تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




کمبود اعتماد به نفس زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:safo sade
آخرین ارسال:Baran21
پاسخ ها 25

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کمبود اعتماد به نفس

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام
    من دختری 23 ساله هستم و مدرک تحصیلیم لیسانس هستش! راستش مشکل من اینه که اعتماد به نفسم کمه, وقتی توی جمعی قرار میگیریم که باید حرف بزنم کلی هول میشم و دست و پامو گم میکنم. مثلا توی دانشگاه اگه میخواستم توی کلاس حرف بزنم دستام یخ میکرد, دستام میلرزید, اصلا دیگه نمیدونستم چی دارم میگم. به دلیل رشته تحصیلیم عمده کاری که برام هست تدریسه! وقتی میرم آموزشگاه و ازم میخوان مصاحبه بگیرن یا میخوان جلوشون درس بدم که ببینن کارم چطوره, دیگه واااااااااااااااااااااااا ی! اینقدررررررررررررررر هول میشم که قبولم نمیکنن دیگه چون معلم که نباید اینجوری باشه! همش فکر میکنم دیگران درباره من چه فکری میکنن. الآن موقعیت کاری توی یه آموزشگاه خیلی خوب برام جور شده میترسم برم واسه مصاحبه و اینا. من میترسم به کارا و حرف های دیگران(منظورم غریبه هاس) اعتراض کنم, احساس میکنم یهو داد میزنن سرم و دعوا میشه. اگه سوالی هم هست در خدمتم لطفا راهنماییم کنید چطور اعتماد به نفسم رو بالا ببرم؟ قبلا مطالبی راجع به افزایش اعتماد به نفس خوندم ولی متاسفانه به صورت مقطعی روم تاثیر داره و دائمی نیست تاثیرشون!

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام
    آیا درهمه ی موارد دچار استرس میشید؟

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    **شادی** آواتار ها
    سلام دوست من.
    زمینه ای هست که شما توش خیلی موفق و خبره باشی؟ مثل رشته ورزشی یا موفقیت های تحصیلی خاص  و ...؟ اگه هست , میتونی جلسه مصاحبه یا دموتدریس رو به این شکل شروع کنی که در ابتدا یه مقدمه خیلی کوتاه از خودت یعنی از موفقیتی که داشتی ارایه بدی... به ربط داشتن یا نداشتنش کاری نداشته باش اینکار هم جمعیت روبروی شمارو به وجد میاره و دیدشون بشما از همون ابتدا خیلی مثبت میشه و هم اینکه خودت یه احساس خوبی پیدا میکنی و با اعتماد بنفس بهتری جلسه رو اداره میکنی.
    تو موارد دیگه هم میتونی تو دلت برای خودت یاداوری کنی که کی هستی و صاحب چه موفقیتهایی... به خودت بگو من همون کسی ام که صاحب فلان رتبه یا برنده فلان جایزه ام پس الان هم میتونم از پس این موقعیت بربیام.
                                       
    در مورد ترست از اعتراض به دیگرون , اول باید مهارت جرات مندی رو تو خودت افزایش بدی  (کتابهای مهارتهای زندگی خیلی مفیدن).برای شروع اگه جایی هستی و شرایط وفق مرادت نیست اعتراضت رو با لحن دوستانه و جمله های خبری مطرح کن نه جمله های امری و دستوری که ناخوادگاه واکنش دفاعی و دعوا رو تحریک میکنه. و کم کم که جرات مند شدی و بازخوردهایی که از اعتراضهای دوستانه ت گرفتی ترست رو از اعتراض کردن کمتر کرد میتونی براحتی هرموقع که لازم شد از لحن انتقادی هم تو اعتراضهات استفاده کنی. از کارهای کوچیک و جمع های کوچیک مثل خانواده یا جمع دوستات شروع کن تا بعدها بتونی بین غریبه هام براحتی از حقت دفاع کنی.
    البته در کنار اینها از راه تقویت جسمی هم میتونی استفاده کنی ورزشهای رزمی خیلی تاثیر خوبی دارن هم برای بالا بردن اعتماد بنفس هم برای جرات مند شدن.
           
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام آره کلا به نظرم آدم استرسی هستم!
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    ممنون از شادی عزیز, خب نمیدونم چیزی که در این حد توش موفق باشم نیست! راستش زبانم خیلی خوبه, رشته تحصیلیم هم زبان بوده! قبلا خیلی خودمو توی زبان قبول داشتم ولی الآن احساس میکنم خیلیا از من بهترن و قدرت رقابت با اونا رو ندارم! writing  ام خیلی خوبه. توی دانشگاه من از همه بچه های کلاسمون توی رایتینگ بهنر بودم و همه از من کمک میگرفتن برای رایتینگ! تنها چیزی که توش قوی هستم همسناس که گفتم به نظرم! راستی من اصلا نمیتونم احساساتم رو ب زبان بیارم یا نشون بدم که مثلا یکی رو از ته دل دوست دارم یا با یکی همدردی کنم وقتی غمگینه, به نظرم اینم به خاطر کمبود اعتماد به نفسمه! تو خونه هم زیاد با خانواده ام جر و بحثم میشه ولی زود هممون یادمون میره
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    آها شادی جون یه موفقیت یادم اومد [img=18x18]http://www.hamyaryiran.ir/images/smilies/mili/19.gif[/img] یه بار توی دانشگاه نفر دوم کلاسمون شدم از لحاظ معدل
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    **شادی** آواتار ها
    همین هایی که اشاره کردی همه جزو موفقیتهاست! مگه استعداد زبان اونهم رایتینگ چیزیه که هرکسی بتونه ادعا کنه داره؟ اتفاقا حتی کسانی که زبان خوبی دارن از رایتینگ ضعیفشون خیلی گله میکنن پس باید به استعدادی که داری افتخار کنی. همینطور درباره رتبه دومت توی کلاس....
    شما تو جلسه دموتدریس یا مصاحبه ازهمینها شروع کن و خودت رو معرفی کن از علاقت به زبان هم بگو .حتی اگه علاقه کمی داری بازهم شدت علاقه و اشتیاقت رو زیاد نشون بده که خیلی روی دید مصاحبه کننده تاثیر داره و اون حس خوبی که توی شنونده بوجود میاری و بازخوردهای مثبتی که ازشون میگیری ناخوداگاه روی خودت هم تاثیر میذاره...
    مورد دیگه اینه که اونارو یه پله بالاتر از خودت تصور نکن... درسته تو جایگاه فعلی اونها مدرس یا سوپروایزر هستن و شما مصاحبه شونده هستی اما اینو فراموش نکن که همگی فارغ التحصیل رشته زبان هستین و تو آینده نزدیک قراره همکار و هم رده اونها بشی و خود اونها هم یه روزی مثل شما مصاحبه شدن و این مراحل رو گذروندن پس دلیلی برای هول شدن و نگرانی وجود نداره ... بهتره حین دمو اونهارو شاگردایی تصور کنی که ترم اول هستن و هیچی جز حروف الفبا بلد نیستن... اینطوری هم از ته دل برای تدریس انرژی میذاری و هم از نظر روحی پیششون احساس ضعف نمیکنی.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    **شادی** آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'safo sade' pid='27523' dateline='1381128543'
     راستی من اصلا نمیتونم احساساتم رو ب زبان بیارم یا نشون بدم که مثلا یکی رو از ته دل دوست دارم یا با یکی همدردی کنم وقتی غمگینه,

     
    جو خانوادتون از لحاظ عاطفی چطوره؟ ابراز محبت بین پدر و مادرت, یا از طرف اونها به شما به چه صورته؟


     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    مرسی حرف هاتون بهم انرِی داد خب توی خانواده همین مساله ابراز محبت ی جورایی فکر میکنم وجود داره! هممون همدیگه رو خیلی دوست داریم ولی به زبون نمیاریم. حالا نسبتا مادرم بهتره! ابراز محبت بین پدر و مادرم تقریبا خوبه, خب از طرف اونا به من هم بد نیست ولی من و پدرم یا من و خواهرم خیلی بحثمون میشه و فورا هم فراموش میکنیم یعنی طوری نیس که تا چند روز ادامه پیدا کنه! مثلا وقتی خواهرم ناراحته من فقط بهش میگم ناراحت نباش بیخیال ....! نمیرم بغلش کنم یا برعکس وقتی منم ناراحت باشم همینطوره! نمیدونم چرا اینقدر برام سخته
     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    سلام خواهرم-دردوران کودکی هر کاری که میکردی وهرحرفی که میگفتی پدر ومادرت نصیحت و تحقیرت میکردن؟ و بهت عصبانی نمیشدن؟
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •