تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




میخوام طلاق بگیرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:enamel
آخرین ارسال:mozhghan
پاسخ ها 50

صفحه‌ها (5): صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

میخوام طلاق بگیرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    سلام
    خوبی من این راه رو رفتم منم فقط نامزد بودم عقد کرده بودیم  عروسی نگرفتیم اختلافاتی پیش اومد دوران نامزدی تموم شد همه چی
    فقط اینو بهت میگم واسه طلاق عجله نکن همه ی راه ها رو برو بعد اگه چاره ای نداشتی اقدام کن
    در ضمن الان دادگاه قبل اینکه بری پیش قاضی می فرستن واسه مشاوره بعد نظریه ی مشاور دادگاه تشکیل میشه
    سعی کن با خودش حرف بزنی منم خیلی سعی کردم باهاش بزنم ولی نیومد گفت حق طلاق دادم بهت واسه همین روزا برو طلاق بگیر الان که تموم شده اقا پشیمونه ولی چه فایده
    داری مهم ترین تصمیم زندگیتو میگیری واسه خاطر یه جشن همه چی رو بهم نزن به نظر من اگه همسرت میتونه خوشبختت کنه و شما میتونی ایشونو خوشبخت کنی یه جشنه ساده بگیر ریخت و پاش نکن البته نظر شخصی منه
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
     سلام به همه دوستان عزیزم ببخشید من یه مدتی نتونستم پیشنهاداتون رو بخونم
    بله من فقط عقد کردم
    اینکه بدونم میتونه خوشبختم کنه نمیدونم اخه مردی که بخاطر یه حرف کوچیک نزدیک به سه ماهه که باهام حرف نزده چه جوری میتونه تکیه گاهم باشه
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:23#
    سلام خوبی؟
    یعنی تو این مدت اصلا باهم حرف نزدید؟
    سعی باهاش حضوری حرف بزنی مشکلتونو مطرح  کنید همه ی راه ها رو  واسه نگه داشتنه زندگیتون امتحان کنید تا بعدا پشیمون نشی بعد به جدایی فک کن
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:24#
    در طول این ۳ اصلا باهاش صحبت نکردم یعنی جواب تلفنمو نمیده فقط جواب اسمس میده که وقتی من گفتم بایدباهم منطقی صحبت کنیم اگه مشکلمون حل شدنی هست که هیچ اگرم حل نشد فکر دیگه ای میکنیم مثلا جدا میشیم و اینکه خودمون باید به فکر زندگیمون باشیم اما اون جواب داد کورخوندی فکر طلاقو از سرت بیرون کن اگه من شوهرتم باید چادرتو سرت کنی همین جوری بیای خونه م حق نداری دیگه سر کار بری سالی یکبار باید پدر مادرتو ببینی چون جنبه ندارین باهم باشین و تا عمر داره پاشو خونه پدر من نمیذاره توقع دارین بعد از این حرفا من چکار کنم راهی جز اجرا گذاشتن مهریم ندارم

     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:25#
    من اصلا نمیتونم بگم عزیزم تا جایی که میتونی خودتو کوچیک کن تا زندگیت شکل بگیره،همه ی دوستان خودشون هم میدونن معنی زندگی مشترک چیه و اینکه هر دو طرف باید برای پایداریش از یه سری خواسته هاشون بزنن،نه اینکه یه نفر از تمام خواسته هاش بزنه، حاضری به خاطر اینکه فقط رنوگیتو حفظ کنی هر جور تحقیر و توهینو تحمل کنی یا حتی از خونوادت بگذری؟!!! نمیدونم واقعا حفظ زندگی مشترک باید به هر قیمتی باشه؟!!!
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:26#
    سلام خوبی؟
    خوب اینکه میگه نه طلاق میدم نه عروسی میکنم نمیشه که .
    عزیز دل ببین همه ی سعی ما این بود همه راه ها رو بری که فردا بعد جدایی پیشمون نشی ولی می بینی داره زور میگه حرف غیر منطقی میزنه و به هیچ عنوان باهات راه نمیاد چاره ای نداری  ادم تا یه حدی میتونه یه سری چیزا رو تحمل کنه
    قبل این که اقدام کنی خوب همه فکراتو بکن بلاخره هر راهی رو انتخاب کنی به سری مشکلات داره یه سری مزایا
    خوب فکراتو بکن بعد اقدام کن 
    خوب چرا اصلا میگه حق نداری پدر و مادرتو ببینی ازش سوال کردی دلیلش چیه؟
     هر چند به هیچ دلیلی حق این کار رو ندارن اونا پدر و مادر شما هستن ولی دلیلشو بپرس باهاش حرف بزن شاید بتونی قانع کنی نامزدتو
    یه پیشنهاددیگه یه واسطه که همسرت یا خانواده اش قبول دارن بفرستید باهاشون منطقی حرف بزنن شاید مشکلتون بشه
     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:27#
    سلام
    به نظر من آدمی که بی منطق رفتار میکنه و حرف میزنه ارزش زندگیرو نداره چون یک عمر میخوای با آدمی زندگی کنی که بهت زور بگه و خانواده ی تو همه چیز تو هستن هیچ آدمی ارزش اینو نداره که بخاطرش از عزیزترینات بگذری تو همیشه به خانوادت نیاز پیدا میکنی حتی اگه ازت دور باشن. وقتی همسرت از الان داره اینطوری باهات رفتار میکنه فکر اینو بکن زیر یه سقف رفتارهای بدتری هم ازش برمیاد.
    البته مشاوره حضوری برای اینجور تصمیم ها حتما لازمه هیچ بهانه ای برای نرفتن پیش مشاور نیار.
    موفق باشی عزیزم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:28#
    بله زندگی مشترک یعنی اینکه هر دو کوتاه بیان نه فقط یه نفر من بارها گفتم که جواب تلفن منو نمیده و اگه جواب اس مس منو بده فقط توهین میکنه فک میکنید طلاق اسونه من دارم زجر میکشم ولی میترسم از ایندم از اینکه روزبروز بیشتر ازین کوچیکم کنه از طلاق متنفرم ولی مث اینکه فعلا بهترین راه حل فهمیده مهریمو گذاشتم اجرا ولی هیچ عکس العملی نشون نداده نه خوب نه بد
    اینکه میگه نمیذارم خانوادتو ببینی دلیل خاصی نداره پدر مادر من هیچ دخالتی ندارن فقط اوایل میگفت تو خونتون راحت نیستم الانم که فکر میکنه زورش زیاده البته تقریبا تمام خواهر برادراش با خانواده همسرشون رابطه خیلی کمی دارن یا اصلا رابطه ندارن

     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:29#
    سلام خوبی عزیز دل؟
     من هیچ وقت نگفتم طلاق اسونه خودم این راه رو طی کردم خیل خوب درکت میکنم چی میگی
    ولی به اجرا گذاشتن مهریه به احتمال زیاد نامزدتونو حساس تر کنه  قبل اینکه مهریه رو به اجزا بزارید کسی رفته باهاشون حرف بزنه ؟
    اینکه نامزدتون میگن رفت و امد نداشته باشید با خانواده ی خودتون عزیز دل با یه کم توجه و محبت میتونی نامزدتو راضی کنی هیچ بنی بشری از مهر و محبت فرار نمیکنه
    اگه واقعا تصمیم قطعی واسه جدا شدن داری و به این نتیجه رسیدی نمیتونی باهاش زندگی کنی از طریق یه واسطه ی می تونی همسرتو راضی کنی
    به اجرا گذاشتنه مهریه ممکنه حساس ترش کنه کار دادگاهم اینجوری حد اقل سه یا چهار سال طول میکشه اگه واقعا نمیتونی باهاش ادامه بدی قید مهریه رو بزن اونم راضی کن تموم بشه
    نه حتی سر سوزنی امیدواری باشه که بتونید باهم خوشبخت باشید همه ی تلاشتو بکن 
    ساختن یه زندگی سخته و خراب کردنش خیلی اسونه
    برات  اروزی میکنم به ارامش برسی و خیلی قوی از این دوره رو بتونی طی کنی
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:30#
    سلام مژگان جان
    فقط پدرم چند بار تلفنی باخودش صحبت کرده که متاسفانه احترام پدرمو نداشته خودمم که با مادرش صحبت کردم فقط بدو بیراه گفت اینقدر خودشونو حق بجانب میگیرن که کسی نمیتونه باهاشون منطقی صحبت کنه یکبار اتفاقی خاله شو محل کارم دیدم که گفت با خواهر و خواهرزادش صحبت میکنه که بیان خونه ما و مطمئنا اونا راضی نشدن من خودمم سردرگمم پریروز وقتی وکیلم ار طریق دادگاه جلو حساب بانکیشو گرفته متوجه شده که من مهریه مو گذاشتم اجرا من هنوزم شک دارم که کارم درسته یا خیر ولی مهریه مو گذاشتم اجراچون 2 میلیون پول ازم گرفته ولی موقع قهر گفت دیگه پولتو بهت نمیدم پول برام مهم نیست فقط میخواستم کاری کنم بیاد دادگاه ببینمش و بگم اگه طلاقم بده مهریمو میبخشم ولی باید پولمو بهم برگردونه مثلا من هنوز عروس اون خانواده ام ولی مادرش کلی پشت سر من حرف نامربوط میزنه مثلا گفته بود من این دختره رو برا پسرم گرفتم که کارامو بکنه در حالی که من هم از نظر تحصیلات کار و موقعیت خانواده از پسرش سرترم ولی اصلا قدر نمیدونن فکر میکنن فقط خودشون تو دنیا خوبن

     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (5): صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •