تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شوهرم مدام از طلاق میگه زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:الهه آ
آخرین ارسال:الهه آ
پاسخ ها 24

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

شوهرم مدام از طلاق میگه

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    الهه عزیز زندگیت خیلی شبیه زندگی منه...ذوران عقدم بدترین دوران زندگیم بود...من طلاقو واسه خودم معنی کردم به همسرمم گفتم.خیانت،دودی شدن(از هرنوعش)،دست بلندکردن...این سه تا آیتم بی بروبرگرد جدا میشم...آبرو واسم خیلی مهمه....خیلی...حالا بستگی به خودت داره.ببین تا چه اندازه زندگیت واست مهمه.پدر شوهر منم دقیقا همینطور بود وقتی شوهرم مشکلاتمونو میرفت میگفت ،میگفت فقط طلاق بگیر.حتی به مامان بابامم میگفت.میگفت ببینین کی گفتم دخترتون با دوتابچه برمیگرده خونتون...ازش متنفرم.حالا تصمیمتو بگیر.خبرشو بده...
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    elnaz.t آواتار ها
    الهه جون بنظرم یکم بترسونش اگه واقعادوست داره ازترس ازدست دادنتم که شده شایدسعی کنه دخالتای خونوادشوکمترکنه
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    چه جوری بترسونمش ؟یعنی برم واقعا درخواست طلاق بدم؟ آخه خونوادم کاملا مخالف جدایین...میترسم بدتر شه ...
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    دوستان لطفا رااهنمایی اشتباه ندید با درخواست طلاق نفرت همسرشونو بیشتر میکنه
    علت اصلی دعواهانو چی بوده؟
    اولین بارکی دعواکردید؟
    چندوقته عقدید؟
    روابط عاطفیتون درچه حدیه؟
    زمانی که به شما سرنمیزنه شما باخانوادش ارتباط دارید؟
     
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    سلام
    اولین بحث جدیمون 3 روز قبل عقدمون بود که باعث شد همه چی کنسل شد ،جشنمون با وجود اینکه مهمونارم دعوت کرده بودیم کنسل شد..ولی یه هفت بعد آشتی کردیم و برادرم برا اینکه اجازه ی عقد بهمون بده ازش ضمانت خواست شوهرمم برا جلب اعتمادش صد میلیون سفته داد بهشون که البته پدر شوهرم خبر نداشت..آره رابطم با خواهرش خوبه ولی اونم زیاد باش در ارتباط نیست..
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    11 ماهه عقدیم.خیلی عاطفییم هر دومون.در واقع با یه عشق شدید شروع شد ازدواجمون ولی سر کوچکترین مسایلی دعوای شدید به پا می کنه و همه رو حبر میکنه...هنوز یه ساعت از قهرمون نگذشته میاد  همه ی وسایلشو از خونه ی ما جمع میکنه میبره!
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    سلام
    خب ایشون ناراحت همون صد ملیون سفته است که حس میکنه مجبوره پیشنهاد میکنم باهاش منطقی صحبت کنید و بهش اطمینان بدید سفته رو بعد از عروسی پاره میکنید و اعتمادشو جلب کنید
    الان اون احساس میکنه شمابهش اعتماد نداشتید که صد ملیون سفته ازش گرفتید تمام بهانه هاش سرهمون سفته هاست
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    سفته رو خودش پیشنهاد داد اونم دست برادرمه شاید اگه اعتمادشونو جلب می کرد همین کارو میکردن ولی بدتر همه رو نسبت به خودش بدبین کرده احساس میکنم اگه ترس سفته هاش نبود تا حالا چندبار تو عصبانیتاش واقعا طلاقم داده بود
     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    موج آبی آواتار ها
    ببینید دوست داشتن قیمت نداره ایشون هم واقعا شمارو دوست داشته که اینکارو کرده و با توجه به اخلاقی که داره موضوع سفته هارو به خونوادش گفته و اونها رو جلی تر کرده و کاربه اینجا کشیده بهتره منطقی صحبت کنید باهاش بدون دخالت خونواده ها و اطمینانشو جلب کنید و ایشون هم اطمینانشو جلب کنه و برای عروسی اقدام کنید
    اما اینو هم بهش بگید مسایل زیر یک سقف خصوصی یک خونوادست و شما دونفرهم خونواده هستید بهتره برای حفظ خونواده مسایل رو به بیرون نبرید و تمرین کنید
    در سجده هنوز با تو سرسنگینیم
    دلبسته ی این زندگی رنگینیم
    دیوار وضوخانه پر از آیینه است
    این است که در نماز هم خودبینیم
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    دوست عزیز مشکل شوهرتونه چرا باید مسایل و مشکلات شما دو نفر رو خانواده هاتون فرقی هم نداره چه خانواده شما و چه خانواده همسرتون بدونن؟ شوهر شما متاسفانه هنوز نا بالغ هستند که مشکلاتشون رو به خانواده شون منتقل می کنن و یا با هر مسئله ای کلمه طلاق رو به کار می برن . خانمی خودتم مقصری شما الان در شرایطی نیستید که بخواهید گذشت کنید! فکرش رو بکنید بعد از عروسی و بعد بچه دار شدنتون می خواید چیکار کنید ؟ باز هم تحمل می تونید بکنید؟ نمی گم طلاق بگیرید که این آخرین کاره!!! به فکر اصلاح شوهرتون باشید قبل از اینکه عروسی کنید.به شوهرتون واضح بگید اگه یه بار دیگه بگه طلاق دلتون رو شکسته و دل شکسته صاف نمیشه و وقتی این بار قهر کرد زود کوتاه نیایید چند بار بذارید خودش رو کوچیک کنه تا بفهمه شنیدن این جمله باعث خرد شدن شما میشه. وقتی پدرشوهرت زنگ میزنه که در مورد مشکلتون صحبت کنه در نهایت احترام بگید که الان نمی تونید حرف بزنید نمی دونم تو ماشینید مهمونی هستید و یا الان حمام هستید نمی دونم یه بهانه ای بیارید که صحبت نکنید اونقدر این کار رو بکنید که پدرشوهرتون دیگه بهتون زنگ نزنن باور کنید که من موردی ندیدم که خانواده ها بتونن مشکل زوجی رو حل کنن بدترش نکنن بهتر کردنش پیشکش! اگر هم حل کنن ظاهری چند روز دیگه همون آش و همون کاسه!من مخالف مقابل به مثل هستم ولی برای فردی مثل شوهرتون سعی کنید یه مقدار مقابل به مثل کنید البته افراط نشه وقتی میگه تو مادی هستی بگو باید هزینه هات رو بده و منتی نذاره فک کنه عروسی کردید آیا باید کیفمو پدرم تهیه کنه و اینها همه برای خودشه مردم میگن زن فلانی و از این حرفهای خاله خانباجی ها!!!! شما دارید بیش از اندازه حریمها رو حفظ می کنید یادتون نره که غیرت زیادی بی غیرتی میاره!!!!
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •