تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




احساساتی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:moheal
آخرین ارسال:moheal
پاسخ ها 30

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

احساساتی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    **شادی** آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'moheal' pid='29036' dateline='1381852046'

    اصلا اگه هم درد سر ساز نباشه,به نظر شما خوبه آدم این قدر قدرت نداشته باشه که بدونه با کی حرف میزنه؟
    چرا مسایل خانوادگی یا هر مسایل دیگرو به همه گفت؟؟؟؟

     
     
    اگه دردسرساز بودنش رو پرسیدم میخواستم اگه تجربه ناخوشایندی ازین مورد داشتی از این به بعد به عنوان یاداوری تنبیهی برای خودت استفاده کنی که خدارو شکر انگار تا حالا مشکل خاصی برای پیش نیومده.

    مهمه:کسی تو زندگیت هست که خیلی زیاد باهاش صمیمی باشی و دوستش داشته باشی؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
     خوب آره.من با خانوده ام صمیمی ام همشون و دوست دارم.
    کسی که نتواند افکارش را تغییر دهد، هیچ چیز را نمی تواند تغییر دهد
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    **شادی** آواتار ها
    منظورم از صمیمی کسیه که اطمینان داشته باشی همیشه برای درد و دلهات یه گوش شنواست و انقدر باهاش راحت باشی که بتونی همیشه تو هر شرایطی روی کمکهاش یا همدلیهاش حساب باز کنی همچین کسی تو زندگی شما هست؟
    چون بنظرم این رفتاری که داری و اسرارت رو بی قید و شرط در اختیار هرکسی قرار میدی ناشی از این میشه که یه گوش شنوای مطمئن کم داری یا اینکه تو حرف زدن با کسی که دوستش داری و نیاز بهش داری, محدودیت داری... 
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    آره. با مامانم راحتم که همیشه اگه اشتباه می کردم ,سرزنشم می کرد.
    بابامم!!!!!!اون صمیمیت و راحتی که با مامانم دارم با بابام ندارم.
    این مشکلی که دارم تا اون جایی یادمه از بچگی هم داشتم.یه جوری بود که میرفتم به بچه ها و رفیقام می گفتم اونا می رفتن به خانوادشون می گفتن و اونا هم به رو مامانم میآوردن.
    مامانم تعجب می کرد.حرفای تو خونه رو همسایه ها می دونستن؟؟؟؟
     
    کسی که نتواند افکارش را تغییر دهد، هیچ چیز را نمی تواند تغییر دهد
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    **شادی** آواتار ها
    شما باید یکم تمرین فکر کردن داشته باشی... الان شاید بگی "خب من فکر کردن بلدم فقط زمانش رو بلد نیستم یعنی اول حرف میزنم بعد فکر میکنم" اما این کاری که شما میکنی فکر کردن نیست در واقع شما با بازخوردهایی که از اطرافیانت میگیری شروع میکنی به کنکاش کردن حرفهای گذشتت و سرزنش خودت بابت حرفهای ردو بدل شده, اسرار برملا شده , یا احیانا رنجیدن طرف مقابلت ... و تمام این سالها این روند برات بصورت عادت و یه سبک ارتباطی درومده ... تغییر عادتها امکان پذیره...  همینکه به این آگاهی رسیدی که زمان این تغییرات فرارسیده و دنبال دلیل این مسایل هستی جای تحسین داره...

    قدرت مقاومتت در چه حده؟در مقابل پیشنهادات یا خواسته هایی که تمایلی به انجامش نداری میتونی "نه" بگی؟

    از اینکه تو یه جمعی مثل دوستات یا خانوادت  و ... پذیرفته نشی یا مقبول نباشی نگرانی ای داری ؟که بخوای تلاش کنی مورد قبولشون باشی یا به اصطلاح , خودت رو همرنگ اون جمع کنی؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    تصمیم گیری خودش یه مهارت هست. تصمیم گیری یک فراینده که نیاز به فکر کردن داره. معمولا هر تصمیمی که ناگهانی گرفته بشه به مشکل میخوره. مثلا وقتی با دوست تون میرین فروشگاه و دوست تون شلوار میخره شما اون لحظه میتونین تصمیم بگیرین که ایا شما هم نیاز دارین عین همون شلوار رو بخرین یا نه. بررسی میکنین ایا قیمت خیلی مناسبه؟ ایا این مدل الان رو بورسه یا نه؟ ایا با وجودی که چندتا شلوار دارین فکر میکنین نیاز دارین یه دونه دیگه هم داشته باشین یا نه؟ و........ فکر کردن به این چند گزینه شاید نیاز به 60 ثانیه زمان داشته باشه و سپس تصمیم میگیرین که بخرین یا نه.
    در مورد حرف زدن هم ادم هایی که پیش از سخن گفتن حتی 10 ثانیه فکر میکنن، انسان های موفقی به شمار میان. دوست یکی از دوستام به مدت سه روز روزه سکوت گرفته بود و بعدش گفت توی این سه روز به نتیجه رسیده که نصف بیشتر حرفایی که میزده غیرضروری و غیرمفید بودن و اینو باید در نظر بگیریم که همه مون به نوعی همینطور هستیم و شاید خیلی از شکست ها و ناکامی های بشر، به خاطر بی موقع حرف زدن و یا از سر عدم اطلاعات کافی سخن گفتن باشه.
    شما مشکل تون خیلی جدی نیست. فقط اگه همین چند ثانیه فکر کردن رو پیش از حرف زدن و یا انجام هر عملی، لحاظ کنین بسیار موفق تر خواهید بود.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    میشه قسمت اول و یه ذره بیشتر توضیح بدین؟؟
    قدرت "نه"گفتنم زیاد خوب نیست.
    یکم نگرانم.شاید مشکلی دارم یا اخلاقم جالب نیست که کسی طرفم نمیاد دیگه؟!
    همرنگ کنم؟؟؟مثل اونا باشم؟؟؟هر کاری اونا می کنن منم بکنم؟؟؟شاید یکی رو دارن مسخره میکنن,منم مسخره بازی در بیارم؟؟؟؟اگه جو محیط من و نگیره(جو گیر نشم),هیچ وقت این کارو نمی کنم.
    ممنون maryam.azadeh . مطالبت خیلی واسم جالب بود.
    کسی که نتواند افکارش را تغییر دهد، هیچ چیز را نمی تواند تغییر دهد
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    **شادی** آواتار ها
    ببین آقای moheal عزیز
    منظورم تو پست قبل تمرین مهارت فکر کردن و منتقد بودنه...
     شما با دوتا مسئله روبروو هستی یکی اینکه اول هرچی که به ذهنت میرسه به زبون میاری بعدش میشینی به عواقبش فکر میکنی یا احتمالا با بازخوردی که از طرفت میگیری خودت رو سرزنش میکنی... در صورتیکه بقول خودت و  مریم عزیز این فکر کردنها جاش چند ثانیه قبل از حرف زدنه و این هم فقط تمرین میخواد و مهارت...
    مسئله بعدی اینه که -طبق ارسال10 خودت- نمیتونی آدمهارو بشناسی و باهرکسی گرم میگیری و یه زمانی بخودت میای میبینی تمام حرف دلت رو برای طرفت بازگو کردی که اینهم مهارت منتقد بودن میخواد...
    اگه تا اینجا متوجه حرفهام شدی و ابهامی برات نمونده ادامه بدیم و راهای تقویت این دو تا مهارت رو بهت بگم.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
     بله.فهمیدم.ممنون.
    کسی که نتواند افکارش را تغییر دهد، هیچ چیز را نمی تواند تغییر دهد
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    **شادی** آواتار ها
    برای شناختن اصولی آدمها اول از یکی از افراد نزدیک و در دسترست شروع کن... رفتارش رو زیر نظر بگیر ببین چی خوشحالش میکنه چی عصبانیش میکنه چی بهش برمیخوره به چه مواردی حساسیت داره مخصوصا از حرفهایی که پشت سر دیگرون میزنه میتونی خیلی خوب پی به خصوصیاتش ببری اصلا سخت نیست فقط دقت لازم داره اگه تاحالا نتونستی تو این موارد موفق باشی برای اینه که خیلی به جزییات رفتارهاشون دقت نداشتی وقتی این شناخت رو بدست آوردی میتونی رفتارها قصد و منظورشون رو تا حدودی پیش بینی کنی و این کمک زیادی به طرز برخوردت و حرفهایی که میخوای بزنی میکنه.
    ببین شبیه مهارت رانندگی...تو رانندگی هم بخشی از مهارت رانندگی به عهده توانمندی ماست اما بخش بزرگیش تو پیش بینی رفتارهای رانندگان دیگه ست که اونم با شناخت یسری علایم قراردادی امکان پذیره مثل راهنمایی که میزنن و شما متوجه میشی قصد پیچیدن دارن ویا علامتهایی که تو جاده با دست نشون میدن.

    وقتی این شناخت رو بدست آوردی میتونی اینو در نظر بگیری که من اگه این حرفم رو بهشون بگم عواقبش برای من چی میتونه باشه؟این شخص چه کمک یا سواستفاده هایی از این حرف من میتونه بکنه؟عکس العملش در برابر حرف من چیه؟میتونه راز دار خوبی باشه؟نگران این نباش که  در نظر گرفتن این موارد خیلی زمان میبره و توچند ثانیه امکان پذیر نیست توضیح دادن دربارش یکم طولانی و سخته ولی تو عمل خیلی ساده ست ... وقتی به فرایند رانندگی کردن فکر میکنی میبینی چقدر ریزه کاری داره تنظیم آینه دنده عوض کردن کلاج گرفتن مواظب راننده های دیگه بودن مواظب تابلوها و علایم راهنمایی بود و ... اما تو عمل که میای رانندگی کنی تمام این ریزه کاریها ناخوادگاه به موقع خودش انجام میشن و شاید حتی گاهی متوجه انجام دادنشون هم نشی...
    وقتی تو شناخت افراد آشنا تبحر پیدا کردی دیگه تو برخورد با غریبه ها هم ناشیانه رفتار نمیکنی و به اصطلاح بی گدار به آب نمیزنی... چون خودت رو عادت دادی به نقد کردن و پیشبینی رفتارهای اطرافیانت...
    راستی اگه فیلم دیدن دوست داری راجع به شخصیتهای فیلمها هم میتونی این تمرینهارو انجام بدی...
    اگه ابهامی تو این مورد نبود درباره "فکر کردن قبل از صحبت کردن" و "قدرت نه گفتن" هم صحبت میکنیم.
     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •