تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




جاده ای که نه راه پیش داره و نه راه پس(اگه تو این جاده ای یه چراغ سلام مهمونم کن) زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:کاربر
آخرین ارسال:s.esmailzadeh
پاسخ ها 70

صفحه‌ها (7): صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 567

جاده ای که نه راه پیش داره و نه راه پس(اگه تو این جاده ای یه چراغ سلام مهمونم کن)

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:61#
    راهله آواتار ها
    حتما بنویسید به صورت نامه
    و جایی بگذارید که ببینند و بخونند
    با همدیگر صحبت نکنید تا حرمت بین شما و ایشون شکسته نشود
    از ایشون هم بخاین که جوابتون رو کتبی بنویسند
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:62#
    راهله آواتار ها
    تا زمانی که اون عشق دوباره برنگشته با هم صحبت نکنید
    سعی کنید از نوشتن کلمه من یا تو بپرهیزید به جای اون از کلمه ما استفاده کنید
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:63#
    سلام راهله خانم
    ممنونم از اینکه وقت گذاشتین واسم
    هزاران در هزار دفه ما با نامه با هم صحبت کردیم و مشکلاتمون رو به هم گفتیم
    تو بعضی نامه ها من صادقانه بهش یادآوری کردم مواردی که شما فرمودین ولی تنها چیزی که شنیدم این بوده کهبه خاطر کارات منت نذار ،وظیه ات بوده......!!!!)
    راهله خانم من دندون خوب شدن این زندگی رو کشیدم
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:64#
    از تموم کسهیی که صادقانه با من هم دردی کردن ممنونم
    شما فرشته های روی زمینین
    من حقیقتا از این زندگی خسته شدم و راهی دیگه جز طلاق واسم نمونده چون راهی برای امتحان کردن نمونده
    زنی که  تنفر خودش رو هر روز از شوهرش اعلام کنه ،دیگه زن زندگی نیس
    بینهایت ازتون ممنونم و خواهش میکنم دیگه وقتتون رو برای تاپیک شلوغ و پلوغ این حقیر نذارین
    خدا یارتون
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:65#
    راهله آواتار ها
    امیدوارم خدا بهترین راه رو پیش پاتون قرار بده
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:66#
    راههای دیگه به غیراز طلاق هم هست-راههای دیگه ایی رو توذهنت سرج کن ببین چی میاد-ما آدما فکر میکنیم برای حل یه مسئله فقط یه را ه حل هست که اگه اجرا نشه مسئله حل نمیشه
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:67#
    سلام آقای سیب
    می دونم که شرایط تون واقعا دردناکه
    به نظرم زندگی در این محیط تنش زا واقعا درد آوره ولی من یک پیشنهاد دارم شما که همه راه ها را رفتید و این همه صبوری به خرج دادید این اخرین راه را هم انجام بدید بعد از اون هراقدامی که دوست داشتید انجام بدید
    سعی کنید خانم تون را به یک روانشناس مجرب معرفی کنید شاید خانم شما دارای بیماری پارانویید باشه که اگر درمان بشه مشکلات هردوتون حل میشه
    موید باشید
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:68#
    سلام
    دوست عزیز
    واقعا در جریان زندگی شما نیستن اما یه چیزی می گم نمی دونم در موردش چی قضاوت می کنید !!!!
    ما خانم ها خیلی دوست داریم ما رو حتی به ظاهر به خانوادتون ترجیح بدید . دقیقا من هم با شوهرم همین مشکل رو دارم . من می خوام به من توجه کنه اما به خانوادش بیشتر توجه می کنه .
    یه سوال دارم !
    چند سالتونه ؟ خانومتون چند سالشونه ؟
    به نظرم بهش بگید یکمی به این فکر کن که اگه خانواده تو این کارو کرده بودن و الان من رفتار تو را داشتم چیکار می کردی ؟؟آیا ازم توقع نداشتی که فراموش کنم و دوباره شروع کنم ؟؟؟؟؟
    ازش بخواه فراموش کنه ، فکر کنه تازه می خواد زندگیشو شروع کنه ! شاید این راه جواب بده !!!

    امیدوارم که هممون خوشبخت بشیم .
    جدی جدی ما جوان ها خیلی آرزوها داریم که با کوچکترین اتفاق خیلی داغون می شیم . البته خودم که اینطورم .
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:69#
    سلام نیلوفر خانوم راستش موضوع پیچیده تر از اونیه که تو ذهنتونه و خانوم من هم بی نهایت لج بازه و اگه سرش بره از حرف و تصمیمش کوتاه نمیاد
    تا حالا چند بار این صحبتی که فرمودید رو پیش کشیدم
    تو جوابش گفته:اولا خونواده من مثل خونواده تو بی شع...... نیستن که بخوان همچین حرکتی رو بکنن دوما اگرم میکردن من هیچ وقت اسمشون رو هم نمی آوردم
    من و خانومم یک سال تفاوت سنی داریم
    من 29 سالمه
    نیلوفر خانوم من دیگه بریدم و راستش به چیزی و راه کاری فکر نمیکنم چون اساسا راهی جز 1-طلاق و 2-سوختن و ساختن و موندن
    سر زدن تو این سایت و تاپیک گذاشتن احساس میکنم واسه درد دل کردن و خالی شدنه منه و گرنه حقیقتا با لطف بی نهایت دوستان ،من نتونستم زندگیم رو  ترمیم کنم
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:70#
    سلام اقا سیب ببخشید که دیر پاسخ میدهم با توجه به نظرات همه اعضا من هم کمکتان میکنم

    شايسته است قبل از هر چيز توجّه شما را به تفكر در مورد اين جمله دعوت نماييم كه« نمي­توان بد عمل كرد و به انتظار نتيجه ­اي خوب نشست، بلكه بيراهه رفتن نتيجه ­اش به چاه مجازات افتادن است».

    هميشه بدين گونه است كه تصميم با عجله و قرار دادن احساسات به جاي عقل و تفكر ممكن است خوشحالي را به غمي تبديل نمايد كه رهايي از آن براي شخص غير ممكن باشد.
    اگر سيري در زندگي گذشته خود نماييد و به عنوان مثال در مورد عملكرد خود در قضيّه انتخاب همسر نظري بيفكنيد در خواهيد يافت كه اين جمله متن ارسالي شما« به سبب اين كه با كسي كه خانوادم واسم در نظر داشتن ازدواج نميخواستم بكنم با خانومم ازدواج كردم» حاكي از آن است كه براي مهمترين مرحله زندگي خود هيجاني و احساسي تصميم گرفته ايد كه امروز ... .
    هدف ما از طرح موضوع فوق برجسته ­سازي اشتباه چند سال پيش­تان نيست، بلكه من  تجربه را مثل سنگ آسيابي مي­دانم كه خوش شانسي شما را در روشن شدنتان از آن بابت مي­بيند نه اين كه بدين سبب آسياب گرديددر ادامه به موردي اشاره مي­نماييم كه با ارجاع­تان به تجربه زمان انتخاب همسر انتظار خود را از شما در عدم تصميم هيجاني و احساسي طرح مي­نماييم.
    حال قضيّه انتخاب همسر هر چه بود، گذشت و ما واقعيّت را جوري ديگر نيز مي­بينيم و آن اين­كه قطعاً دختر مورد نظر براي شما جاذبه­ هايي داشته كه عليرغم مخالفت شديد خانواده خود از ميان همه دختران فاميل، شهر و ... او را به همسري برگزيديد. همچنين قطعاً خود شما نيز براي او جاذبه ­هايي داشته­ ايد كه با وجود مشكل­آفريني­هاي خانواده­تان به خواستگاري تك نفره شما جواب مثبت داد؛ لذا ابتدا از شما و ثانياً از همسرتان انتظار مي­رود كه در مورد تصميم­تان براي ازدواج با يكديگر مسئولانه­تر برخورد نماييد و حال كه مشكلاتي در روابط­تان پيش آمده به كلّي منكر احساس خوشايند خود نسبت به يكديگر در لحظه انتخاب نشويد، بلكه شجاعانه بپذيريد:« در ادامه به خطا رفته ايد». به ويژه در مورد خود شما توصيه من آن است كه در گفتگوهاي خود و همسرتان ضمن پر رنگ كردن انگيزه­هاي خود در ازدواج با وي هميشه و هميشه تأكيد نماييد هم همان روز كه همه خانواده­ ام مخالف ازدواجم با تو بودند به پاي عشقم ماندم و هم امروز كه خودت پيشنهاد طلاق و جدايي مي­دهي با تمام احساسم به پايت مي­مانم. 
    طوري در مقام گفتار و عمل با همسرتان رفتار نماييد كه دريابد هنوز هم كه هنوز است او فرد اوّل زندگيتان است؛ زيرا به نظر مي­رسد بيش از اين­كه همسرتان نگران آشتي و عادي­ شدن روابط شما و خانواده پدري­تان باشد نگران اين موضوع است كه آن­ها جاي وي را در نظر و احساس­تان بگيرند و شما ديگر او را فرد اوّل زندگي­تان ندانيد.
    كافي است به حرف­هايي كه بين شما رد و بدل شده بينديشيد تا نگراني وي را در حرف­هايش ببينيد.
    به هر حال در طي سفر زندگي مشترك همه ما با ترديدها و دوراهي­ هايي مواجه مي­شويم كه بايد تصميم گرفت و يكي را انتخاب كرد تا جايي­ كه گاهي براي رشد كردن بايد سختي كشيد، گاهي براي فهميدن بايد شكست خورد و گاهي براي بدست آوردن بايد از دست داد.
    با نگاه به متن ارسالي­تان بارها با اين جمله شما در مورد همسرتان مواجه هستید  كه مي­گوييد:« هر چند حق داشت چون زندگيش به سبب اونا نابود شده بود» و در مقام قضاوت بارها جانب همسرتان را گرفته­ ايد كه به نوبه خود از انصاف­تان حكايت مي­كند؛ امّا به نظر مي­رسد اين كلامي نيست كه بتواند همسرتان را قانع كند رفتارش را در قبال خانواده شما تغيير دهد؛ زيرا اگر هم در موضع شما نسبت به مادرتان تغييري رخ داد بر اين اساس نبوده كه وي پشيمان شده باشد و بخواهد دارايي­تان را به شما برگرداند، بلكه شما با همكاري قانون و ... به حق­تان رسيديد و تنها به دليل حس فرزندي و تعهّد ديني و عاطفي خود با مادرتان آشتي نموده­ايد؛ حال خود را به جاي همسرتان بگذاريد كه چه انگيزه­اي مي­تواند وي را به عملكرد مشابه شما در قبال مادرتان وا دارد! آيا مادرتان در عمل، كاري كرده كه انتظار چنين بخششي از سوي همسرتان را توجيه ­پذير نمايد؟اگر او مادر شماست و خاطرات خوش دوران كودكي، نوجواني و ... باعث مي­شود كه خاطره خيانت مالي به خود را به ورطه فراموشي بسپاريد، همسرتان كه چنين خاطره­اي از وي ندارد.آيا غير از اين است كه زن­ها را احساسي مي­دانيم، چه احساس خوشايندي از مادرتان در ذهن همسرتان شكل بسته؟!آيا غير از اين است كه« تنفّر» از مادرتان تمام ذهن همسرتان را پر كرده؟ 
    حال اين واقعيّت احساسي همسرتان را در كنار اين اصل اساسي درمان رفتارشناختي كه تمامي روش­هاي شناختي طول قرن بيستم بر اساس آن توسعه يافته و پالايش شده­ اند، قرار دهيد كه مي­گويد: افكار باعث ايجاد احساسات مي­شوند و بسياري از عواطفي كه شما احساس مي­كنيد، ناشي از افكاري است كه قبل از بروز احساسات در ذهن شما جايگزين شده­ اند، حتّي اگر اين افكار، ناچيز، گذرا و نامحسوس باشند.
    آيا توقع شما« من انتظار ندارم دور اونا بگرده و ... فقط ازش انتظار دارم كه حداقل ظاهر رو نگه داره هر چند كه باطنش پر از نفرته و اين نفرت هم به حقه»، مي­تواند و در آن جايگاه قرار دارد كه بتواند عامل تغيير دهنده رفتار همسرتان در قبال مادرتان و خانواده پدري­تان باشد.
    شما از يكسو داشتن تنفّر از مادرتان را در همسرتان تأييد مي­نماييد و از يكسو از وي مي­خواهيد بر خلاف احساسش نقش بازي كند، در حالي­كه امروز حتّي بازيگران نقش­هاي سينمايي و تلويزيوني نيز تأكيد دارند در صورتي نقش­شان خوب از آب در مي­آيد كه بتوانند با شخصيّت داستان ارتباط بگيرند و خود را در جاي كاراكتري كه بايد نقشش را بازي كنند، احساس نمايند، چگونه از همسرتان انتظار مي­رود كه بر خلاف يكي از قوي­ترين احساسات« تنفّر»  نقشي را بازي كند كه ديگران خوش­شان بيايند.


    يادمان باشد،نه عادت­ها و رفتارهاي بد يك شبه وجود كسي را فرا مي­گيرد و نه كسي يك شبه فرد ديگري مي­شود، همه چيز پله پله انجام مي­شود و لزوم تغييري بنيادي در افكار همسرتان نسبت به مسائل زندگي­تان را كاملاً ضروري دانسته و پيشنهاد مي­دهيم حال كه مي­فرماييد:« به جرات ميتونم بگم من راهي نيست كه نرفته باشم همه راه ها رو امتحان كردم و به در بسته خوردم»، يكي از اساسيترين راهكارها كه به نظر مي­رسد در مقام عمل بدان بي­توجّه بوديد را در پيش بگيريد و به صورت حضوري با همكاران ما در واحدهاي تخصّصي مشاوره خانواده در تماس باشيد؛ زيرا حال كه همسرتان حتّي از خانواده خود نيز حرف­شنوي ندارد زمان آن رسيده كه بر اساس اين فرمايش اميرالمؤمنين عمل نماييد كه مي­فرمايد:« وقتى براى گفتار، زمان مناسبى نمى‏بينى سخن مگو»، اين فرصت را به متخصّصين مشاوره هديه دهيد كه با شناخت بدون واسطه از سبك شخصيّتي همسرتان و خواسته­اش به او كمك نمايند كه تصميم درست را بگيرد.موردي كه به دنبال عادي­سازي روابط همسر خود با مادرتان هستيد
    لاتَتَكَلَّمَنَّ إذا لَم تَجِد لِلكَلامِ مَوقِعاً. غررالحكم و دررالكلم، ح 10274.

    موفق باشی
    د
     

     
    خدایا :
    هیچ چیز به اندازه تنهایی برایم لذت بخش نیست
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (7): صفحه 7 از 7 نخستنخست ... 567

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •