تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خانواده شوهرم خیلی متوقع هستند.. زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:haha
آخرین ارسال:**شادی**
پاسخ ها 7

خانواده شوهرم خیلی متوقع هستند..

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    قبلا یه مشکل دیگه بیان کرده بودم با عنوان "از شغلم متنفرم" لطفاً اگه اینجا براتون ابهامی بود به اون مراجعه کنید.

    شوهرم چند وقتیه که زده تو کار خرید و فروش زمین، میگه هم دوست دارم اینکارو هم درآمدش بیشتر از کارمندیه. اما مشکل اینجاست که تا 4قرون گیرش میاد همه ازش توقع دارن پدرش جدا ازش پول میگیره مادرش جدا برادرش و حتی دامادشون (تازه اینا یه آدمای بدحسابی هستن که نگو)به حدی که 8میلیون کاسبی کرده بود اما این ماهی دوباره من مجبور شدم پول کرایه خونه رو بدم.پدرش هیچ احساس مسئولیتی نداره تو این 10 ماهی که شوهر من بیکار بود یه بار یه تعارف خشک و خالی نکرد که مثلا این ماه اجارتون رو من میدم.به اون پسرش خونه داده اما ما هنوز تو خونه اجاره ای هستیم. حس میکنم شوهرم هم بد عادت شده و فک میکنه من وظیفمه که کار کنم و کرایه خونه بدم یعنی جدیداً به رو مبارکش هم نمیاره که کرایه خونه ای هم هست. ضمناً من دانشجوی ارشد هستم و شهریه بالا دانشگاه آزاد رو خودم دارم میدم(البته شوهرم نمیدونه فک میکنه بابام میده). تنها کاری که به فکرم رسید این بود که دیگه نرم سرکار شاید شوهرم اینجوری بفهمه اونم وظیفه ای داره و خونواده از خدا بی خبرش هم سر عقل بیان امیدوارم.
    لطفاً راهنماییم کنید.

     

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    مقصر شمایید و بس!!! چرا شرایط باید تا این حد خوب باشه که شوهرتون به همه قرض بده بدون اینکه کرایه خونه اش رو کنار گذاشته باشه؟ چرا باید شما خونه نداشته باشید و شوهر شما به بذل و بخشش کردن پولش فک کنه؟ خواهر گلم سعی کن میانه رو باشی و حیطه ها رو فراموش نکنی وظیفه شما ایجاد فضای آرام برای همسرت در خونه است شستن و پختن و امثال این و مسائل مالی به شوهرتون ربط داره وظیفه ایشونه! بدون اینکه دعوا و بحث بکنید سر کار نرید و مانند همسرتون به کرایه خونه اهمیت ندید وقتی صاحب خونه به ایشون گفت کرایه خونه پس چی شد انوقت شاید یه ت---- بخوره! در ضمن پیشنهاد میکنم یه مقدار خرج تراشی کنید چون مثل اینکه خیلی به شوهرتون داره خوش میگذره! برای چی شهریه دانشگاه شما رو پدرتون باید بپردازه؟ مگه شما ازدواج نکردید یا زندگی مستقل ندارید که خرج دانشگاهت با پدرت باشه؟! راهی که رفتید اشتباهه پس برگردید و هزینه هاتون رو به شوهرتون محول کنی ولی خواهشا با سیاستهای زنونه بدون دعوا و بحث!!!
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'آنا' pid='28789' dateline='1381738638'
    مقصر شمایید و بس!!! چرا شرایط باید تا این حد خوب باشه که شوهرتون به همه قرض بده بدون اینکه کرایه خونه اش رو کنار گذاشته باشه؟ چرا باید شما خونه نداشته باشید و شوهر شما به بذل و بخشش کردن پولش فک کنه؟ خواهر گلم سعی کن میانه رو باشی و حیطه ها رو فراموش نکنی وظیفه شما ایجاد فضای آرام برای همسرت در خونه است شستن و پختن و امثال این و مسائل مالی به شوهرتون ربط داره وظیفه ایشونه! بدون اینکه دعوا و بحث بکنید سر کار نرید و مانند همسرتون به کرایه خونه اهمیت ندید وقتی صاحب خونه به ایشون گفت کرایه خونه پس چی شد انوقت شاید یه ت---- بخوره! در ضمن پیشنهاد میکنم یه مقدار خرج تراشی کنید چون مثل اینکه خیلی به شوهرتون داره خوش میگذره! برای چی شهریه دانشگاه شما رو پدرتون باید بپردازه؟ مگه شما ازدواج نکردید یا زندگی مستقل ندارید که خرج دانشگاهت با پدرت باشه؟! راهی که رفتید اشتباهه پس برگردید و هزینه هاتون رو به شوهرتون محول کنی ولی خواهشا با سیاستهای زنونه بدون دعوا و بحث!!!
     
    ممنون آنا جون که راهنماییم کردی.
    آخه چون هزینه دانشگاه اون رو پدرش میداد (البته فقط دو ترم و بعد چون پرداخت نکرد شوهرمم دانشگاهش رو بوسید و گذاشت کنار) به من هم گفت ما که با دو تا حقوق کارمندی (قبلا شوهرم کارمند بود) نمیتونیم خرج دانشگاه تو رو هم بدیم پس به بابات بگو اگه اون نده نمیتونی بری دانشگاه.
    جالب اینجاست که مادرش هم یکبار جلو خودم بهش گفت تا تکلیف کار تو مشخص نشده زنت باید بره سرکار!!!
    فکر میکنم یه جورایی قربانی شدم بخدا هیچی از حقوقم خرج خودم نمیشه، 600 تومان میگیرم که 450 تومنش کرایه خونه 55 تومن وام ازدواج (تازه وام ازدواج رو هم خودش خرج کرد)ا95 تومن باقیماندش رو هم به ندرت ازم میگیره مثلا زنگ میزنه میگه داداشم 50تومن میخواد میریزی به حسابش؟


     

     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    **شادی** آواتار ها
    سلام دوست خوبم.
    من تاپیک قبلی شمارو خوندم.
    شغل منشی گری یا مسئول دفتر بودن شغل محترمی هست و حساسیتهای خاص خودش رو داره اما در نظر شما و خیلی از اطرافیانتون شاید شان اجتماعی رو که از یه فوق لیسانس انتظار میره برآورده نکنه... خب نمیشه اینجا نظری رو بشما تحمیل کرد چون درآمد یه طرف قضیه ست و علاقه به شغل طرف دیگه. ولی باوجود مشکلات اقتصادی که اشاره کردی بهترین تصمیم همینی بود که گرفتی یعنی فرصت گرفتن تا آذر ماه.منتها زمان رو نباید از دست بدی همچنان که اینجا کار میکنی و با درآمدش گوشه ای از مشکلاتتون رو سبکتر میکنی باتوجه به رشته تحصیلیت ,کارهای پژوهشی که انجام دادی و سابقه کاریت یه رزومه خوب برای خودت تهیه کن و جاهایی که مرتبط با رشتت هست و البته علاقه هم داری ببر دبیرخانه یا مدیر اون سازمان رزومت رو بهمراه درخواست کار تحویل بده.ایشالا تو همین فرصت دوماهه یا شغل مورد علاقت رو پیدا میکنی و یا اینکه زمینه برای ارتقاء پستت تو شغل فعلیت مهیا میشه ولی تو شرکت فعلی از دنبال کار بودنت حرفی نزن چون اگه قصد ارتقاء پست شمارو داشته باشن دلسرد میشن.
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    **شادی** آواتار ها
    و اما مسئله دوم که اشاره کرذی چارش سرکار نرفتن و خونه نشین شدن شما نیست دوست خوبم.
    همکاری و سرکار رفتن هردو شما فی نفسه خیلی خوب و لازم هست, زندگی شما فقط الویت بندی کم داره...
    حتی کمک به خانواده هرچقدرهم قدرنشناس باشن نه تنها بد نیست بلکه بمرور زمینه محبت و حمایت متقابل رو فراهم میکنه اما این کمکها زمانی جا داره که اولویت های اصلی زندگی شما تامین شده باشه... البته مردها بخاطر کل نگر بودنشون تو این مسئله موفق نیستن و رعایت این اولویتها و جزییات زندگی از عهده خانمها بهتر برمیاد...
    شما برای مثال 700 تومن درآمد داری همسرت هم 1 تومن ,مدیریت و برنامه ریزی این درآمد خالص رو خودت انجام بده و چرخوندش رو بذار بعهده همسرت... تو یه برگه اجاره خونه ,شهریه دانشگاه ,مایحتاج ماهانه ,تعمیرات احتمالی و هرچی که خودت بهتر میدونی (و البته پس انداز ولو شده خیلی کم حتی 5هزار تومن) بهمراه هزینه هاشون لیست کن و بده دست ایشون و بهش بگو اگه علاوه بر اینها مبلغی اضافه میاریم من حرفی ندارم به خانوادت کمک کن ,برنامه تفریح و مسافرت بچین و هرچی که لازمه... اینجوری هم شما متهم به سنگ اندازی در روابط ایشون و خانوادش نمیشی هم ایشون رو در جریان مخارج زندگی قرار دادی...
    شما با همسرت خدای نکرده دشمنی نداری که در جواب کارهایی که احتمالا واقعا از سر کم توجهیش انجام میده بنای لجبازی بذاری سرکار نری خودت رو از تواجتماع بودن محروم کنی یا با قهر و دعوا کار رو پیش ببری و زندگی رو بکام هردوتون تلخ کنی... با گفتگو و مدیریت زنانه براحتی میتونی از پس این برهه بربیای... شما نسبت به ایشون این امتیاز رو داری که میتونی رو جزیی ترین مسایل زندگی هم دقت داشته باشی پس ازاین لطف خدا برای بهتر شدن زندگیت استفاده کن برنامه ریزی و اولویت بندی رو انجام بده اجراش روهم بسپار دست همسرت...
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    نقل قول نوشته اصلی توسط '----شادی----' pid='28853' dateline='1381756454'
    و اما مسئله دوم که اشاره کرذی چارش سرکار نرفتن و خونه نشین شدن شما نیست دوست خوبم.
    همکاری و سرکار رفتن هردو شما فی نفسه خیلی خوب و لازم هست, زندگی شما فقط الویت بندی کم داره...
    حتی کمک به خانواده هرچقدرهم قدرنشناس باشن نه تنها بد نیست بلکه بمرور زمینه محبت و حمایت متقابل رو فراهم میکنه اما این کمکها زمانی جا داره که اولویت های اصلی زندگی شما تامین شده باشه... البته مردها بخاطر کل نگر بودنشون تو این مسئله موفق نیستن و رعایت این اولویتها و جزییات زندگی از عهده خانمها بهتر برمیاد...
    شما برای مثال 700 تومن درآمد داری همسرت هم 1 تومن ,مدیریت و برنامه ریزی این درآمد خالص رو خودت انجام بده و چرخوندش رو بذار بعهده همسرت... تو یه برگه اجاره خونه ,شهریه دانشگاه ,مایحتاج ماهانه ,تعمیرات احتمالی و هرچی که خودت بهتر میدونی (و البته پس انداز ولو شده خیلی کم حتی 5هزار تومن) بهمراه هزینه هاشون لیست کن و بده دست ایشون و بهش بگو اگه علاوه بر اینها مبلغی اضافه میاریم من حرفی ندارم به خانوادت کمک کن ,برنامه تفریح و مسافرت بچین و هرچی که لازمه... اینجوری هم شما متهم به سنگ اندازی در روابط ایشون و خانوادش نمیشی هم ایشون رو در جریان مخارج زندگی قرار دادی...
    شما با همسرت خدای نکرده دشمنی نداری که در جواب کارهایی که احتمالا واقعا از سر کم توجهیش انجام میده بنای لجبازی بذاری سرکار نری خودت رو از تواجتماع بودن محروم کنی یا با قهر و دعوا کار رو پیش ببری و زندگی رو بکام هردوتون تلخ کنی... با گفتگو و مدیریت زنانه براحتی میتونی از پس این برهه بربیای... شما نسبت به ایشون این امتیاز رو داری که میتونی رو جزیی ترین مسایل زندگی هم دقت داشته باشی پس ازاین لطف خدا برای بهتر شدن زندگیت استفاده کن برنامه ریزی و اولویت بندی رو انجام بده اجراش روهم بسپار دست همسرت...
     
     
    ممنون از راهنماییت شادی جان.
    اما شوهر من یه خصلت داره که هیچوقت نه از من پرسیده چند حقوق میگیری و  هیچوقت هم به من نمیگه که چند درآمد داره و کارشم الان یه جوریه که یکماه داره شاید دو ماه نداشته باشه. قبلا که بهش میگفتم بیا پول کرایه خونه رو نصف تو بده نصف من اول قبول میکرد اما موقع کرایه دادن میگفت من که فعلا ندارم تو بده من بعدش بهت میدم اما دیگه خبری نمیشد تازه چندین بار هم که نداشتم میگفت برو از بابات یا مامانت بگیر بلاخره اینقدا باید به دخترشون کمک کنن که
    . نمیگم اصلاً بهم کمک نمیکنه چرا میکنه اما حس میکنم دیگه وظیفه من میدونه که کرایه خونه رو بدم .
    درمورد خانوادش هم اونا اینقد آدمهای پررو و پرتوقعی هستن که وظیف شوهرم میدونن که بهشون پول بده مثلا یه بار مامانش بهش میگفت بچه های مردم مادراشونو میفرستن مکه اما تو چی!!!
    ضمناً من چون قصدم ادامه تحصیله (برا دکترا میخوام بخونم) این کاره کلا برنامه هامو به هم ریخته..


     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    **شادی** آواتار ها
    عزیزم متوجه دلیل ناراحتیت شدم.بنظرم ایشون اگه از شما مقدار درآمدت رو نمیپرسه برای اینه که شماهم نتونی ازش بپرسی چقدر درآمد داره ولی اینجا یه مسئله ای هست, شما درآمد کارمندی و تقریبا مشخصی داری یعنی حدودا میتونه حدس بزنه شما چقدر حقوق میگیری اما شغل ایشون چون آزاده درامدش هم یه مبلغ ثابتی نیست....                                                                                                                                  
      پست قبلی هم اشاره کردم که یه مدیریت زنانه میتونه این مشکل رو حل کنه... شما برعکس روالی که ایشون درپیش گرفته رو برو یعنی سربرج که حقوق گرفتی خیلی واضح مقدارشو بهش بگو و درباره درامد این ماه ایشون هم خیلی واضح ازش بپرس و سعی کن قانعش کنی که برای برنامه ریزی و بهتر شدن اوضاع این روالو درپیش گرفتی نه برای جلوگیری از کمک به خانوادش یا محدود کردنش...                                                        
     شما مطمئنا یسری مخارج هست که مربوط به خودت میشه و اون موردی که تو پست قبل اشاره کردی"هیچی از درامدم خرج خودم نمیشه" واقعا دور از انصافه. کم کم دچار فرسودگی شغلی میشی کار کردن شما حتما باید برای خودت پیامدهای خوب و مثبتی داشته باشه تا انگیزه ای بشه برای ادامه دادن و همچنین لذت بردن از کار...
    پس بعد از حقوق گرفتن خیلی شفاف درباره مقدار حقوقت و همچنین مواردی که برای خودت لازم هست و نیاز به هزینه داره با ایشون صحبت کن برای مثال من 700 تومن حقوقم بود و این موارد رو باید باهاش تامین کنم -چیزهایی که فقط مربوط به خودت میشه نه مخارج معمول خونه- اگه کم آوردی حتما ازش بخواه که بقیشو کمک کنه و اگه زیادی آوردی بهش بگو فلان مبلغ میتونم برای این ماه کمک کنم ... یعنی دقیقا روالی که خود ایشون در پیش گرفته کرایه خونه کم میاره و خیلی راحت از شما میخواد کمک کنی این مشارکت هیچ ایرادی نداره اما باید دوطرفه باشه تا فشار و احساس سواستفاده شدن به هیچکدوم از طرفین دست نده...
     این درست نیست که تو زندگی مشترک کمک کردن بصورت قرض دادن باشه و انتظار پس دادن تو طرف بوجود بیاره بهتره بجای قرض دادن و انتظار پس گرفتن حالت متقابل داشته باشه هرجای کار ایشون کم آورد روی کمک شما حساب میکنه درعوض شماهم هرجا نیاز به پول بیشتر داشتی ایشون کمک کنه و این عادتها رو باید بمرور با گفتگوهای صمیمانه و البته عمل جایگزین عادتهای قبلی بکنی. 
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •