تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




میخوام طلاق بگیرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:enamel
آخرین ارسال:mozhghan
پاسخ ها 50

صفحه‌ها (5): صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

میخوام طلاق بگیرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    من ۲۳ سال سن دارم، ۶ماه پیش با پسری ازدواج کردم که ۳ ماه از من کوچکتر است دیپلم دارد کارمند رسمی با حقوق ۵۰۰ تومن در ماه و من لیسانس دارم کار قراردادی با حقوق ۹۰۰ تومن در طول این ۶ ماه همسرم برای من هیچ پولی خرج نمیکند حتی کادو زوز زن هم نداد، یکبار یه سری از حرفایی که من بهش زدم رو با کلی دروغ به پدر مادرش گفته بود که باعث جنجال شد مادرش بمن کلی بدو بیراه گفت و گفت که طلاق بگیرم اما من کوتاه اومدم و روابطمو با شوهرم بهتر کردم اما اون به هر بهانه دزو دلای من به خانوادش میگه و یکبار هم خواهرش بمن توهین کرد اما اون هیچی نگفت و فقط بعدش از من معذرت خواست و گفت که دیگه میچسبه به زن و زندگیش اون فقط ماهی یکبار میاد پیش من چون محل کارش خیلی دور البته از خانوادشم دوره، هفته پیش ازش خواستم برا عروسیمون واسم النگو بخره که بهم کادو بده اما گفت ندارم و گفت که من پرتوقع ام منم بهش گفتم که اینطور نیست و من باهاش ساختم، همسرم باهام قهر کرد و رفت پیش مادرش بعد از دو روز بدون اینکه بمن حرفی بزنه به پدرم زنگ زد و گفت نمیتونه بامن زندگی کنه و میخواد طلاقم بده و تا الان ۷ روز که بامن تماس نگرفته، من بهش زنگ زدم اما جواب نداد پیامک زدم که از طلاق نمیترسم اما میخوام زندگی کنم و اینکه کار بدی کرده به پدرم زنگ زده بازم جواب نداد منم دیگه نه زنگ زدم نه پیامک دادم رفتارش بچه گونست زودرنج و شایدکمی خسیس نمیدونم باهاش چیکار کنم راه ارتباطی باهاش ندارم حتی نمیدونم اگه خودش بهم زنگ بزنه جوابشو بدم یا نه، مهریه مو اجرا بذارم یا نه؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام عزیز من
    یکم میشه از مشکلات شخصی و دونفره تون بگین
    اینا که تو گفتی کلیت مسئله است
    از مکالماتتون اختلافاتتون و ......
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام دوست عزیز...
    به نظر من هنوز همسرتون احساس مسئولیت در مورد رابطش با شما نداره...
    هنوز فکر میکنه وابسته به خانوادش هستش و دوست داره از طرف اونا حمایت باشه...
    دلیل اینکه درد دل هاتون رو هم به اونا میگه همینه...
    انگار هنوز توانایی مستقل فکر کردن رو به دست نیاوردن...
    ببخشید که انقدر رک گفتم...
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    ممنون از توجه تون
    شوهرم مرد مهربانی هست وقتایی که میرم خونشون حتی نمیذاره یه لیوان از زمین بردارم٫اوایل عقد به طور افراطی منو میبرد خونه خواهرش(خواهرش جاری خواهرمه‏)‏ من زیاد دوس نداشتم چون خونشون یه شهر دیگست و من بیدلیل باید ۳ ساعت تو اتوبوس مینشستم تا برم اونجا ن سه چهار روز بمونم بدون اینکه خواهرش حتی یک زنگ هم بمن نمیزد برای دعوتم عید نوروز منو پیش پدر مادرش نبرد و گفت باید بریم خونه خواهرش من چن بار بهش گفتم زیاد اونجا نریم من معذبم بیشتر حونه بابات بریم و این عامل دعوای اولمون شد که میگفت تو از خانواده من بدت میاد، از ۱۵ روز مرخصیش ۵ روزش منو برد خونه خواهر برادراش و بعدش منو فرستاد خونمون و دیگه پیشم نیومد اون ده روز بیش ابجی داداشاش بود وقتی میگفتم بیا پیشم میگفت پول کرایه راه ندارم البته منم چن بار پیشش گریه کردم که به توجهش نیاز دارم دوس دارم بیشتر پیشم باشه و اون سعی کرده عمل کنه و بهتر از قبل شده، دعوای سر النگو گفت خانمم عزیزم ندارم گفتم چرا سعیتو نمیکنی همش میگی ندارم تا بحال هیچی برام نخریدی و اون ناراحت شد
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام بر شما
    کاربر محترم شما با اطلاع از وضعیت مالی ایشون تن به ازدواج به ایشون دادید پس لزومی نداره که نداشتن ایشون را به رخ شون بکشید  مخصوصا که موقعیت شغلی و تحصیلی شما از آقا بالاتر هست و خودبخود حساسیت ایجاد شده و اگر خودتون هم به زبان بیاورید دیگه بدتر میشه وقتی موقعیت خانم از آقا بالاتر باشه متاسفانه یک کم کار سخت میشه و خانم باید خیلی مواظب رفتار و گفتارش باشه که خدایی ناکرده اقتدار مرد شکسته نشه چون بهرحال خود آقا حس میکنه که از شما پایین تر هست و اینکه خودتون هم به زبان بیاورید ایشون را حساس تر و غرورشون را جریحه دار می کند بهرحال شما باید این وضع را بپذیرید که آقا درآمدش کم است اگر می توانید با این شرایط کنار بیایید سعی کنید که خیلی مواظب رفتار خود باشید که آقا اقتدارش شکسته نشه  یک مدت هم شما تماس نگیرید و پیامک ندید ببینید چه اتفاقی می افته فعلا هم مهرتون را به اجرا نزارید به خودتون و آقا فرصت فکر کردن بدید
    کتاب رازهایی در مورد مردان را هم اگر تونستید مطالعه کنید
    انشالا شادکام باشید
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام خوشگل خانوم
    بله دوستمون م.ن راست میگن
    وااااااااااقعا مردها به اقتدارشون نیاز دارن
    دوست خوبم
    تو اگه حتی بهش سرکوفت هم نزنی اون از وضعیت بد اقتصادی اش در رنج هست
    خودش این مسئله رو درک میکنه
    بیشتر بودن حقوق تو از اون این مسئله رو تشدید میکنه
    شما مهمترین و باارزشترین خصلت یه مرد رو زیر سوال میبر ی اگه بگی که پول نداری و تلاشت کمه و ....
    برو از خیلی از مردهای با تجربه مون بپرس
    بیشترین دلگیری هاشون تو زندگی وقتهایی بوده که بقیه مخصوصا خانواده اقتدارشون رو زیر ذره بین بردند
    ------
    خدا رو شکر که مهربونه. همیشه با خودت این خصلتشو تکرار کن و به خاطرش ازش قدردانی کن
    --------
    این قهر کردن هاش و بی محلی هاش هم از سن و سالشه
    یه دختر 23 ساله رو نمیشه با یه پسر 23 ساله مقایسه کرد
    به مرور زمان شخصیتش کامل میشه دیگه
    ------
    بشین به نظرم کارهای بدی رو که در حق هم انجام دادین رو صادقانه بنویس
    اگه دیدی کفه ی ترازو به سمت اون سنگینه شاید بد نباشه که به واسطه ی یه فامیل یا دوست یکی رو واسطه کنی
    دوست خوبم
    باور کن مشکلاتی بقیه دارن که تو یه ذره اش رو هم نداری
    جدا از مشاورات راهنماها و مشاورین خوب این تالار استفاده کن
    بایستی ما همه مون رو خودمون کار کنیم تا بتونیم زوج مناسبی برای همسرانمون باشیم

    من یقین دارم که شما بهترین عملکرد رو پیش میگیرین و مراقب زندگی تون هستین
    شاد باشی
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    چرا دیگه کسی نمیاد بهم مشاوره بده من خیلی به کمک نیاز دارم و واقعا داغون شدم خیلی بلاتکلیفم بس که فکر کردم مغزم داره میترکه
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    دوست عزیزم کار به کجا رسید؟
    باهاتون تماس گرفتن؟
     
    اگر می دانستید که افکارتان،چقدر قدرتمند است؛هیچگاه حتی برای یکبار دیگر هم منفی فکر نمی کردید...!
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    sadaf21 آواتار ها
    دوست عزیز بایدبگویم شمابه یه عزم جدی ،بینش قوی وتدبیر درست ومهمتر از همه  به صبر وشکیبایی نیاز دارید که خودرابه آن مجهز کنید.به دور از احساسات وهیجان با مسئله تان بطور منطقی برخورد کنید و خودرا یه قربانی تلقی نکنیدهمسرتان را هم درنظربگیرید..تو رابطه تان تفاوت وتضاد فرهنگی وخانوادگی به چشم میخورد.شما می توانستید انتخاب های بهتری داشته باشید ولی حالا انتخابتون رو کردید پس مسئولیت آن را هم بپذیرید.مطمئنا این مسائل به یکباره ایجادنشده وانتظار حل معجزه آسای سریع آنرا هم نداشته باشید.در ازدواجی که انتخاب شتابزده  ،بدون سنجیدن تمام موارد و بررسی همه جوانب شکل گرفته باشد نتیجه خوبی نخواهد داد.شماهم عزمتان راجزم نموده وبرای گره گشایی کارتان پیشقدم شوید.مصداق مثال معروف اینکه قبل از ازدواج چشمهاتون وخوب بازکنیدبعد ازدواج چشمهاتون رو بعضی از مسائل ببندید باشید یادتان باشد، اجرای مهریه وطلاق بعنوان آخرین راه حل درنظربگیرید.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    سلام دوست گرامی
    اگر تا چندروز دیگه تماس نگرفت سعی کنید با خودشون یا خانواده شون تماس بگیرید و علت را جویا بشید و بهشون بگید که تکلیف شما چی هست و ادامه این روند برای شما مشکل است و هرتصمیمی دارند بیان و مثل دو آدم منطقی و بالغ در موردش صحبت کنید اینکه قهر کنید و باهم حرف نزنید مشکل حل نمیشه باید رو در رو با هم صحبت کنید و به توافق برسید بهرحال احساسات شما هم مهم است و ایشون باید متوجه این رنج بلاتکلیفی که شما دارید متحمل میشید باشند به جای میدون خالی کردن و قهر کردن و حرف نزدن سعی کنید منطقی با هم در مورد مشکل تون صحبت کنید قهر رفتار بچه گانه ای است که فقط از بچه ها توقع میره
    شادکام باشید
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (5): صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •