تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




فراریم میده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:asiyeh
آخرین ارسال:amiin
پاسخ ها 23

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

فراریم میده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    سلام .
    جواب سوالتون رو در قالب پیام خصوصی براتون نوشتم.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    نقل قول نوشته اصلی توسط سیب
    آسه جان زندگی من داستان کسیه که به حرف خونوادش پشت کرد و الان غرق پشیمونیه تاپیک (جاده ای که نه راه پس داره و نه راه پیش )رو بخون که زندگی منه و من رو واسش مثال بزن که تو چه مخمصه ای قراره بعد فرار بیفته
    نامه دیگری که دانشآموز بهم فرستاده

    خانم من دلیل مخالفت پدر ومادر خودرا که گفتند این است که بیش تر به پول توجهو فقط مادرم که پول را همه چیز زندگی میدونه و میگه اگه کسی دخترای منو بخواد باید اول حیاط و طلاهای آنچنانی نمیدونم خیلی چیزها میگه که باید باشه .خانم پنچ سال با پسره رابطه دارم چن بار هم ازش خواستم دست از سرم برداره ولی گفت که نمیخام به هیچ وقت تورو از دست بدم گفت نمیخام با احساس دختری بازی کنم -باور ککنید پسره چن بار خودش با مامانم حرف زد حتی مامان پسره خودش به خونه ما آمد و با مامانم حرف زد ولی مامانم خیلی بد رفتاری باهاش کرد که نگو .واقعا نمیدونم از چی پسره تعریف کنم یه پسر تحصیل کردهاست والانم کار میکنه و خودشم خونشون توشهر هست و سر کار هم میره ولی مامانم میگه باید همه چیز داشته باشه -پسره میگه اگه مامانت قبول نکنه فراریت میدم. گفتم دست از سرم بردار ولی قسم خورد که اگه این حرف رو بزی فراریت میدم .ومن نمیخام به هیچ وجه این کار پیش بیاد میخام مثله کسانی که دوست دارن نامزد بشن و خوشبخت بشن باشم .واقعا نمیدونم چیکار کنم از همه چیز خسته شذدم -پسره خیلی راستگو .سنگین .باوقار هست به خدا مثل پسر هایی نیست که امروز عاشق میشن و فردا میگن که بی خیال به خدا از این پسرا نیست ولی من همیشه کار هام رو به خداتوکل ومیسپرم به خدا -خواهشا یه راهنمایی بکنید که پای فرار در میان نباشه

    بهش چی جواب میدین؟

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:23#
    به هر حال ادامه این رابطه به شکل برای دختر خیلی خطرناک هست. اگه پسره به قول خودش خیلی دوستش داشت سعی نمی کرد از این کارای ماجراجویانه انجام بده (مثلا فراری دادن) اون هم وقتی دختر راضی نیست. در عوض سعی می کرد بتونه خواسته خانواده دختر رو براورده کنه (با توجه به اینکه دختر هم هنوز سنش کمه و وقت داره) ولی اون ظاهرا می خواد راه آسونتر رو انتخاب کنه! فقط برای نداشتن پول اون رو رد کردن هم خیلی معقول بنظر نمیاد شاید مسئله دیگه ای هم باشه. ولی این پسر به این راحتی ول کن نیست و دختر هم بهش وابسته شده آخرش ممکنه کار به جاهای باریک بکشه. بنظر من باید پسر  و خانواده دختر بشینن با هم دقیقا صحبت کنن ببینن مشکلشون با هم چیه و پسر باید دقیقا چه کاری انجام بده تا اونها راضی بشن. دختر هم باید مواظب باشه تا فریب حرفایی رو که پسره بهش میزنه رو نخوره و بدون مشورت با خانواده اش کار ماجراجویانه ای انجام نده و رابطه اش رو هم تا اونجایی که میشه با پسر کم کنه.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •