تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




زندگی یه آدم همیشه عصبانی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:hola
آخرین ارسال:موج آبی
پاسخ ها 16

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

زندگی یه آدم همیشه عصبانی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    چندتا مسله هست که رنجم میده 
    چند وقتی پیش مشاور و روان پزشک اینا رفتم اما بعد یک سال تغییر خاصی اتفاق نیفتاد
    مشکل اول من به عصبانی بودنم بر میگرده 
    من آدم به شدت تحریک پذیری هستم 
    تقریبا با 90% آدم های اطرافم اختلاف و دعوا دارم
    چندین ساله که خواب های اینطوری هم میبینم 
    مثلا تو خواب میبینم که دارم میجنگم 
    یا میبینم تو دعوا هستم
    گاهی خودم رو نینجا میبینم که میره بقیه رو میکشه 
    چند بار هم عصبانیت های دنیای واقعیم وارد خوابم میشه
    مثلا چند بار دیدم که از بس سر یکی داد میزنم که از نفس میفتم
    همونطور که اول گفتم تحریک پزیریم خیلی بالاست
    مثلا تو مترو اگه کسی برای بیرون رفتن با دستش راه رو باز کنه و به من فشار بیاره جوش میارم 
    وقتی بیشتر فکر میکنم میبینم که تو ذات فکریم نگران نوعی تهدید از دیگرانم 
    یعنی دایما تو نوعی حالت گارد هستم و دایما دارم آنالیز میکنم که فلانی با من دوست هست یا دشمن
    و اینم ربطی به واقعیت نداره
    شاید یکی 100 بار در حقم خوبی کرده باشه و فقط یه بار سرکارم گزاشته یا شوخی خوبی نکرده 
    تموم شد
    تگ دشمن میخوره روش و دیگه کل روابطم باهاش قطع میشه
    من خیلی از دوستام رو اینجوری از دست دادم
    مشکلم جایی حادتر میشه که وقتی تحقیر و بی احترامی بیشتری از سمت یکی میبینم این قضیه شدت میگیره و شاید بیشتر از 5 سال منتظر فرصت باشم که انتقام بگیرم
    این شامل شرکت ها هم میشه
    مثلا یه بار تو یه سازمان دولتی تحقیر شدم 
    بیشتر از 6 ماه وقت گزاشتم و وارد شبکه سازمانیشون شدم و کل زیر ساختشون رو تخریب کردم
    یا تو شرکت هایی که با دوستام تاسیس کردم هم همینطور
    وقتی دیدم به کس دیگه ای اهمیت بیشتری میدن یا دسته جمعی من رو نقد میکنن کل ساختار شرکت رو خراب کردم و اونقدر پیش رفتم که دیگه بعد از من هیچ کس حاظر به ادامه کار نشد
    مثال های این چنینی زیاد هستن تو زندگی من و نهایتا با کسایی که احترام من رو حفظ نکنن ویا با من شوخی بکنن طوری که من اجازه نداده باشم اینطور میشه (میدونم طرز فکرم اشتباهه اما نتونستم عوضش کنم)
    اوایل فکر میکردم که این مشکل تازه برام ایجاد شده اما هرچی فکر میکنم خیلی طولانی تر از این حرفاست
    این قضیه تو من زیاد پیش روی کرده و الان من یه آدم تنها و منزوی هستم
    تازگیا هم که به فحاشی رسیده کارم 
    مثلا تو تخریب شخصیت یکی خیلی زیاده روی میکنم و بعدا به خودم میگم که اصلا خوب نیست 
    اما باز ته دلم از اون فحش ها میدم و فراموش میکنم
    خب دور از انتظار نیست که بیشتر آدم ها ازم بترسن یا ازم فرار کنن
    این قضیه شامل روان شناسمم میشه
    جایی احساس کردم که من براش مهم نیستم و اونم فقط وراجی میکنه 
    اون رو هم طوری رنجوندم که ...
    بار ها تصمیم گرفتم که عوض بشم
    اما نشد 
    الان که تو خیابون هم راه میرم به فکر دعوا کتک زدن هستم
    همش تو تخیلم از تو کمرم دو تا شمشیر میکشم بیرون و فرو میکنم تو بدنه ماشین
    یا آدم ها رو باهاش میترسونم
    آدم خیلی خیلی حسودی هستم

    نکته دیگه به افراط و تفریطم بر میگرده:
    یا با یکی دشمن خونی هستم،یا یه دوست 100% وفادار
    اوضاع هم اونجا بدتر میشه که از اون هایی که اعتماد بالایی داشتم مورد ستم قرار میگیرم

    بعضی ها میگن سید ها کلا غضب ناک هستن
    بعضی جاها هم خوندم که دموی ها کلا آدم های اصبانیی هستن

    گاهی فکر میکنم که شاید این مسله به تربیت و کودکیم برمیگرده
    اولین آدم هایی که این احساس رو نسبت به بهشون پیدا کردم دایی و شوهر عمه ام بودن
    و خب میتونید حدس بزنید که اخلاقشون شبیه به همه
    آدم هایی که تو جمع گرم میگیرن 
    زیاد حرف میزنن
    خاطره گویی دارن 
    گرم هستن و اجتماعی
    بعدها که بزرگتر شدم و وارد اجتماع شدم از هر آدم این شکلی احساس خطر میکردم
    احساس اینکه میخواد خرم کنه 
    یا منو ضایع کنه
    یا با حرفاش نظر دیگران رو نسبت به من عوض کنه 
    (که عموما هم همینطور میشه)

    خودم نتونستم راهی پیدا کنم
    و از این طرز برخوردم هم راضی نیستم
    ممنون میشم که کمکم کنید
    24 ساله هستم
    مشاور امنیت اطلاعات و شبکه 
    تو تهران کار میکنم
    نامزد هستم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    این قضیه دامن اونهایی که بهم علاقه دارن و محبت هم میکنن رو هم میگیره 
    مثلا چندتا از دوستام علاقه دارن که با من خونه بگیرن یا من براشون کلاس شبکه بزارم و ... اما با این ها هم بد رفتارم و عموما میپیچونمشون
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    elnaz.t آواتار ها
    من خودم سیدم واین موردی که گفتن شامل همه نمیشه
    شایدمشکل ازهورمونای شماباشه که یازیادی ترشح میشه یاکمولی این هاریششون همون نگرانی هست که دارید
    یک سوال:همینطورکه به بقیه اعتمادنداریدانتظارتون ازبقیه چیه مثلافکرمیکنیدبقیه هم نسبت به خودتون حس خودتون رودارن؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    **شادی** آواتار ها
    سلام آقای hola
    روابط شما و خانوادتون(همچنین نامزدتون) هم بهمین شکله؟همراه با احساس خشم و تحریک پذیری بالا؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    فکر میکنم لازم باشه حضورا به یه روانشناس مراجعه کنین.
    نمیشه گفت مشکل تون خیلی حاد هست ولی خب در عین حال نمیشه هم ساده ازش بگذرین چون بهرحال وضعیت شما هم اطرافیان تونو تحت تاثیر قرار میده و هم اینکه خودتون رو دچار مشکل کرده.
    به نظر میرسه استانه تحمل شما در برخورد با بقیه مردم خیلی پایین هست و همچنین حوصله بسیار کمی دارین.
    ایا برا برنامه های شخصی تون و مسایلی که صرفا نفع اون برا خودتون هست هم کم حوصله هستین؟ ایا اگه بنا بود در ازای کلاس شبکه از دوستان تون شهریه کلاس رو هم دریافت کنین بازهم اونها رو معطل میکردین و وعده امروز و فردا میکردین؟
    بهرحال ما با انواع مردم روبرو میشیم و نمیشه انتظار داشت همه همونجور باشن که ما میپسندیم. باید بپذیریم که هرکسی به فراخور شخصیت و احوال خودش با ما روبرو میشه و همه یکدست و یکسان نیستن.
    ولی بازم تاکید میکنم اگه حضورا به روانشناس مراجعه کنین براتون خیلی بهتر هست.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'elnaz.t' pid='27434' dateline='1381070909'
    من خودم سیدم واین موردی که گفتن شامل همه نمیشه
    شایدمشکل ازهورمونای شماباشه که یازیادی ترشح میشه یاکمولی این هاریششون همون نگرانی هست که دارید
    یک سوال:همینطورکه به بقیه اعتمادنداریدانتظارتون ازبقیه چیه مثلافکرمیکنیدبقیه هم نسبت به خودتون حس خودتون رودارن؟
     

     
    من با پیش ضمینه صادقانه و با محبت و توجه رابطه ام رو شروع میکنم 
    مثلا پسر یکی از مسولین دولتی که بهش آموزش میدادم خیلی مسخره بازی در میاورد و بیش از حد شوخی میکرد
    خیلی حاظر جوابی میکرد
    عکس العمل من هم اینطور شد که دیگه بهش رو ندادم و تا جایی که تونستم خرابش کردم تا جایی که دیگه نخواست با من کار کنه

     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    نقل قول نوشته اصلی توسط '----شادی----' pid='27436' dateline='1381071332'
    سلام آقای hola
    روابط شما و خانوادتون(همچنین نامزدتون) هم بهمین شکله؟همراه با احساس خشم و تحریک پذیری بالا؟

     
    زیاد فرقی نمیکنه
    الان که ازشون دورم چیزی معلوم نیست
    اما اون موقعی که باهاشون بودم زیاد انتزاع داشتیم


     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'maryam.azadeh' pid='27446' dateline='1381073434'
    سلام
    فکر میکنم لازم باشه حضورا به یه روانشناس مراجعه کنین.
    نمیشه گفت مشکل تون خیلی حاد هست ولی خب در عین حال نمیشه هم ساده ازش بگذرین چون بهرحال وضعیت شما هم اطرافیان تونو تحت تاثیر قرار میده و هم اینکه خودتون رو دچار مشکل کرده.
    به نظر میرسه استانه تحمل شما در برخورد با بقیه مردم خیلی پایین هست و همچنین حوصله بسیار کمی دارین.
    ایا برا برنامه های شخصی تون و مسایلی که صرفا نفع اون برا خودتون هست هم کم حوصله هستین؟ ایا اگه بنا بود در ازای کلاس شبکه از دوستان تون شهریه کلاس رو هم دریافت کنین بازهم اونها رو معطل میکردین و وعده امروز و فردا میکردین؟
    بهرحال ما با انواع مردم روبرو میشیم و نمیشه انتظار داشت همه همونجور باشن که ما میپسندیم. باید بپذیریم که هرکسی به فراخور شخصیت و احوال خودش با ما روبرو میشه و همه یکدست و یکسان نیستن.
    ولی بازم تاکید میکنم اگه حضورا به روانشناس مراجعه کنین براتون خیلی بهتر هست.

     


    حرفاتون رو در مورد اینکه همه آدم ها یه دست نیستن رو قبول دارم
    همیشه بعد این ناراحتی ها میگم هرچه قدر اون ها احمق باشن من بیشتر از اونها احمقم
    چون عقلم و تمرکزم رو دادم دست اونها
    مشکل اینجاست که نمیدونم چطور تغییر کنم

    در مورد روان شناس هم من تجربه خوبی ندارم
    یعنی همون حسی که نسبت به بقیه دارم و نسبت به اون هم داشتم
    شاید کسی که من پیشش رفتم آدم با تجربه ای نبود
    اگه شما متخصصی رو میشناسید ممنون میشم معرفی کنید

    حدود یک سالی هم میشه که دارو مصرف میکردم اما آخرش دیدم دارو وضع فکری من رو تغییر نمیده 
    و نهایتا من همون اخلاق رو دارم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    maryam.azadeh آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'hola' pid='27476' dateline='1381087207'
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'maryam.azadeh' pid='27446' dateline='1381073434'
    سلام
    فکر میکنم لازم باشه حضورا به یه روانشناس مراجعه کنین.
    نمیشه گفت مشکل تون خیلی حاد هست ولی خب در عین حال نمیشه هم ساده ازش بگذرین چون بهرحال وضعیت شما هم اطرافیان تونو تحت تاثیر قرار میده و هم اینکه خودتون رو دچار مشکل کرده.
    به نظر میرسه استانه تحمل شما در برخورد با بقیه مردم خیلی پایین هست و همچنین حوصله بسیار کمی دارین.
    ایا برا برنامه های شخصی تون و مسایلی که صرفا نفع اون برا خودتون هست هم کم حوصله هستین؟ ایا اگه بنا بود در ازای کلاس شبکه از دوستان تون شهریه کلاس رو هم دریافت کنین بازهم اونها رو معطل میکردین و وعده امروز و فردا میکردین؟
    بهرحال ما با انواع مردم روبرو میشیم و نمیشه انتظار داشت همه همونجور باشن که ما میپسندیم. باید بپذیریم که هرکسی به فراخور شخصیت و احوال خودش با ما روبرو میشه و همه یکدست و یکسان نیستن.
    ولی بازم تاکید میکنم اگه حضورا به روانشناس مراجعه کنین براتون خیلی بهتر هست.


     


    حرفاتون رو در مورد اینکه همه آدم ها یه دست نیستن رو قبول دارم
    همیشه بعد این ناراحتی ها میگم هرچه قدر اون ها احمق باشن من بیشتر از اونها احمقم
    چون عقلم و تمرکزم رو دادم دست اونها
    مشکل اینجاست که نمیدونم چطور تغییر کنم

    در مورد روان شناس هم من تجربه خوبی ندارم
    یعنی همون حسی که نسبت به بقیه دارم و نسبت به اون هم داشتم
    شاید کسی که من پیشش رفتم آدم با تجربه ای نبود
    اگه شما متخصصی رو میشناسید ممنون میشم معرفی کنید

    حدود یک سالی هم میشه که دارو مصرف میکردم اما آخرش دیدم دارو وضع فکری من رو تغییر نمیده 
    و نهایتا من همون اخلاق رو دارم

     
    دوست عزیز
    من شناخت و اگاهی زیادی ندارم ولی خب خودم بخاطر مصایب ناگواری که برام پیش اومدن مدت هاست که بطور همزمان تحت نظر چندین متخصص و مشاور هستم. متاسفانه هزینه ها هنگفت هستن ولی لااقل بزرگترین کمک بهم این بود که ذهنیت خودکشی رو تا حدود زیادی برام تونستن پاک کنن. شما قطعا خیلی سریعتر و بهتر به درمانگر پاسخ خواهید داد. مشکل من واقعا پیچیده و چند شاخه هست ولی بهرحال نتیجه گرفتم اونم در طی حدودا دو ماه و همین یعنی مراجعه به روانشناس موثره واسه همه.
    من بهتون دکتر دارابی رو پیشنهاد میدم. البته ایشون معمولا 3-4 ماه مراجعین رو در لیست نوبت نگه میداره. دکتر جمعه پور هم خوبه.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    دکتر مکتر چیه؟! 

    روی پای خودت وایسا
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •