تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مخالفت خانواده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:smail_slm
آخرین ارسال:bad_bakht
پاسخ ها 4

مخالفت خانواده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    من 27 سالمه از نجف آباد اصفهان 7 ماه پیش با دختری آشنا شدم تو چت روم نیم باز میدونم کار عاقلانه ای نبوده و اینجور جاها برای آشنای ازدواج مناسب نیست ولی دیگه شد.یک ماهی صحبت میکردیم تا قرار شد برا زیارت با خانوادم برم مشهد منم بهش پیشنهاد کردم اونجا همدیگه رو ببینیم از هم خوشمون اومد و به خانواده هامون گفتیم ولی نگفتیم تو اینترنت گفتیم تو مشهد ولی تمام اعضای خانوادم مخالفن دلایلشونم یکی دوری راهه (دختر 24 ساله از دزفول لر هستند) دومی اینکه ما ترکیم اونا لرن فرهنگامون فرق داره و سومی اینکه شناخت نداریم چهارمی خانواده دختر یکمی وضع مالیشون خوب نیست البته خانواده منم در حد متوسط به پایینه  درباره خانواده خودم بگم که ما با مادرم 10 نفریم و پدرم که سال 79 فوت کرده   6 برادر و سه خواهر سه تا برادرام ازدواج کردن و بقیه هنوز مجردن تو خونه هستند یک برادر و یک خواهرم بیماری اسکیزوفرنی حاد دارن و یک خواهرم سرطان داره که دکترا سه تاشونو جواب کردن من فرزند آخرم شغلم هم کارگر سادست خونه ای که توش زندگی میکنیم مال خودمونه - اما درباره خانواده دختر بگم که سه تا خواهرن یک مادر مادرش دو بار ازدواج کرده و دو تا شوهراش مردن و اجاره نشینن و دختره تو مطب دندون پزشکی منشیه و کار میکنه خرج خانوادشو میده و یه حقوقی هم شوهر دوم مادرش بازنشسته بوده دارن میگیرن خرج میکنن یکی از دلایل مخالفت هم اینه که برادرم میگه تو باید دنبال موقعیت  بهتری باشی اگه با این دختر ازدواج کنی مسیولیت خانوادشم باید بدوش بگیری چون مرد ندارن و تو زندپیت هیچ ÷یشرفتی نمیکنی دختر احساساتی هست من گیج شدم نمیدونم چیکار کنم کارم درسته یا اشتباهه من موندم چیکار کنم هم دوستش دارم هم میترسم میترسم نه خودم خوشبخت بشم نه بتونم اونو خوشبخت کنم کمکم کنید از تمام زوایا میشه این مسیله رو برام باز کنید تا بتونم بهترین تصمیمو بگیرم اگه شما جای من بودید چیکار میکردید
    خیلی ممنون از لطفتون اگه امکانش هست اگه خوندین وجواب دادین از طریق ایمیل بهم اطلاع بدین چون زیاد دسترسی به اینترنت ندارم خیلی ممنون
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    به همیاری خوش آمدید

    خب، همانطور که خودتون هم بیان کردید، شروع آشنایی برای ازدواج شما چندان مرسوم نبوده و مطمئنا اگر در مشهد همدیگر رو می دیدید، ولی کششی نسبت به هم احساس نمی کردید، این رابطه همونجا تموم شده بود.

    بنابراین به نظر میرسه که دو عامل در تمایل شما برای ازدواج بیشتر مطرح هست. یکی وابستگی ناشی از برقراری ارتباطات مجازی و کلامی با ایشون، و دومی هم کششی که در نتیجه دیدار با هم برای شما ایجاد شده. عامل سومی هم ممکنه دخیل باشه و اون اینکه شاید احساس گناه کنید که چون با هم آشنا شدید و همدیگر رو هم دیدید، بنابراین باید با هم ازدواج کنید.

    در هر صورت، ایشون به عنوان یک گزینه برای شما مطرح هستند و ذهن شما رو هم درگیر کرده اند.

    آنچه لازمه طی بشه، ابتدا برمیگرده به خود شما و سپس به خانواده شما. به نظر میرسه هنوز خود شما هم در تصمیم تون برای ازدواج با ایشون تردیدهایی دارید.

    مطمئنا برای ازدواج، کسب شناخت و دیدن زوایای گوناگون مساله حائز اهمیت هست.

    خب، طبعا یکی از موارد دخیل در انتخاب همسر، تشابهات فرهنگی هست. برخی ابعاد عوامل فرهنگی اینها هستند:

    -دین و مذهب؛ تشابه در اعتقاد و یا ...

    -آداب و رسوم؛ تشابه در مراسم مختلف

    -لباس پوشیدن و آراستن ظاهر

    -سنت‌ها

    -اعتقادات و باورها

    برخی فرهنگها به هم نزدیکی بیشتری دارند، و برخی آداب و سنن فرهنگی هم واقعا متفاوت از سایر فرهنگها هستند.

    پیش از این مورد، باید بررسی بشه که شما اساسا چگونه با چند بار چت کردن یا تماس به کسب شناخت پرداخته اید؟ راه شناخت باید تعریف شده و روشن باشه و به نتایج معینی ختم بشه

    پس، ابتدا میزان شناخت شما از طرف مقابلتون، و سپس تفاوتهای فرهنگی، و نظر خانواده ها رو باید بررسی کرد.

    اشکال در هر یک از اینها، پیامدهای مخربی داره و باید با چشمان باز دست به انتخاب زد.

    به عنوان یک مثال ساده، میتونید اینطور تصور کنید که آیا فکر می کنید دختری با خصوصیات مشابه این خانم، در شهر خودتون یا در نزدیکی های شهرتون و با فرهنگ و شرایط مشابه با خانواده تون، براتون پیدا میشه یا خیر؟

    خیلی از مسائل هنوز برای ما مبهم هست. مهمترین اونها هم چگونگی کسب شناخت شماست.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام..حتما برین تاپیک منو بخونین(اختلاف محل سکونت)مشکلات من شاید اندازه شما بزرگ نباشه....اما حتما بخونین..باعث نشین دختر خانم به پاتون بشینه.....نکنین این کارو.....دلشو بشکنین بزار بره پی زندگیش..........خیلی بده که به پاتون بشینه اما بعد یه مدتی هیچی به هیچییی
    خدا را گفتم 
    بیا جهان را قسمت کنیم :
    آسمان برای من ابرهایش برای تو
    دریا برای من موج هایش برای تو
    ماه برای من خورشید برای تو

    خدا خندید و گفت :
    تو بندگی کن و انسان باش همه دنیا برای تو …..
    من هم برای تو
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'smail_slm' pid='27271' dateline='1381003741'
    سلام
    من 27 سالمه از نجف آباد اصفهان 7 ماه پیش با دختری آشنا شدم تو چت روم نیم باز میدونم کار عاقلانه ای نبوده و اینجور جاها برای آشنای ازدواج مناسب نیست ولی دیگه شد.یک ماهی صحبت میکردیم تا قرار شد برا زیارت با خانوادم برم مشهد منم بهش پیشنهاد کردم اونجا همدیگه رو ببینیم از هم خوشمون اومد و به خانواده هامون گفتیم ولی نگفتیم تو اینترنت گفتیم تو مشهد ولی تمام اعضای خانوادم مخالفن دلایلشونم یکی دوری راهه (دختر 24 ساله از دزفول لر هستند) دومی اینکه ما ترکیم اونا لرن فرهنگامون فرق داره و سومی اینکه شناخت نداریم چهارمی خانواده دختر یکمی وضع مالیشون خوب نیست البته خانواده منم در حد متوسط به پایینه  درباره خانواده خودم بگم که ما با مادرم 10 نفریم و پدرم که سال 79 فوت کرده   6 برادر و سه خواهر سه تا برادرام ازدواج کردن و بقیه هنوز مجردن تو خونه هستند یک برادر و یک خواهرم بیماری اسکیزوفرنی حاد دارن و یک خواهرم سرطان داره که دکترا سه تاشونو جواب کردن من فرزند آخرم شغلم هم کارگر سادست خونه ای که توش زندگی میکنیم مال خودمونه - اما درباره خانواده دختر بگم که سه تا خواهرن یک مادر مادرش دو بار ازدواج کرده و دو تا شوهراش مردن و اجاره نشینن و دختره تو مطب دندون پزشکی منشیه و کار میکنه خرج خانوادشو میده و یه حقوقی هم شوهر دوم مادرش بازنشسته بوده دارن میگیرن خرج میکنن یکی از دلایل مخالفت هم اینه که برادرم میگه تو باید دنبال موقعیت  بهتری باشی اگه با این دختر ازدواج کنی مسیولیت خانوادشم باید بدوش بگیری چون مرد ندارن و تو زندپیت هیچ ÷یشرفتی نمیکنی دختر احساساتی هست من گیج شدم نمیدونم چیکار کنم کارم درسته یا اشتباهه من موندم چیکار کنم هم دوستش دارم هم میترسم میترسم نه خودم خوشبخت بشم نه بتونم اونو خوشبخت کنم کمکم کنید از تمام زوایا میشه این مسیله رو برام باز کنید تا بتونم بهترین تصمیمو بگیرم اگه شما جای من بودید چیکار میکردید
    خیلی ممنون از لطفتون اگه امکانش هست اگه خوندین وجواب دادین از طریق ایمیل بهم اطلاع بدین چون زیاد دسترسی به اینترنت ندارم خیلی ممنون
     
     


     
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •