تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شوهرم مدام از طلاق میگه زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:الهه آ
آخرین ارسال:الهه آ
پاسخ ها 24

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

شوهرم مدام از طلاق میگه

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    من 11 ماهه عقد کردم شوهرم خیلی دوسم داره کارایی برای خوشحالیم میکنه که هر کس دیگه ای باشه نمی کنه...ولی خیلی بهانه گیره بعضی وقتا فکر می کنم قهر و دعوا رو دوس داره...توی این 11 ماه  10، 12 بار حرف طلاق و آورده حتی باباشم حمایتش کرده..چند روز که میگذره میاد میگه دوسم داره و همه چیو فراموش میکنه ولی به 3 ، 4 روز نمی رسه همه ی اون موضوعارو وسط میکشه....اصن نمیتونم درک کنم وقتی خوبه بهترینه ولی وقتی اینجوری میکنه انگار اصن نمی شناشمش..مامان و باباشم از من بد میگن بهش هروقت از پیششون میاد الکی یه دعوایی به پا میکنه..دیگه خسته شدم..زندگیم داغون شده...لطفا راهنماییم کنین
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    elnaz.t آواتار ها
    عزیزم باشوهرت زیادارتباط داری یاکم میبینیش؟
    هردوچندسالتونه؟
    میزان تحصیلات؟
    نحوه اشنایی؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    خانواده شوهرت با ازدواج شما مخالف بودند؟دلیل دعواهاتون چیه و شوهرتون دقیقا برا چی میگه باید طلاق بگیرین؟سن شما و شوهرتون چند ساله؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    من 25 سالمه شوهرم 26.نه کاملا موافق بودن ولی شوهرم بحثامونو به اونا منتقل میکنه پدرشم هر بار تنها پیشنهادش اینه که جدا شین.برادرشم یه بار جدا شده..حتی دفعه پیش زنگ زد به من کلی دری وری گفت که چرا به شوهرم وقتی قهر بوذیم اس دادم ..می گفت چرا نمیذازیش به حال خودش..
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    هرروز میبینیم همو وقتایی که خوبه حتی اگه شده یک نصفه شب میاد میبینتم و میره..ولی موقع دعوا 2 هفته ام میشه اصن سراعمو نمی گیره...بحثامون سر موضوعاا گذشته اس..مثلا بعد 6 ماه هنوز میگه چرا مامانت فلان روز به من بی محلی کرد ..یه موضوع دیگه ام که همیشه وسط میاره اینه که چرا برا من چیزی می خره..خودش با اصرار برام مثلا یه کیف مخره من هرچی میگم گرونه یا نمیخوام بهترینشو می خره ولی بعد به من توی بحثامون میگه تو مادی هستی......
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    ضاهرا مشکل شما و خانواده شوهرتون مهم تر از مشکل شما و شوهرتونه!
    من از این متعجبم که چرا پدر شوهرتون به جای اینکه نقش برطرف کننده اختلافات رو بازی کنند.دارند بین شما و همسرتون بیشتر اختلاف میندازند!!
    برادر همسرتون چرا طلاق گرفت؟دقیقا نگفتید دعوا هاتون با همسر سر چه چیزایی هست؟شما هم موقع دعوا بهش بد و بیراه میگین و تندی می کنید؟
    حدس میزنم تمام این دعوا ها به خاطر اینه که خانواده همسرتون ایشون رو بر ضد شما تحریک می کنند.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    من دانشجوی ارشد برقم شوهرم مکانیک خونده ، دوست نامزد خواهرم بود 3 ماه دوست بودیم..هفته ی دوم دوستیمون بم پیشنهاد ازدواج داد..تو عصبانیتاش میگه من باعث شدم بدبخت بشه ولی میدونم اینکه با من ازدواج کرده و دوران مسولیت پذیریش رسیده همه ی سختیارو از چشم من میبینه....
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    اینجوری که من شنیدم یعنی شوهرم میگه عروسشون خیلی خوب بوده ولی مذهبی زیاد بوده در حالی که می دونم اوناام آشناییشون از طریق دوستی بوده..بحث آخری که به طلاق کشوندشون این بوده  که گفته مادر شوهرم باشون مسافرت نره..البته الان برادر شوهرم ازدواج کرده و کلا با پدرش و مادرش قطع ارتباط کرده..من نمی تونم حتی یه کلمه راجب پدر مادرش باش حرف بزنم فوری موضع میگیره..حتی بعد حرفایی که پدرش بم زد باش قهرم نکرد..من معمولا هیچی نمیگم چون نمی خوام بحثامون کش بیاد و باز به گوش همه برسه ولی شوهرم اصلا اهمیت به آبروی ازدواجمون نمیده
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    عزیزم به نظرم یا شوهرتو پیش یه روان پزشک ببر یا حتما وقتی گفت طلاق بگیریم بگو باشه منم موافقم،آخه من میخوام بدونم یه دختر با شرایط تحصیلی و موقعیت اجتماعی تو باید وابسته ی چیه این آدم بشه؟!!! یعنی اینکه نصفه شبم شده میاد میبینتت یا مثلا کیف گرون میخره تو زمان هایی که خوبه اینا باعث میشه که بگی تو لحظه هایی که دعوا نداریم خیلی خوبه؟!!!! من نمیفهمم واقعا تعبیر و تفسیر شما از زندگی چیه؟!!!! برادر شوهرو پدر شوهر آدم بیان تو زندگی آدم دخالت کنن و شوهر آدم هم هنوز به بلوغ فکری نرسیده باشه!!!
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    من اینا رو مثال زدم منظورم از خوبی رفتارشه.همین چیزای جزیی باعث می شن بدیاشو زود فراموش کنم و خیلی وابسته اش باشم..منم می گم باشه جدا شیم چند روز که میگذره میگه اشتبه کرده و باز تا یه مدت مثلا یه ماه خوبه...مشاور نمیا چه برسه به روانشناس...
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •