تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




بهم گفت که برگردم نمیخوام ببینمت نمیدونم برم یا بمونم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mariya
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 38

صفحه‌ها (4): صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

بهم گفت که برگردم نمیخوام ببینمت نمیدونم برم یا بمونم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    لطفا کمکم کنین دیشب بازم دعوامون شد گفتم میرم گفت از کار برگشتم نبینمت حالا چیکار کنم میخوام برم اگه برم همه چی تموم میشه
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    ماریا جون من چیزی از مشکلتون نمیدونم . چی شده ؟ سر چی بحثتون شده عزیزم ؟
    نگران نباش همه چیز درست میشه
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    ماریا جون تاپیک قبلیتو خوندم . میشه توضیح بدی چی شده ؟ شاید بتونم کمکت کنم .
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سر همه چی الکی گیر میده داشتم تو اینترنت مدل لباس میدیدم گفت داری چیکار میکنی نشونش دادم بعدش با طوطیاش بازی میکر اومد که بخوابیم منم لب تابو بستم که بخوابیم برگشت گفت دیدی من دارم میام بستی که من نبینم چیکار میکردی منم گفتم دیگه بسه خستم کردی با این شکات دیگه میرم گفت نری بد میشه
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    ماریا جان سر چی بحثتون شده؟منم تاپیکتو خوندم...
    خدا را گفتم 
    بیا جهان را قسمت کنیم :
    آسمان برای من ابرهایش برای تو
    دریا برای من موج هایش برای تو
    ماه برای من خورشید برای تو

    خدا خندید و گفت :
    تو بندگی کن و انسان باش همه دنیا برای تو …..
    من هم برای تو
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    امروز بهت زنگ زده از محل کارش؟
    خدا را گفتم 
    بیا جهان را قسمت کنیم :
    آسمان برای من ابرهایش برای تو
    دریا برای من موج هایش برای تو
    ماه برای من خورشید برای تو

    خدا خندید و گفت :
    تو بندگی کن و انسان باش همه دنیا برای تو …..
    من هم برای تو
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    شاید خواسته امتحانم کنه که میرم یا نه به قول خودش دوسش دارم یا نه ولی من واقعا نمیکشم دو هفته اس قلبمو دست چپم درد میکرد رفتیم دکتر گفت از استرس و فکر زیاد دست چپم دیگه کار نمیکنه
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    نه منم نزنگیدم وقتی بیدار میشم میزنگم ولی نزنگیدم
     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    کسی نیست کمکم کنه من چیکار کنم اخه
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    عزیزم  هیچ وقت دیگه نگو میری . انقد بده . فکر کن اوون این حرفه بزنه بهت . انقد دو دلی و شک پیش میاره .
    به نظرم وقتی از سر کار اوومد به روی خودت نیار خیلی عادی رفتار کن .  سعی کن دوباره با هم خوب بشین بعد یه موقع مناسب با آرامش باهاش صحبت کن . نه اینکه بهش بگی چرا شکاکی ؟ نه /////
    اول بهش بگو که چقدر دوستش داری و همه ی خوبیاشو مثال بزن و بالا ببرش . و بعد کم کم بهش بگو که واقعا با این احساسی که بهش داری اوون نباید به چیزی شک کنه که شاید تو بهش بی توجه بشی یا چیزی رو از ش پنهان کنی .

     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •