تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




رویا پردازی بیش از حد زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:nanook
آخرین ارسال:nanook
پاسخ ها 14

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

رویا پردازی بیش از حد

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    من بیشتر عمرم رو به خیال پردازی مشغول بودم و هستم. نمی دونم از چه زمانی شروع شده شاید از همون دوران 4 یا 5 سالگی. بارها گفتم که این دفعه اخره که خیال پردازی می کنم ولی.... از سال 85 تا الان به خودم میگم که بهتر میشم و برای بهتر شدن تلاش می کنم ولی اینطور نشد. بیشتر وقتم روبه خیال پردازی مشغولم و نمی تونم کار هایی که می خوام رو انجام بدم. (الان 22 سالمه)
    خیال پردازی های من زمان یا مکان خاصی نداره؛ هر لحظه ممکنه با کوچکترین چیزی شروع بشه و چندین ساعت طول بکشه؛ ممکنه با دیدن یک فیلم، یک شخصیت جدید بسازم و خودم رو جای اون بذارم و...
    توی دانشگاه هم فقط در جا می زنم و الام جز بدترین دانشجو ها هستم. خیال پردازی برام شده یه عادت. خواهش می کنم کمکم کنید واقعا کلافه شدم و می خوام برای چیزهایی که می خوام تلاش کنم نه توی خیالم.
    سختی ها فانی؛ سر سخت ها باقی[img]/images/smilies/mili/24.gif[/img][img]/images/smilies/mili/24.gif[/img]
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    محیا مودت آواتار ها
    خیال پردازیاتو بنویس اون وقت میبینی به درد میخوره
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    اره اما چطور به واقعیت تبدیلشون کنم؟!
    بیشتر از اینکه تو واقعیت باشم تو فکر و خیالم!!
    سختی ها فانی؛ سر سخت ها باقی[img]/images/smilies/mili/24.gif[/img][img]/images/smilies/mili/24.gif[/img]
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    محیا مودت آواتار ها
    مثلا این فکرو خیالا چین نمونشو برام میگی ؟منم زیا د تو فکرو خیالم .داستانایی که مینویسم گاهی  شخصیتاش کساین که یک سری چیزا دارن و به جایی رسین که شاید ارزوی منه .یه جوری عقده هامو تو خیالام دفن میکنم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    مثلا اگه من فیلمی رو ببینم یه شخصیت خیالی اضافه می کنم و مدت ها باهاش زندگی می کنم, کلاس میرم, توی جمع می گم و می خندم اما اگه یه لحظه با خودم تنها بشم یا برم تو فکر توی خیالات خودم هستم.
    خصوصا وقتی ناراحت باشم . البته گاهی فکر هایی برای اختراع وسیله ایی به ذهنم می رسه اما همیشه مثله یه ایده خام میمونند.
    سختی ها فانی؛ سر سخت ها باقی[img]/images/smilies/mili/24.gif[/img][img]/images/smilies/mili/24.gif[/img]
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    محیا مودت آواتار ها
    مثل خودمی که فقط یکم زیادی بها میدی بهشون.من تازه با شخصیتام حرفم میزنم .من نمیدونم دقیقا چطور میشه مشکلتو حل کرد ولی نوشتنش اقلا یه چیزایی برات به یادگار میزاره شاید کتابشون کردی
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    خوش آمدید

    خیالپردازی رو تقریبا همه داریم، منتها کم و زیاد داره و افراط در اون مضره و نه اصلش

    ابتدا چند روز خودتون رو زیرنظر بگیرید و این موارد رو یادداشت کنید:

    1. تعداد دفعاتی که در روز خیالپردازی می کنید.

    2. طول مدت خیالپردازی های شما در طول روز و در هر دفعه.

    3. عوامل پیشایندی به وجودآورنده خیال

    4. واکنش شما نسبت به خیال پردازی ها

    5. آیا حین خیالپردازی متوجه هستید که دارید خیالپردازی می کنید؟

    6. میتونید در حین خیالپردازی هروقت خواستید متوقفش کنید؟

    7. در چه زمانهایی کمتر خیالپردازی می کنید؟

    8. فکر می کنید این خیالپردازی ها چه مزایایی براتون دارند؟

    9. معایبشون چی هست؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    با سلام

    2و1.اگر کل روز رو بیکار باشم  3 الی 4 نوبت در روز و هر بار حدود 2 الی3 ساعت ولی اگر دانشگاه باشم زمان های استراحت وقتی که تو خوابگاهم , مشغول هر کاری باشم(از یکی دو دقیقه تا چند ساعت)
    3- هر وقت کاری رو بخوام با تمرکز انجام بدم خصوصا دری خوندن_  اتفاقی که شاید وفق مرادم نباشه بخوام با رویا تغییرش بدم( یا در اینده به دلخواه خودم درستش کنم.)
    4- ازش استقبال می کنم. تمایلم برای ادامه یک خیال پردازی به قدری زیاده که خودم رو به فراموشی می زنم که قرار بود دیگه تکرار نکنم و به خودم میگم باره اخره
    5- تا حدودی بله
    6-
    میتونم، ولی در اون زمان چون از خیالاتم لذت می برم و راضی ام این کارو نمی کنم.
    7- توی جمع باشم،
    8- مزایاش رو نمی دونم، ازشون فقط در زمان خیال پردازی لذت می برم.
    9- از واقعیات اطرافم منو دور کرده-برای چیزهایی که می خوام تلاش نمی کنم انگار همین که تو رویاهام بهشون رسیدم کافیه- و از همه مهمتر من یک زندگی دارم و یک مسیر رو میتونم توی زندگی طی کنم.
    سختی ها فانی؛ سر سخت ها باقی[img]/images/smilies/mili/24.gif[/img][img]/images/smilies/mili/24.gif[/img]
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    خب، اول اینکه یک برنامه ریزی مدوّن برای گذران اوقات روزتون میتونه به شما کمک کنه تا زمانتون رو بهتر سپری کنین. آیا تا به حال برای برنامه ریزی اقدامی کردین؟

    دوم اینکه باید برخی مهارتها رو فرا بگیرید تا در هنگام مواجهه با مشکل، به حل واقعی اون بپردازید تا حل خیالی اون. چند مثال از مواردی که اوضاع بر وفق مرادتون نبوده و خواستید با رویا تغییرش بدید رو میتونید مطرح کنید؟

    سوم اینکه زمانی رو اختصاص بدید به خیالپردازی هاتون. در برنامه ای که مینویسید، یک مدت زمان معین رو به خیالپردازی اختصاص بدید. هرموقع که در غیر از این مدت، خیالات به سراغتون اومدند، با فرمان ایست اونها رو متوقف کنید و به زمان معین شده موکول کنید.

    چهارم اینکه برای برخی از خیالپردازی هاتون برنامه واقعی تنظیم کنید. میتونید یکی از خیالپردازی هاتون رو بگید تا براش برنامه ای واقعی تدارک ببینیم تا در جهتش حرکت کنید. این کار کمک میکنه تا تمایز بین واقعیت و خیال رو بهتر درک کنید.

    پنجم اینکه سعی کنید روش درس خواندنتون رو عوض کنید. یکی از روشهایی که به درد شما میخوره، خواندن مشارکتی هست. اگر مایل هستید روشتون رو تغییر بدید، و دوستی هم دارید که حاضره با شما درس بخونه، بگید تا این روش مفید رو توضیح بدم.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    با سلام
    1-همیشه در حال برنامه ریزی برای یک روز یا هفته و چند ماه اینده هستم که بیشتر از 2الی3 ساعت بهش عمل نمی کنم.
    2-به طور مثال پیش کسی هستم بهم حرفی می زنه که به ضرر منه و واقعیت نداره( یا توهین غیر مستقیم) اما من اون لحظه ساکت میمونم و چیزی بهش نمی گم. بعد در خیالاتم زمان دیگه ایی رو تصور میکنم و توی خیالاتم هر چی دلم می خواد رو بهش می گم.
    کاری رو دوست دارم انجام بدم مثل یک فعالییت گروهی ولی به دلایل غیر مهمی توی اون کار شرکت نمی کنم و بعد تصور می کنم اون کار یا مشابه اش رو به نحو احسنت انجام میدم.( توی رویاهام من عالی و بدون نقصم و نظر همه رو جلب میکنم.)
    3-سعی می کنم اجراش کنم؛ حدودا چند ساعت در روز؟
    4-خوب خیال پردازی هام کاملا متفاوتن. ممکنه یک فیلم ببینم و در کنار نفش اصلی اون فیلم نقش دیگه ای بسازم و کل فیلم رو تو ذهنم باسازی کنم و ادامش بدم.
    به طور مثال: زمانی که سریال پزشک دهکده پخش می شد من یک نقش اضافه کردم. خواهر سالی که قبلا توی دهکده بوده و در غالب یک ژنرال به دهکده بر گشته بود و...
    و خیلی از خیالاتم در مورد اینده خودم که توی رشته خودم موفق شدم و...
    5- من تا پیش دانشگاهی جز بهترین دانش اموزان بودم. خیلی هم درس نمی خوندم اما همیشه جز شاگردهای ممتاز بودم اما وقتی اومدم دانشگاه با اینکه رشته ایی که از بچگی دوست داشتم رو می خونم اما اوضاع درسیم خیلی بده. از هم ورودی هام عقب افتادم؛ با دوستام یکی 2 درس دارم که می تونم همون ها رو با هاشون بخونم.
    ------
    من از چیزهای یکنواخت خوشم نمی یاد و نمی تونم یه جا بشینم!!(فقط اگه در حال خیال پردازی باشم زمان دیگه برام معنا نداره) عاشق هیجان و شهر بازی ام. یکی از دلایلی هم که از درس فاصله گرفتم یکنواختی اونه. خیلی تلاش می کنم تا اطرافم یکنواخت نباشه اما نمی شه هر لحظه این حس رو در خودم ایجاد کنم!!!
    سختی ها فانی؛ سر سخت ها باقی[img]/images/smilies/mili/24.gif[/img][img]/images/smilies/mili/24.gif[/img]
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •