تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




میخوام طلاق بگیرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:enamel
آخرین ارسال:mozhghan
پاسخ ها 50

صفحه‌ها (5): صفحه 5 از 5 نخستنخست ... 345

میخوام طلاق بگیرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:41#
    خوب با این اوضاع چاره ای نداری اگه میخوای باهاش حرف بزنی برو ولی به نظر م جای مناسبی نیست پره از ادمای مختلف و داد و بیداد ذاتا میری اونجا هیچی هم نباشه اتفاقات که واسه مردم افتاده ادم می بینه کلی اعصابش خرد میشه
    باز یه تلاشی بکن با زبون خوش سعی کن قبل این تاریخ ببینیش باهاش حرف بزنی نشد به نظرم با اینکه جای خوبی نیست واسه حرف زدن در مورد زندگی چاره نداری
     یه کار دیگه هم میشه کرد خودت یا وکیلت با همسرت حرف بزنه یا اگه به تلفن جواب میده خودت باهاش حرف بزن
    مثلا شرایطی که میتونی قبول کنی یا اونایی که نمیتونی رو براش توضیح بده مثلا بگو اینو نمیتونم قبول کنم به این دلیل اگه قبول کرد که شکر
    اگه نکنه هم که هیچ
    امیدوارم ارامش به دل قشنگت برگرده
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:42#
    سلام
    اگه جواب تلفنمو میداد که کارمون به اینجا کشیده نمیشد مثل اینکه خانوادش نمیذارن با من صحبت کنه اینم یه دلیل برا اینکه نشون بده استقلال نداره بعضی اوقات میگم وقتی اون برا زندگیمون یه قدم برنمیداره چرا من تلاش کنم زندگی مال هردومونه ولی این اقا بریده منم کاری نکنم بهتره بذارم زمان بگذره دیگه هر چی پیش امد

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:43#
    ایشالا مصلحتت  هر چی
    باشه همون میشه هیچی رو نباید به زور از خدا خواست ایشالا خیره
    امیدوام هرجا باشی موفق و پیروز باشی
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:44#
    نرگس آواتار ها
    سلام
    من مشاور نیستم ولی..
    دوست گلم بدون همیشه تو دعوا حلوا خیر نمیکنن پس گذشت کن
    احترام خودتو خیلی نگه دار وقتی میبینی بهت بی احترامی میشه خوب زنگ نزن که کدورتت بیشتر نشه
    انشالله که همه چی ختم به خیر میشه و هر چی که صلاحه پیش میاد ولی بدون اگه با هم رفتین زندگی کنین باید یه قول به هم بدین که تا دعواتون شد بحث این روزا رو پیش نکشین
    فداکاری تو زندگی خوبه تا جایی که طرف مقابل ازش بهره برداری سوء نکنه اینو به هر دوتاتون میگم
    بعدشم خوشگل خانم قبول کن شاید تند رفتی تو دعواتون شاید یه جوری بهش گفتی بهش بر خورده
    من همیشه به تازه عروسا و دامادا میگم یه کمی اول ازدواج باید هم دیگه رو تحمل کنین چون تو دوتا خانواده مختلف بزرگ شدین با دو تا نگرش متفاوت که هر دوطرف هم می خوان همین اول خودشونو به هم اثبات کنن همین میشه که اختلافاتی پیش میاد در ضمن با عرض شرمندگی از تمام آقایون تالار  بازم میگم شرمندم گاهی پسر ها در مقوله ازدواج دیر می فهمن تشکیل خانواده یعنی چی؟ منظورم اینه که فکر می کنن یکی به خانوادشون اضافه کردن نه این که خودشون مستقل شدن تا حس استقلالشون باید صبر کرد
    بازم میگم که خانم ها ستون اصلی زندگین
    نمی گم حتما آشتی کن هر چی خیره و فکر می کنه اون کار درسته انجام بده به حرفای منم فکر کن
    از دوطرف یه داور انتخاب کنین اونا با هم حرف بزنن نظراتتونو بگن اون موقع متوجه میشی نظر همسرت به جداییه یا اینکه خیلی دوستتد  داره و هنوز خامه
    امیدوارم گل لبخند روی لبات بشکفه و دلت آروم بگیره این امضای قشنگ و پر معنیتو برای خودت مرتب تکرار کن
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:45#
    ممنون نرگس خانم به حرفاتون فکر میکنم برام دعا کنید

     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:46#
    سلام  enamel  عزیز امیدوارم حالت خوب باشه
    یه مدت بود بهت سر  میزدم نبودی بلاخره چه تصمیمی گرفتید ؟ حالتون خوبه ؟بی خبرمون نزار بازم میام بهت سر میزنم
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:47#
    سلام به همه دوستان همیاری
    16 اذر ما شورا داشتیم برای تمکین ما به هیچ نتیجه ای نرسیدیم نامزدم با پدرم دعواشون شد و من متوجه شدم که این اقا نمیخواد برای اشتی کوچکترین کاری انجام بده فرداش بهش گفتیم بیا تفاهمی طلاق بده اون ادمی که میگفت طلاق نمیدم و ففط قصدم زندگی کردنه اومد که طلاق بده خیلی راحت منم گفتم نمیخوام تفاهمی طلاق نمیگیرم و هنوز درگیریم

     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:48#
    سلام عزیز خوبی
    یه مدت بود نبودی  بهت سر میزدم خوشحالم که برگشتی
    به خدا درکت میکنم شرایط خیلی سختی داری سعی کن ارامش خودتو حفظ کنی
    سر چی حرفشون شد ؟ پدر و مادرت راضی بودن برگردی سر خونه زندگیت ؟

     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:49#
    مادر و پدرم قصدشون اشتی بود ولی بابام بود که دعوارو شروع کرد البته نامزدمم احترام نگه نداشت مامانش میگفت اومده بودیم اشتی کنیم که خب نشد من از نظر روحی خیلی داغون حتی فکر خودکشی هم بسرم زده خیلی خنده داره که یه پرستار بخواد خودکشی کنه ولی دیگه از این زندگی مسخره خسته شدم 

     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:50#
    سلام عزیز دلم خوبی
    همه ی این راه ها رو با هزار تا توهین وبی احترامی منم طی کردم میدونم چه حالی داری ولی صبور باش
    تا اون جایی که از حرفات برداشت کردم تو تصمیم گیری برا اینده ات مردد بودی ازت خواستم معیارهای خوب و بد بنویسی امتیاز بدی یادته ؟
    به نظرم بتونی تصمیم قاطعانه بگیری فشاری که روت هست یه کم کمتر میشه
    در ضمن عزیز دلم نه شما نه من اولین کسی نیستیم این اتفاق برامون افتاده باشه مطمئن باش اخرین ها نخواهیم بود اصلا به این واژه فک نکن تو هر شری خیری هست که ما ادما ازش بی خبریم 
    بابا داری ماما داری هزارتا ارزو برات دارن اونم ارزوهای خیلی قشنگ روزای قشنگ هم میرسه پایان شب سیه سفید است  هر چی تو دلته اینجا بنویس تو دلت نریز گریه هاتو بکن اشکاتو بریز
    ولی به خدا یه دوره است طی میشه من وضعم افتضاح بود ولی ایمانی که به خدا جونم داشتم سر پا نگه ام داشته البته هنوز اذیت میشیم ولی نسبتا به اوایل فرق کردم به خدا همه اش میگذره
    مواظب خواهر قشنگم باش بدون اینجا کسای هستن که براشون خیلی عزیزی به مشاورین خوب اینجا در میون بزار بهتر راهنمایی ات میکنن بازم بهت سر میزنم گلم



     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (5): صفحه 5 از 5 نخستنخست ... 345

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •