تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مصرف غیرمجاز داروهای مجاز زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:maryam.azadeh
آخرین ارسال:aram
پاسخ ها 93

صفحه‌ها (10): صفحه 1 از 10 123 ... آخرینآخرین

مصرف غیرمجاز داروهای مجاز

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام دوستان عزیز
    من یه مشکلی دارم که خیلی ها در جریان این مشکل هستن و بارها دوستای عزیز، سعی کردن منو تشویق کنن که دست از اینکار بکشم ولی شرایط بسیار بسیار بدی که داشتم و دارم مانع از این شد که بتونم تنها راه گریز موقت از مشکلاتم رو کنار بگذارم.
    طی مدتی که حامد عزیزم در بستر احتضار بود و من تلخ ترین ایام کل زندگیم رو میگذروندم، اگرچه تمام شواهد و قراین نشون میدادن که کاری دیگه نمیشه کرد ولی خب کورسوی امیدی برای من وجود داشت چون نمیتونستم حقیقت رو بپذیرم( و الان هم نپذیرفتم و نخواهم پذیرفت چون اگه بپذیرم به نقطه پایان میرسم).
    من از دوران نوجوانی اطلاعات عمومی بالایی داشتم به ویژه راجع به انواع داروها و جالب هست بگم خانواده و اقوام من هربار دارویی رو به تجویز پزشک میخواستن مصرف کنن از من میپرسیدن که راجع به اون دارو توضیح بدم. البته نه همه داروها ولی خب یه تعداد قابل توجهی از اونا.
    من از اوایل امسال، به خاطر فرار از غم و اندوهی که مداوما و دقیقا ثانیه به ثانیه رنجم میداد، رو به مصرف داروهای مجاز آوردم البته به طور کاملا سرخود و بدون تجویز پزشک.
    اواخر تابستان بود که با تشویق تنی چند از دوستان، داروها رو ارام ارام کم کرده و قطع کردم و اتفاقا احساس زیاد بدی هم نداشتم و کم کم داشتم به وضعیت ظاهرا نرمال برمیگشتم هرچند درونم همچنان پر از گدازه های اتش بود.
    اوایل مهرماه مادر عزیزم رو از دست دادم و به سرعت هرچه تمام تر به سوءمصرف داروها بازگشتم.
    اینم بگم داروهایی که مدام دارم مصرف میکنم متاسفانه وابستگی ایجاد میکنن و به تعداد بالایی رسیدن که به هرکسی گفتم وحشت کرد و حتی بعضیا میگن مریم چطور هنوز زنده هست؟؟
    ولی واقعیت اینه که من زنده هستم، ورزشکار تقریبا حرفه ایم، زبان رو در سطح پیشرفته دارم میخونم، راحت از خیابان رد میشم، کارهای خونه رو گاهی وقتا انجام میدم، طی روز اصلا چرت نمیزنم اما........ احساس میکنم این داروها منو به سمت زوال و نابودی دارن حرکت میدن. همچنین در کنار داروها به طرز فجیع و اغراق امیزی نوشابه انرژی زا( رد بول و هایپ آبی) مصرف میکنم. هایپ رو خیلی وقت ها ماکزیمم مصرف میکنم و کنارش یک فنجان قهوه دارک بدون شکر هم میخورم. سیگار هم میکشم(7 ساله سیگار میکشم، کنت روزی یک پاکت) ولی اهل هیچگونه ماده مخدر یا توهم زا به هیچ وجه نبودم و نیستم و هرگز هرگز فکر رفتن به سمت اونا رو هم ندارم. اهل مشروب هم نیستم.
    نام داروهایی که کاملا سرخود مصرف میکنم:
    بی پریدن( شادی آور): روزی 2 الی 5 عدد
    کلونازپام(ارامبخش و خواب آور که برا من اصن خواب اور نیست): روزی 1 تا 3 عدد
    هایپ یا ردبول: روزی 2 الی 4 قوطی
    قهوه دارک تلخ: روزی 2 تا 4 لیوان بزرگ

    لطفا بهم کمک کنین. خیلی ها واسم نگران هستن و خودم هم یک مقدار نگرانم.
    ایا وضعیت من خطرناکه یا خیر؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    niloofarabi آواتار ها
    با سلام و عرض ادب

    مصرف خودسرانه و بدون تجویز پزشک هیچ قرصی حتی استامینافون و سرماخوردگی درست نیست! حتی اگه اطلاعات لازم رو درمورد آن دارو داشته باشید!
    فرمودید که به پیشنهاد دوستان کم کم دارو رو قطع کردید! دارویی که میگید بی پردین عوارض جانبی زیادی داره و حتما موارد استفاده از اون رو هم خودتون میدونید برای پارکینسون و ... .حتی برای قطع این دارو باید به مراکز ترک اعتیاد مراجعه می کردیدن یا اگه دوست ندارید اونجا برید با یه پزشک مشورت میکردید تا راهنمایی لازم یا احیانا جایگزین مناسب برای این دارو رو در اختیارتون بذاره.

    تنها چیزی که می تونم بهتون توصیه کنم این هست که حضوری به یک پزشک مراجعه کنید و بهش بگید که این دارو رو خودسرانه مصرف کردید.

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    maryam.azadeh آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'niloofarabi' pid='28908' dateline='1381773496'
    با سلام و عرض ادب

    مصرف خودسرانه و بدون تجویز پزشک هیچ قرصی حتی استامینافون و سرماخوردگی درست نیست! حتی اگه اطلاعات لازم رو درمورد آن دارو داشته باشید!
    فرمودید که به پیشنهاد دوستان کم کم دارو رو قطع کردید! دارویی که میگید بی پردین عوارض جانبی زیادی داره و حتما موارد استفاده از اون رو هم خودتون میدونید برای پارکینسون و ... .حتی برای قطع این دارو باید به مراکز ترک اعتیاد مراجعه می کردیدن یا اگه دوست ندارید اونجا برید با یه پزشک مشورت میکردید تا راهنمایی لازم یا احیانا جایگزین مناسب برای این دارو رو در اختیارتون بذاره.

    تنها چیزی که می تونم بهتون توصیه کنم این هست که حضوری به یک پزشک مراجعه کنید و بهش بگید که این دارو رو خودسرانه مصرف کردید.

     

     
    سلام
    شما درست میگین. منم قبول دارم وضعیت جالبی ندارم. 
    کنار گذاشتن شون تشویق و اجبار خیلی از دوستام بود.
    البته فقط قرص ها رو کنار گذاشتم و هایپ و بقیه قضایا سرجاشون باقی موندن.
    بعد از فاجعه دوم، به سرعت برگشتم سر جای اولم.
    موقع مصرف بی پریدن، یک مقدار حالت رعشه و لرزش دست و پا برام پیش میاد و گاهی مجبورم لباس گرم بپوشم.
    اگه اینی که میگین اتفاق افتاده باشه که پس جدی جدی کارم ساخته هست و باید برم ترک کنم!
    احساس میکنم هم وابستگی جسمی پیدا کردم هم وابستگی روانی.
    میدونم پزشک باید تجویز کنه ولی بدبختی بزرگ اینجا بود که من اواخر تیرماه رفتم پیش یه روانپزشک و کلی هم اصرارش کردم قبول نکرد واسم بی پریدن و کلونازپام تجویز کنه. گفت فقط زلپیدم بخور و کلردیازپوکساید.
    اما این دوتا قرص بهم جواب نمیدن و در طول روز افسردگی منو مثل خوره میخوره.
    توی خیابون همه جا دارم دنبال اونا میگردم چیکار کنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام .
    الحمدلله اطلاعات کافی رو در این زمینه دارید . من هم با نظر خانم نیلوفر آبی کاملا موافقم.
    مصرف زیاد قهوه نشانگر اعتیاد شما به کافیین هست.
    داروهایی رو هم که فرمودید داروهای ضد روان پریشی ، پارکینسون ، صرع ها و اسپاسمها و غیره هستند .
    واقعیتش اطلاعات کافی رو درمورد رد بول و هایپ آبی ندارم .
    ولی لازم به ذکر است که بگم وابستگی دارویی شما (اعتیاد) بیش از اینکه وابستگی فیزیکی باشه جنبه روانی داره .
    یعنی اینکه تمایل زیاد به مصرف خودسرانه داروها موجب رضایت خاطر شما میشه.

    آیا این وابستگی به مرور زمان بیشتر شده یا اینکه بعلت فوت مادرتون تشدید شد؟ منظورم اینه که دوز مصرفی رو به مرور زمان بنا به نیازتون بالا بردید؟
    من هم پیشنهاد میدم که در اولین فرصت به کلینیک ترک اعتیاد مراجعه کنین تا مصرف خودسرانه داروها تحت کنترل قرار بگیره و بنا به نیاز فعلی و شرایط روحی و روانی شما نسخه دارویی توسط روانپزشک تجویز بشه.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    niloofarabi آواتار ها
    روانپزشکتون می دونن که این دارو بی پردین رو مصرف میکنید؟
    باید به ایشون بگید! ممکنه تداخل دارویی ایجاد بشه با داروهایی که ایشون براتون تجویز کردن!
    این لرزش و ... و مواردی هم که گفتید از عوارض جانبی این دارو هست. به نظر من هر چه سریعتر با پزشک مشورت کنید.
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    maryam.azadeh آواتار ها
    مرسی اقای صالحی عزیز
    بله به کافئین وابسته ام. ردبول و هایپ حاوی مقادیر خیلی بالایی کافئین به علاوه چندنوع ماده دیگه هستن و رنگ آبیش از همه قوی تره. 
    از اردیبهشت امسال شروع کردم و با فوت حامدجان مصرفم بالا رفت و اواخر شهریور به زحمت و فشار و دانه دانه کم کردن، دو قرص نامبرده رو ترک کردم. بعد از فوت مادر عزیزم دقیقا همون روز و به سرعت و بدتر از قبل بازگشت کردم و همونروز حالم خراب شد( چون بدنم در اون وضعیت عادت نداشت) و کارم به درمانگاه کشید. روزهای بعد هوشمندانه تر مصرف کردم و الان نسبت به تیرماه وضعم بدتره و وابسته تر هستم.
    مرسی نیلوفرجان
    بله روانپزشک میدونست خودسر مصرف میکنم و گفت هرگز برام نسخه نمیکنه اون دوتا دارو رو. ولی از زلپیدم و کلردیازپوکساید کلی تعریف کرد و گفت اینا رو به جای اونا بخورم. کلردیازپوکساید متاسفانه واسه من مثل گچ هست و درنتیجه کنار گذاشتمش. ولی زلپیدم رو اگه کلونازپام در دسترسم نباشه میخورم و اونم خوبه اوکی هست. بله این سه تا رو توامان مصرف میکنم که فقط زلپیدم تجویز دکتر هست و بقیه اش خیر.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    niloofarabi آواتار ها
    مریم جان

    من اطلاعات دارویی ام در حد کتابهایی هست که تو دانشگاه خوندم.  ولی تو بیمارستان روانی که برای کارورزی می رفتیم و مشترکا با روانپزشک ها در ارتباط بودیم؛ متوجه شدم که قرص هایی که روانپزشک تجویز میکنه با در نظر گرفتن خیلی از آیتم های دیگه هست! مثلا من خودم می دونستم که فلان دارو برای افسردگی تجویز میشه ولی همون رو با تغییر دوز یا همراه کردن با یه داروی دیگه به مثلا کیس آسپرگر هم میدن!
    در مورد دوزهاش هم واقعا برای من گیج کننده بود! یه کم اگه کم و زیاد میشد .... کلی مشکل ایجاد میشد!
    اینکه خود شما تصمیم میگیرید که فلان قرص رو چون احساس میکنید تاثیری روی شما نداره و میذارید کنار واقعا خیلی خطرناک هست! حتی اگه فکر میکنید تاثیر نداره باید به دکتر بگید! بعضی از قرص ها هستند مدتی زمان می بره تا تاثیر لازم رو بزارن.
    در مجموع پیشنهاد من این هست که با یک پزشک مشورت کنید و به روانپزشکتون هم درمورد داروهایی که خودتون قطع کردین یا جایگزین کردین صحبت کنید ....و این بار هر چی دکتر و روانپزشک گفتن رو رعایت کنید تا ان شالله بهبود پیدا کنید.


     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    maryam.azadeh آواتار ها
    نیلوفرجان
    راهنمایی های ارزنده ای کردی.
    ولی اینو بگم که من توی مصرف این قرص ها شادی و ارامش و ریلکس شدن رو جستجو میکنم. چون بیماری روانی ندارم و اتفاقات بدی که برام افتادن منو بهم ریختن. قرص هایی که روانپزشک ها مینویسن با انگیزه درمان هست و شاید بقول شما ادم در لحظه اثرشو نبینه و دوزهای اونا هم دقیق هستن که مصرف کننده دچار اوردوز نشه.
    ولی خب من وقتی میبینم در همون روز قرصی که واسم تجویز شده حال منو تغییر نمیده احساس میکنم کلا بیخودی دارم مصرفش میکنم. واقعا حالت های بدی رو طی روز تجربه میکنم. فقط دنبال راه گریز هستم. دور و برم پره از چیزایی که ادمو سرگرم کنن و بهش انگیزه بدن ولی برا کسی که داغ دیده هیچی موثر نیست هیچی هیچی.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    niloofarabi آواتار ها
    خواهش میکنم.

    قرص های شادی آور به قول شما هم تجویز میشه توسط روانپزشک. البته متناسب با مسئله و علت مراجعه فرد به روانپزشک.
    اون شادی آور هم اصطلاح عامیانه اش هست. 
    شما سالم هستید ولی مدتی هست به دلیل برخی از مسائل شادی و نشاطتون کم شده . شما دنبال شادی و نشاط هستید ....اول باید دید چرا شاد نیستید؟ که خب با توجه به شرح حالی که از خودتون دادید مشخص هست که عدم شادی و نشاط شما هم علت درونی و زیستی داره و هم علت محیطی.
    برای همین هم نیاز به دارو دارید و هم در کنارش روان درمانی.
    اون قرص هایی که خودتون برای خودتون تجویز میکنید , شاید تا یه مدت ارومتون کنه! ولی عوارضش بیشتر هست در طولانی مدت. اینا رو مطمئن هستم که خودت بهتر از من میدونی!

    منظور من هم اصلا این نبود که به شما برچسب بیمار بزنم! اگه این برداشت رو کردین عذرخواهی می کنم.


     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    maryam.azadeh آواتار ها
    نه نیلوفر جان من متوجه شدم که شما برچسب بیمار نمیزنین. بهرحال کسی مثل من که روحش اسیب دیده و زخمی شده ممکنه از خیلی جهات شبیه یک بیمار باشه.
    ولی خب من راه اشتباهی رو رفتم و برای خودم دارو تجویز کردم. منظورم از شادی اور همون هست که شما میگین یعنی دارویی که وقتی اونو مصرف میکنیم انگیزه و نشاط در ادم ایجاد کنه و البته اگه بشه زمینه ای رو فراهم کنه که رفته رفته این نشاط در وجود ادم مانا و ماندنی بشه و مثل بی پریدن نباشه که تابحال هرچی من مصرفش کردم شادی مقطعی بهم داده و بعد از چند ساعت به حالت اول برگشتم.
    احتمالا این دارو داروی من نیست وگرنه باید طی زمان اثرشو میدیدم.
    عوارض شو از همین الان دارم مشاهده میکنم برا همینم ترسیدم و این تاپیک رو درست کردم. روان درمانی یه مدت واسم انجام شد و خیلی هم موثر بود. اما من دوتا مشکل بزرگ دارم:
    اول اینکه بعضی ساعت های روز یکباره غم و خاطرات بهم هجوم میارن و بغض خیلی وحشتناکی گلومو میگیره.
    دوم اینکه خیلی چیزها هستن که خواسته و نخواسته تداعی حامد عزیز و مادرم هستن. اسم اونا رو میبینم جایی نوشته شده، عکساشون، جاهایی که قبلا با اونا دیده بودم، بیمارستانی که اونا بستری بودن( البته دو تا بیمارستان بود) و من حتی سمت اون خیابون و میدون نمیتونم برم. یکی شون در یک میدان نسبتا فرعی تهران و اون یکی در یکی از میادین اصلی هست و من حتی اگه مجبور باشم به اون میادین و خیابان های اطرافش نمیرم.
    مشکلم خیلی پیچیده هست و اوضاع خراب تر از این حرفاست.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (10): صفحه 1 از 10 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •