تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ذهنم داغونه.. زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:aida89
آخرین ارسال:maryam.azadeh
پاسخ ها 7

ذهنم داغونه..

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام.24 سال دارم.چند وقتی ست ذهنم خیلی آشفته ست و نمی تونم خوب متمرکز شم.فقط زمانی که می نویسم فکرم آروم تر می شه باز هم نه مثل قبل.به دلیله کار بیرون و فوت پدرم درسم از مدت معمولی گرفتن لیسانس بیشتر شده و این یکی از مسائلیه که اذیتم می کنه مخصوصا وقتی می بینم درس هم سن هایم تموم شده. 3 ساله با آدمی دوست هستم که نمی دونم برای چی باهاش هستم.دوسش دارم اما گاهی می خوام نباشه.چند بار اوایل دوستی فهمیدم با کسِ دیگست به واسطه ی تلفنش اما حالا نمی دونم باز هم کسی هست یا نه. بیرون رفتنمون در حده دو هفته یک بار یه ساعته که اونم به دور زدن در خیابان های اطراف خانه ست.من زنگ می زنم و تو این سه سال شاید سر جمع بیشتر از پانزده بار زنگ نزده و اس ام اس بازیمون هم محدود می شه به 20 تا 30 اس ام اسی که می دیم.تو این یک سال و نیمی که سرکار رفته اس ام اس هامون هم کم سده وو رسیده به اس های موقع خواب. اما گاهی که بیرونیم اگر من ناراحت باشم یا غصه بخورم آرومم می کنه و گاهی اگر به چیزی نیاز داشتم برایم تهیه کرده به همین خاطر نمیتونم دربارش تصمیم بگیرم. گاهی که نه هر روز حس تنهایی می کنم و احساسِ نیاز به همدم...
    گاهی مدام از خودم ایراد می گیرم و از خودم بابتِ کارهام ناراضیم.از این که هنوز آدم ها من رو یک دختره 18 ساله می بینن ناراضیم.از این که نمی تونم کار مفیدی انجام بدم...
    گاهی به شدت از خودم بدم میاد و حس پوچی و به درد نخوردن می کنم و گاهی هم ترجیح می دم مدام بنویسم و غرق تو شخصیت رمان هایی که می نویسم باشم تا آروم تر بشم و یادم بره این زندگی گاهی آدم رو چقدر اذیت می کنه و یادم بره دروغ هاشو...
    رسما دارم دیوونه می شم..
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    عزیزم تنهایی سخته
    من هیچ وقت با کسی نبودم با اینکه سخته، با اینکه نیاز به همدم دارم.
    از من می شنوی همین الان فراموشش کن، همه مشکلاتتو خدا حل می کنه و کساییکه پیشت هستند.
    این پسری که شما گفتی دوستت نداره، پس الکی بهش فکر نکن، اگه ادامه بدی ضربه می بینی. اصلا هم دلت تنگ نشه. اگه حس دلتنگی بهت دست داد سریع به خودت بگو دلتنگی  و تنهایی رو به خاطر با ارزش بودن خودم تحمل می کنم. تو هیچ وقت نباید به یک پسر زنگ بزنی. مطمئن باش کسیکه لایقت هست خودش یه روزی می یاد سر راهت قرار می گیره.
    خیلیا هستند که با بزرگتر از خودشون هم کلاس هستند. این اصلا جای ناراحتی نداره. شکر که سالمی و می تونی درس بخونی.
    خیلی وقتا باید خودت به خودت کمک کنی. خودت رو شاد نگه دار.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    **شادی** آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'aida89' pid='28586' dateline='1381616412'

    .از این که هنوز آدم ها من رو یک دختره 18 ساله می بینن ناراضیم.

     
    سلام آیدای عزیز.
    با توجه به اینکه بحران از دست رفتن پدر رو تجربه کردی شاید احساس تنهاییت و نیاز به همدم داشتنت از کسایی که شرایط شمارو ندارن بیشتر باشه همچنین زمینه آسیب پذیری شما الان بیشتر هست پس باید مواظب باشی این احساس تنهایی  ختم به دوستیهای بی سرانجام نشه...
    درباره شرایط این پسر بیشتر برامون بگو از گفته هات میشه برداشت کرد که ارتباط خیلی صمیمی که منجر به ازدواج بشه بین شما نیست اما توضیحاتت برای قضاوت درست کم بود...

    از بابت طول کشیدن مدت تحصیلت ناراحت نباش وقتی وزارت علوم  مدت مجاز تحصیل تو دوره کارشناسی رو بسته به دانشگاه ها از 5سال تا ده سال تعیین کرده نشون میده با پیشبینی شرایط غیرمنتظره ای مثل شرایط شما اینجور طول کشدنهارو کاملا قابل توجیه دونسته.مهم اینه که خودت میدونی علی رغم میل خودت و بخاطر اتفاقات خارج از اختیارت, تحصیلاتت طول کشیده و کفایت و یا درسخون بودن و نبودن شما هیچ ارتباطی به این موضوع نداشته , و جایی برای سرزنش کردنت نمیمونه . بعد از اتمام دوره لیسانست بخوای تو مقطع ارشد ادامه بدی و یا با مدرکت جایی استخدام شی تسلطت روی رشته تحصیلیت و سابقه علمی و پژوهشیت حرف اول رو میزنه نه مدت زمان تحصیلاتت.

    چی باعث شده فکر کنی اطرافیانت شمارو در حد یه دختر 18 ساله میبینن؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام
    چون هیچ کس رو حرف های من حسابی باز نمی کنه و حرف هام رو گوش نمی ده.پای مشورت با من نمی شینه ..
    3سال و نیمه با این آقا که هم محله ایم هست دوست هستم.بیرون رفتنمون 2 ساله در حده دو هفته یا سه هفته یک بار در گشت و گذار در کوچه های اطراف محل زندگیمونه.پارک و سینما و این چیزهارو دوست نداره و دوست نداره تو کوچه یا خیابون با هم راه بریم چون می ترسه یا پلیس بگیرتمون یا کسی ما رو ببینه. گفته فعلا قصد ازدواج نداره و حالا حالا ها باید جوونی کنه تازه اگر فرصتش جور شه سفری داشته باشه به خارج کشور و جوونی رو اون جا هم تجربه کنه.دوست نداره من خانوادش رو ببینم یا اون ها من رو ببینند.تو این مدت کم تر از بیت بار برای شام یا ناهار بیرون رفتیم که تو این یک سال اخیر هیچ بار.گاهی هم بوده اگر چیزی ازش خواستم تهیه کرده برام.تو این یک سال اخیر که سر کار می ره کلا همه چی از اون حدی که بوده کم تر شده. از من انتظار داره که من به خاطرش از کارها و تایمم بزنم ولی او حتی نیم ساعت به خاطر من زودتر کارش رو تموم نمی کنه بیاد باهم بریم بیرون یا هم دیگر رو ببینیم با این که صاحب کارش خودشه.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    **شادی** آواتار ها
    آیدای عزیز با توصیفاتی که از نحوه ارتباطتون دادی احتمالی که درباره عدم صمیمیت تو ارتباطتون میدام قوت گرفت. 
    3.5 سال آشنایی زمان کمی برای یه نتیجه قاطعانه نیست... یه رابطه صمیمانه که در راستای ازدواج باشه روز به روز گرمتر و هدفمند تر میشه و دوطرف تمام تلاششون رو برای از میان برداشتن مانعها میکنن تا اینکه شرایط بهم رسیدن هرچی زودتر فراهم بشه...یکی از موانع بزرگ سر راه ازدواج, بیکاربودن پسر هست و برای پسری که قصد ازدواج داره شاغل بودن پوان خیلی بزرگی محسوب میشه نه اینکه با سرکار رفتن, ارتباط حتی سردتر و کمتر از گذشته بشه...
     این رفتارهایی که اشاره کردی بخوبی نشون میده دید ایشون بشما صرفا در حد یه دوست اجتماعی سادست و هیچ هدف و برنامه ریزی برای بهتر شدن یا منجر شدن به ازدواج از طرف ایشون دیده نمیشه.اگه باوجود این دلایل هنوز تو قطع این ارتباط مردد هستی بخاطر شرایطت هست که خیلی زیاد نیاز به همدم و عشق داری و متاسفانه فکر میکنی این گزینه تنها گزینه موجود برای شماست برای همینه که حتی باوجود نامناسب بودنش نمیتونی ازش بگذری ... ولی این راهش نیست احتمال آسیب پذیری شما تو این رابطه خیلی بالاست.
    قدم اول برای حل مشکلت اینه که خودت آگاه و قانع بشی که این ارتباط نمیتونه سودی برات داشته باشه و انتظاراتی رو که تو این شرایطت از یه رابطه عاطفی داری, نمیتونه برات برآورده کنه.
    میخوام نظر خودت رو در این مورد بدونم و بعد درباره مشکل برخورد اطرافیان باشما, صحبت کنیم.                                           
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    سلام.
    متاسفانه امشب همه چی بین ما تموم شد.دیروز ایشون من رو بیرون دیدند و از پوشش مانتو و آرایش من ایراد گرفتند در صورتی که من با مقنعه بودم و مانتوی مشکی بلند و آرایش کم.همیشه همین طورم ،از مانتوی کوتاه و تنگ بدم میاد و آرایش زیادی رو دوست ندارم و امشب هم من رو دیدند و از آرایش و کیفم ایراد گرفتند.آرایشی که از دیروز کم تر بود و کیفی که یه کیفه قرمز ساده با بند قهوه ای بود.این سه سال همیشه همین ارایش رو داشتم حتی کمتر از همیشه بود اما امشب به همین دلایل گفتند که نه دیگه بهشون زنگ بزنم نه اس بفرستم و همه چی تمام شد....
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    نوشتن اگه اروم تون میکنه در مواقعی که کار خاصی ندارین بنویسین. ضرری نداره و اتفاقا خوب و تسکین دهنده هست براتون.
    فوت پدرتون حادثه ناگواری بود که تحمل کردین. طبیعیه که برنامه های روتین شما رو تحت تاثیر قرار داده باشه. مقایسه کردن اصولی داره و بهتره که صرفا تحت شرایطی خاص خودمونو با هم سن و سالان مون مقایسه کنیم. زمانی مقایسه کردن کار پسندیده ای هست که شرایط مساوی بین افراد برقرار باشه. مهم نیست اگه چند ماه یا یکسال گرفتن لیسانس شما به تعویق بیافته. در نظر بگیرین که اون حادثه ناگوار بر زندگی شما تاثیر عمیق گذاشته و همینقدر که تونستین جلو برین و پیشرفت کنین خودش جای تحسین و تقدیر داره.
    در مورد کار مفید هم زمان انجام کارهای مفید براتون به زودی خواهد رسید. شما فعلا دانشجو هستین و کمی که صبر کنین رشته امور به دست تون خواهد افتاد.
    رابطه عاشقانه هیچ مانعی نداره ولی ایا این اقا، قصد و منظورشو از ادامه دادن رابطه طی سه سال بیان کرده یا خیر؟ ایا هدفش مشغول کردن وقت شما و تفریح و خوش گذرانی هست و یا اینکه مایل هست این رابطه رو ماندگار کنه؟ ایا راجع به ازدواج صحبتی کرده یا خیر؟
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •