تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دلیل شادیتون چیه؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:گيتار
آخرین ارسال:تبسّم
پاسخ ها 15

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

دلیل شادیتون چیه؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    راهله آواتار ها
    سلام دوستان
    من چند سالی که زندگیمو از نو ساختم
    من هم مثل همه شما شادی از ته دل نداشتم میخندیدم اما نه از ته دل
    زندگیم یکنواخت شده بود کار خونه
    از صبح تا عصر اداره اونم با کلی استرس
    تا یک روز با سی دی اقای خدادادی اشنا شدم خیلی زندگی من رو متحول کرد
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    راهله آواتار ها
    غذا خوردن زندگی کردن و همه چیزم تغییر کرد
    یک مدت گیاه خواری خام خاری کردم
    زندگی برای من بهشت شد
    خواب فوق العاده عالی
    اعصاب راحت ارامش
    رژیم 15 روز تا سلامتی که من بهش رژیم معجزه میگم زندگی من رو متحول کرد
    الان هم چند سال که تغذیه سالم دارم فست فود نمیخورم
    زندگی رو خیلی دوست دارم و شادم به خاطر وجود تن سالمم هوشم و از همه مهمتر خدای مهربونم که هر چی ازش میخام بهم میده اگر از ته دل بخام
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    راهله آواتار ها
    از خود شناسی که به خدا شناسی میرسیم
    وقتی بدونید چقدر غذا روی روح و روان و جسم شما تاثیر داره
    وقتی طبع و مزاج خودتون رو بشناسید
    زمانی که دکتر خودتون باشید(البته نه با دارو، بدون دارو)
    زندگی واستون بهشت میشه
    البته یک مورد دیگه هم هست
    سعی کردم در لحظه زندگی کنم و از اون لحظه ای که توش هستم لذت ببرم
    اینده و گذشته رو فراموش کردم و در حال زندگی میکنم
    شادکامی شما ارزویم هست
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    nar آواتار ها
     
    دنیارو اگر بخوای به مادی بودنش نگاه کنی دلیلی برای شادی وحتی غم براش پیدا نمیکنی..شادی که نباشه ابهام میاد تو زندگیت ..شادی نیست. غم هم نیست. اینا ساخته میشه به دست من.
    من ازغم به شادی رسیدم واز شادی به غم....از ته دل نخندیدم...ولی روح من  گاهی از تهه وجودش خوشحال میشه.یادمه بچه که بودم مامانم وقتی میرفت بیرون تا خریدی کنه وبرگرده یا خونه کسی .با برادرم وخواهرم تصمیم میگرفتیم که مادرمونو خوشحال کنیم.  سه تایی بسیج میشدیم برای تمییز کردنه خونه ..آخه مادرم از تمییزی خونه خیلی خوشحال میشد..چقدر سخت بود تو مدت کم با تمام نیروی بدنی بچه گونه تمییز کردن یه خونه بزرگ. اما ما موفق میشدیم وقتی مادرم میومد . چشمامونو زووم میکردیم روی لبای مادرم وقتی مادرم خونه رو میدید وخوشحال میشد و میخندید. دیگه خستگی معنی نداشت برامون  یه انرژی میدادیم صدبرابرشو خدا بهمون میداد. خوشحالی که حتی بعد از مرگم همراهمون میشه.
    یک ماه تمام برای تولد برادرم رویا درست میکردم که اون روز چیکار کنم تا خیلی خوشحال بشه... اون یک ماه رو که خوشحال بودم هیچ ..............!!!!!وقتی روز تولد میشددیگه اوجش بود. برادرم از صمیمیت ما عشق میکرد. نه بخاطر کادو بخاطر .....!!لبخند برادرم هیچ وقت از قلب من پاک نمیشه.
    کولمو پراز دعا میکنم راه میفتم به طرف مکان زیارتی که همیشه جلو مسیرم قرار گرفته، میرم داخلش و کوله رو باز میکنم همشونو میدم به دست امامزاده بعد میگم:خوشحالم که پست چی دعا هستم برای تو .
    گلهایی سر راهم هست که کسی بخاطر عادت و مشغله توجه بهشون نمیکنه...ولی من میشینم کنارشون نگاهشون میکنم بادستمال خودم برگهاشونو تمییز میکنم.لمسشون میکنم. اونا خوشحال میشن. وقتی خوشحال میشن متوجه میشم نیروی عجیبی به من هدیه کردند، که دلم میخواد بی دلیل بلند داد بزنم فدات بشم خداجون.
     من از خوشحال بچه های تالار خوشحال میشم واز غمشون ناراحت وغمگین.از اینکه بچه های تالار جزء اون اتوبوس آتش گرفته نبودن خوشحال شدم. از اینکه به فکر حل مشکلشون هستن خوشحالم...از اینکه مریم تو جمع ماست بعد از اتفاقات تلخ خوشحالم.خیلی زیاد...
    تو اتوبوس داخل شهری نمیرم صندلی آخر تا راحتر بدون شلوغی بشینمو وبخوابم یا موسیقی گوش کنم که آخرش موسیقی شادی که نمیده هیچ تازه اعصابمو هم خورود کنه. .جلو میشینم که اگه مسافری اومد که پیر بود ویا بچه ای تو بغلش بود بلندشم وبشین سرجای من...شاید اون فکر کنه وظیفه است .ولی من وخدا باهم خوشحال میشیم چون خدا نیروی خوشحالی رو بهم میده..خوشحال میشم که اون خانوم الان میتونه کمی خستگی در کنه...خدا هم خوشحال میشه .
    باید خوشحال کنی تا خوشحال بشی ، کسی که خوشحالش کردی ممکنه بهت نیرو نده چون نمیتونه !!کسی که بهت نیرو میده خدای خودت و خدای اونه که بهت هزار برابر شادی میده.
     
     موسیقی و ترانه خوشحالی لحظه ای میدن... که برای روحت نیست....بلکه به گذر زمان زیادی موسیقی روحت رو از بین میبره.
      معنای زندگی در تغییر نگاه توست به زندگی.

    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    ادامه حرفهای دوست خوبمون "nar" عزیز میخوام بگم... وقتی به یکی تو اتوبوس مترو کمک میکنی برای اینکه اونم راحتتر باشه خیلی کیف میده.
    وقتی میبینی یکی کیف یا مشمع دستشه وسایلشو بگیرید واقعا از ته دلتون راضی و شاد میشید.
    یا مثلا مادر و بچه ای و ارد میشن خودتون ب شدت خسته اید ب اون بچه کوچیک ی جا کوچیک بدید ک بشینه.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •