تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چطور همسرم را راضی کنم به خانه مادرم بیاید؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:کاربر
آخرین ارسال:طباطبایی
پاسخ ها 62

صفحه‌ها (7): صفحه 1 از 7 123 ... آخرینآخرین

چطور همسرم را راضی کنم به خانه مادرم بیاید؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    شرمنده که اسم تاپیکم کمی مورد داره
    آخه نخواستم کسی که تاپیک های قبلی من رو نخونده وقتش اینجا گرفته بشه
    خلاصه میگم:مادر من ساداته و چند روزه دیگه به عید غدیر نمونده از الان زمینه رو چیندم تا با خانومم حرف بزنم تا اونجا نگه نمیام و.....
    ولی اون حتی امروز که عیده قربانه نیومد اونجا و من هم نتونستم برم چون دیگه خسته شدم از بس که دروغ سر هم کردم واسه نیومدنش
    میگه عید غدیر هم نمیام بذار کمی اذیت بشن و از اینکه عروسشون نیومده دیدنش کمی ضربه بخوره آبروش بره بقیه بره
    میترسم اون روز نیاد ......اگه نیاد منم نمیتونم برم و واسم گرون تموم میشه
    به خواهراش و به هر کسی که ازش حساب میبره چنگ انداختم ولی فایده نداشته ضمن اینکه اصلا منطق سرش نمیشه
    دارم از دست این لج بازی هاش دیوونه میشم


     

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    تاپیک قبلی شما رو هم خوندم و تا جایی که به ذهنم میومد نظرمو گفتم.
    سایر دوستان هم همینطور و یه جورایی به نظر میاد مشکل تون کمی پیچیده هست. بهرحال یک کینه دو طرفه وجود داره و هر دو طرف هم به نوعی حق دارن و بابت لجاجت شون هم مقصر هستن.
    شاید میزان تقصیر همسر شما خیلی کمتر باشه ولی بهر رو هیچ یک از دو طرف، انعطاف به خرج نمیدن. روابط بین افراد، خیلی وقت ها مثل یک معمای پیچیده هست و فکر و هوشمندی بالایی میخواد تا بتونیم اونو حل کنیم.
    مشکلاتی که سبب این تیرگی رابطه بین همسر و مادر محترم تون شدن، طی سال ها به وجود اومدن و در نتیجه امکان اینکه بشه طی چند روز اونو حل کرد وجود نداره. ممکنه حتی بتونین به ترفندی همسرتونو برا عید غدیر ببرین منزل مادرتون ولی در نهایت هنوز کینه ها به قوت خودشون باقی هستن.
    ایا تابحال به صورت باز و به دور از تعارف با مادرتون حرف زدین؟ تابحال به ایشون گفتین که دقیقا علت کینه همسرتون چی هست؟ شما میگین خسته شدین از بس تنها رفتین خونه مادر و دروغ گفتین. یعنی در واقع شما برا عدم حضور خانم تون، دلیل تراشی میکنین ولی واقعیت رو جلوی مادرتون صراحتا بیان نمیکنین. ایا فکر نمیکنین بهتر باشه به دور از هرنوع تعارفی و البته با رعایت ادب و احترام، واقعیت رو به مادرتون بگین و توضیح بدین همسر شما در کل حق داره. چون صدمه خورده و حتی یک معذرت خواهی خشک و خالی دریافت نکرده، بابت ضربه هایی که خورده هیچ غرامتی مادی یا معنوی از جانب مادرتون نگرفته، سال ها شاهد انواع مشکلات بوده و کاملا واقف بوده که متاسفانه مادر شما سبب ساز مشکلات بودن و همچنان مادر شما برا ایشون به عنوان یک چهره موجه معرفی میشه..... البته در اینکه شما به عنوان فرزند ایشون موظف به رعایت ادب و احوال پرسی ایشون هستین هیچ شکی نیست. ولی همسر شما وقتی سال ها زجر کشیده و هیچ گونه انعطاف و لطف و مهری از سوی مادرتون ندیده دلیلی برا صمیمیت و دوستی با ایشون نمیبینه.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    مریم خانوم شما همیشه به من لطف داشتین
    حقیقت اینه که مادر من موجود عجیبیه
    اون حقیقتا بسیار مغروره دقیقا مثل همسرم
    راستش من مادرم رو میشناسم اگه واسش بگم که چرا خانوم من نمیره دیدنش و رفتار سردی داره در حالی که واقعا مادرم مقصره ،تو جوابم میگه:فدای سرم که نمیاد!!!!! یا اینکه شروع میکنه به صحبت از گذشته و این که کارهاش برای ازدواج نکردن من درست بوده و.....
    در واقع خودش رو از اتفاقات قدیم میکشه کنار و بقیه رو مقصر میدونه و.......
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    maryam.azadeh آواتار ها
    وقتی دو تا ادم مغرور با هم اختلاف و دشمنی پیدا می کنن( صرف نظر از نسبت و میزان تقصیرشون) زمانی امید به آشتی هست که یکی از طرفین مقداری از غرورش کم کنه( و یا هر دو طرف) تا فرایند صلح و آشتی انجام بشه.
    تا زمانی که دو طرف بر غرورشون پافشاری کنن بدیهیه که اشتی رخ نمیده و دشمنی همچنان ادامه پیدا میکنه.
    شرایط کنونی همسر و مادر شما بدین گونه هست و چون هر دو طرف غرور می ورزن، دورنمای صلح رو نمیشه دید. بازهم درین شرایط، اگه شما با همسرتون صحبت کنین امکان اینکه نتیجه ای حاصل بشه بیشتره. چون بهرحال زن و شوهر یک زبان مشترک دارن و ضمنا سن شما بهم نزدیک تره و امید بیشتری وجود داره.
    در مورد عید غدیر هم اگه شما دایی یا خاله دارین میتونین از اون دایی یا خاله بخواهین که مادرتونو در اون روز به منزل شون دعوت کنن و به همراه همسرتون به خونه اون شخص برین تا شاید رو در رو شدن عروس و مادرشوهر، در عین اینکه غافلگیرانه هست حالتی مثبت و صمیمانه پیدا کنه.
    میتونین با دایی یا خاله تون پیشاپیش یعنی از همین الان صحبت کنین تا مراسم ویژه ای رو(مثلا مولودی و مداحی) تدارک ببینه و چند تن دیگر از اقوام رو هم دعوت کنه و هزینه مراسم رو هم شخص شما تقبل کنین و هدف نهایی رو فعلا سیکرت نگه دارین تا همسر و مادرتون متوجه نیت اصلی شما نشن.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    ممنونم مریم خانوم
    همسر من با همه قطع رابطه کرده حتی دایی و خاله
    اینو تو تاپیکام و اجتماعی نبودنش گفتم
    در عین حال ممنونم
    دیگه بهتون زحمت نمیدم فقط
    تو رو خدا واسم دعا کنین
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    یه سوال دارم
    لطف کنید جواب بدید تا بعد نظرم را بگم
    شما وقتی همسزتون گله از رابطه شما با مادرتون میکنه چطور باهاش رفتار می کنی؟
    یعنی همزمان با گله های همسرتون شما چه عکس العملی نشون میده
    به قول معروف هر اون میگه شمام یه جوابی میدی؟
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    مهسا خانوم
    یه نمونه اون همین امروز اتفاق افتاد
    وقتی قبول نکرد که بیاد خونه مادرم و بعداز این که خیلی منطقی و آروم باهاش حرف زدم در حالی که دراز کشیده بود و حاضر نبود بهم نگاه هم بکنه،مثل همیشه حرفام رو رد کرد و به حرف هایی که بوی غرور  و لج بازی میداد ادامه داد
    و من هم فقط و فقط لب تابم رو برداشتم و بی سروصدا رفتم تو اتق و تنهاش گذاشتم بعد یه مدتی که صدای گرییه اش رو شنیدم بهش اس دادم که اگه دلش گرفته ببرمش بیرون و دورش بدم
    اونم غرور بهش اجازه نداد که بگه آره و فقط گف نمیدونم ولی در عین حال بردمش
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    **شادی** آواتار ها
    سلام آقای سیب.
    راهنماییهای دوستان چه تو این تاپیک چه تاپیک قبلی واقعا عالی بود ولی من پاسخ شمارو به همه راهنماییها منفی دیدم طوریکه انگار واقعا راهی نمونده امتحان نکرده باشین و این حس بن بست رسیدن خیلی دردناکه.
    نمیتونین کاری کنین که خانومتون نسبت به خونه پدری شما و اتفاقاتی که اونجا میگذره کنجکاو بشه؟مخصوصا زمانیکه شما تنها اونجا میرین؟شاید نوعی از برانگیختن کنجکاوی یا حساسیتهای زنانه. درسته اینکار خیلی هم صحیح نیست اما  چون گفتین که مادرتون رفتار خوب و ملایمی رو با عروسش در پیش گرفته و فقط شرایط دیدارشون جور نمیشه شاید اگه بتونین چند بار خانومتون رو به این صورت با پای خودش ببرین خونه مادرتون و اونجا خوش رفتاری و پذیرایی گرمی ازشون ببینه کم کم ایشون هم دلش نرم بشه.
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    شادی خانوم من رو ببخشید آخه به خدا تموم راه هایی که دوستام بهم نشون دادن رو رفتم واسه همین با جرات همون روز اول توی اولین تاپیکم گفتم دیگه راهی نمونده وگرنه من مدیون دوستایی  هستم که واسه من وقت میذارن
    با تموم وجودم فریاد میزنم که دیگه خستم خیلی خسته امیدوارم درکم کنین
    داغونم نمیدونم از چه کلمه ای استفاده کنم واسه نشون دادن حال و روزم
    شادی خانم ،خانوم من در مورد هر آنچه که در خونه پدری من میگذره بی تفاوته چندین بار اتفاقاتی افتاد که بی تفاوت از کنارش گذشت و نیومد .تو رو خدا منو ببخشید چیکار کنم جز جواب منفی چیزی ندارم
    آخه این زخم تازه نیس.کهنه شده 7 ساله دارم میکشم و تموم این احتمالات و راه ها رو امتحان کردم
    به این دارم میرسم که جز طلاق نمونده
    خدا یارتون
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    نگید توروخدا
    طلاق چیه
    میشه حل کرد
    مادرتون لجباز هستن ولی پدر و خواهر و برادرتون چی؟
    آیا مادرتون راضی می شن که شما طلاق بگیرین ؟ یا ذره ای ناراحت باشین؟
    ناراحتی تون رو بهشون بگین
    من مطمئنم درکتون می کنن و سعی می کنن با روی باز از عروسشون پذیرایی کنن
    اونوقت خانومتون هم کینه هارو میذاره کنار.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (7): صفحه 1 از 7 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •