه شده رو انجام بدین و مرتب مرورشون کنید.

    برای مساله جدیدی که نوشتید، تاپیک جدید باز کنید.

     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 4 از 4 نخستنخست ... 234

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •