تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




راه بعدي، خودكشي؟؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:armin666
آخرین ارسال:ستاره*
پاسخ ها 37

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

راه بعدي، خودكشي؟؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    maryam.azadeh آواتار ها
    آرمین عزیز، اولش اینو بگم ضمن احترام به تموم دوستان، شما کلا هرنوع حرف طعنه امیز و یا سرزنش امیز رو اصن جدی نگیرین و روی سخن تون با دوستان تون باشه که میخوان بهتون کمک کنن.
    ضمنا به طور اکید هشدار داده میشه به هرکسی که میخواد بیاد اینجا و حرفی بزنه که به نوعی جنبه محاکمه یا سرزنش کردن ایشون رو داشته باشه قطعا به مدیر گزارش داده میشه( منظورم سورا جان نیست و منظور از این به بعد هست!).

    ارمین جان
    شما خوشبختانه در شرایط و موقعیت خوبی رشد کردین. استعداد و توانایی تون بالاست و الان از هر لحاظ در اوج هستین. در مورد پوچ بودن زندگی، خیر زندگی پوچ نیست. یک اقیانوس امید و رخدادهای شگفت انگیز و عالی در مقابل شما وجود داره فقط کافیه اراده کنین تا طی مسیر کوتاهی به همه شون برسین. درسته که پایان زندگی انسان ها با مرگ هست ولی نوع نگرش شما هست که میتونه این مرگ رو زیبا توصیف کنه و یا زشت و نازیبا.
    در درون ما انسان ها یکسری گرایش و میل وجود داره و برای تموم امیال و خواسته هامون یک پاسخ بیرونی در جهان وجود داره. مثلا شما از جنس مخالف خوش تون میاد و در دنیای پیرامون تون جنس مخالف وجود داره. از ریتم های موزون خوش تون میاد و در پیرامون تون موزیک هست. از قدرت و شهرت خوش تون میاد و امکانش هست که برین یک هنرپیشه معروف بشین و یا بشین یک سیاستمدار بزرگ........ بخواهین و نخواهین راه براتون بازه.
    یک میل بزرگ در درون ما هست به نام " میل به جاودانگی" و برای این میل ما یک پاسخ بیرونی حتما وجود داره. زندگی با مرگ پایان نخواهد پذیرفت وگرنه فلسفه ی زنده بودن ما نقض میشد. 
    من اینها رو به عنوان واقعیت ها و بدیهیات دارم واسه تون میگم و اینم بگم که من اصلا و ابدا به هیچ دین و مذهبی متعهد نیستم. ولی خدا رو به عنوان منشا و مبدا هستی قویا قبول دارم. هیچ الزامی برا شما نیست که وجود خدا رو بپذیرین یا نپذیرین فقط ارامش و رهایی شما از حس افسردگی و رها شدن تون از افکار خطرناک، هدف ما هست. همین و همین.
    خوشحال میشم اگه اون برنامه ای که بهتون پیشنهاد دادم رو شروع کنین. همونطور که گفتم طی یک هفته به انجام میرسه و اونوقت میتونین بیاین و نتایجی که گرفتین رو به ما بگین.
    در مورد کنکورتون هم نگران نباشین فرصت زیاده. اول از حس ناامیدی و پوچ گرایی رها بشین تا گام بعدی تون شرکت در کنکور سال دیگه باشه. با ورودتون به دانشگاه قطعا وضع روحی - روانی شما خیلی خیلی بهتر میشه.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    چشم اون كتاب رو ميگيرم و برنامه رو اجرا ميكنيم، ببينم كه چه ميشود! 
     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    فقط يه چيزي، ميشه اين قسمت رو يكم توضيح بدين؟
    یک میل بزرگ در درون ما هست به نام " میل به جاودانگی" و برای این میل ما یک پاسخ بیرونی حتما وجود داره. زندگی با مرگ پایان نخواهد پذیرفت وگرنه فلسفه ی زنده بودن ما نقض میشد.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    maryam.azadeh آواتار ها
    ارمین جان
    ما انسان ها ذاتا به جاودانه بودن تمایل داریم. دوست نداریم تموم بشیم و از بین بریم. فنا شدن رو هیچکس دوست نداره. یا به عبارتی تبدیل شدن به نیستی مطلوب هیچ انسانی نیست.
    اگه بنا بود به دنیا بیایم و هزارتا کار کنیم و برا هر چیزی شور و هیجان نشون بدیم ووووو
    اخرش تموم بشیم و نیست و نابود بشیم به نظرتون پس چه دلیلی داشت که به دنیا بیایم و زندگی کنیم؟
    شما ببینین در اندام ها و اعضای بدن ما حتی یک سلول اضافی وجود نداره. هر عضوی و هر اندامی و حتی هر سلول نقش خودشو داره. ایا وقتی بدن یک انسان، تموم اجزای اون با نظم و ترتیب و با دلیل سرجاشون قرار داشته و در قبال سایر اعضا، نقش موثر ایفا میکنن پس امکانش هست اینهمه کهکشان و همین کره خاکی و میلیاردها انسان، بی جهت و بی دلیل به وجود اومده باشن و در یک تایمی وجود داشته و سپس به هیچ تبدیل بشن؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    اتفاقا به نظر من همه نيست و نابود ميشن، اگه نميشن پس چه اتفاقي براشون ميفته؟
    اين نظم رو درست ميگيد ولي خوب اين دليلي نيست كه بگه جاودانه خواهيم بود، 
    به نظر شما بعد از مرگ چه اتفاقي براي ما ميفته؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    maryam.azadeh آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'armin666' pid='28060' dateline='1381346238'
    اتفاقا به نظر من همه نيست و نابود ميشن، اگه نميشن پس چه اتفاقي براشون ميفته؟
    اين نظم رو درست ميگيد ولي خوب اين دليلي نيست كه بگه جاودانه خواهيم بود، 
    به نظر شما بعد از مرگ چه اتفاقي براي ما ميفته؟

     
    عزیزم
    در مورد دنیای بعد از مرگ، نظرها متفاوت هست. کسی به قطعیت نمیتونه بگه که چه اتفاقی می افته ولی حضور و بقا همچنان ادامه داره و هیچ چیز به نیستی تبدیل نمیشه.
    باور بعضی ها این هست که ما دوباره در یک جسم جدید زاده میشیم( وا زایش) و بار دیگه زندگیو تجربه میکنیم تا رفتارهای بدمون رو جبران کرده و بخاطر خوبی هامون در زندگی قبلی، دچار پیشرفت و ترقی بشیم.
    نظر دیگه ای هست که میگه روح با توانایی و سیطره ای به مراتب بیشتر از اونچه ما در دنیای مادی تجربه میکنیم، به سیر و سلوک می پردازه و خودشو از بدی ها و الایش ها پاک میکنه و...........
    بهرحال زندگی تداوم داره و مرگ جسمانی پایان انسان نیست. ما در تعریف مرگ شاید مشکل داشته باشیم. اونچه که از نظر پزشکی، مرگ فیزیکی و جسمانی تعبیر میشه منطقا مرگ کامل یک انسان دارای شعور و بینش نمیتونه باشه. همونطور که افکار و ذهنیت انسان ها ممکنه تا سده ها بعد از مرگ جسمانی اون دوام داشته باشن. چطور امکانش هست انسانی که قادر هست افکاری ماندنی رو در سطح جامعه به وجود بیاره با مرگ جسمی خودش کلا نیست و نابود بشه؟
    پس طبعا چیزی فراتر از جسم هست که میشه بهش واژه روح یا روان رو اطلاق کرد.
    همونطور که وقتی یک شاخه گل خشک و پژمرده میشه کم کم تجزیه میشه و جزیی از خاک میشه و مثلا بخشی از یک درخت و یا میوه اونو تشکیل خواهد داد. یعنی مرگ اون شاخه گل یک مرگ ظاهریه ولی در واقع تغییر ماهیت میده ولی انسان عادی وقتی نگاه میکنه فقط متوجه مرگ گل میشه و تغییر ماهیت و ادامه حیات اونو شاید نتونه درک کنه.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    شايد اينطور باشه ولي هيچ اثباتي واسش نيست.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    كتاب رو سريع خوندم، بنظرم كلا آثار پائولو كوئليو تخيلي و دور از ذهن هستن كه اين كتاب ورونيكا هم همينطور بود. در كل من زياد نپسنديدم. الكل و اينا هم نخوردم ولي خوب فرقي نكردم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    maryam.azadeh آواتار ها
    کتاب روی ذهن تون تاثیر خاصی نگذاشت. الکل رو هم نخوردین ماری جوانا هم مصرف نکردین و متوجه تاثیر بخصوصی نشدین.
    اوکی، شما با توجه به بی انگیزگی و حس پوچ گرایی و همچنین تمایل به خودکشی که همه اینها به نوعی علائم افسردگی میتونن باشن، خیلی مسایل براتون جذابیت ندارن و مثلا اگه برین باشگاه بدنسازی ممکنه درحال حاضر انگیزه برا ادامه دادنش نداشته باشین. فعلا شما در وضعیتی هستین که امور معمول زندگی، ریتم زندگی شما رو تغییر نمیدن و شاید به همین دلیل دنبال هیجان های اکستریم و مفرط( مثل مصرف ماری جوانا) هستین. چون موادی نظیر ماری جوانا صرف نظر از ضررهای عمیق و جبران ناپذیری که به روان و مغز انسان وارد میکنن، در کوتاه مدت سرخوشی و لذت بالایی ایجاد میکنن. شما چون انگیزه یی برای دراز مدت زندگی تون نداشته و محتوای زندگی رو پوچ میدونین، سرخوشی های کوتاه مدت( ولو اینکه پرضرر باشن) براتون مطلوب و قابل قبول هستن.
    واقعیتش کمی براتون احساس نگرانی دارم و پیشنهاد حال حاضر من براتون این هست که به روانکاو مراجعه کنین. روانکاوها در تهران تعدادشون خیلی زیاد نیست و شاید کمی با روانشناس فرق داشته باشن. البته دقیقا همون درس رو خوندن ولی تخصص شون در روانکاوی هست و به طرز فوق العاده ای ذهن افراد رو واکاوی کرده و بر حسب نوع و شدت مشکل اونا(خصوصا مشکلاتی نظیر پوچ گرایی که علائم افسردگی رو دارن) روش درمانی خاصی رو اتخاذ میکنن که میتونه دارو درمانی باشه، میتونه مشاوره باشه، میتونه تلفیقی از هر دو باشه.
    باقی ماندن شما درین وضعیت یکم نگران کننده هست. اینم بگم به باورها و عقایدتون کاملا احترام میگذارم اما برای شخص خودتون نگران هستم.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    ارمین خان سلام
    اگر نخواهی چیزی رو باور کنی حتی اگر اونرو به چشم هم ببینی می تونی به راحتی تکذیبش کنی
    مثال :
    یک لیوان پر از آب ( در حد سر ریز ) رو روی میز داریم ، ولی از کجا معلوم که درون اون آبی حست ، شاید خالی باشه چون لب و مرزی نداره چون خط مرز آب هم خط شده با لبه لیوان و شما مرزی رو نمی بینی ، ولی این دلیلی بر نبود آب نیست
    ارمین باید خودت رو باور داشته باشی ، عزیزم سعی کن به خدا روی بیاری ، بله زندگی پوچ و بی معناست البته بدون خدا ولی وقتی خدا هست زندگی معنا داره ، رنگ و بو داره پس سعی کن اول خدا رو پیدا کنی بعد دنبال تحلیل و بررسی پوچی زندگی باش
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. شادي، گمشده در اختلالات رواني
    توسط tinasanjari در انجمن روانشناسی بالینی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2013_06_09, 03:16
  2. اين خواستگاري، رفتن داره!
    توسط rahaii در انجمن مقالات آموزشی در مورد ازدواج
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2013_04_30, 19:22

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •