تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دوراهی: ازدواج با دخترخاله؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mor-teza
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 10

دوراهی: ازدواج با دخترخاله؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام. سعی می کنم خلاصه بگم. من 26 سالم هست لیسانس هستم و به زودی کار خوبی ان شا ا.. برام درست میشه. دختر خاله خیلی خوبی دارم که دو سه سال ازم کوچیکتره و انصافا دختر خوب و خوشگل و با کمالات و خانه دار درجه یکی هستش. اما من تا حالا هیچ حسی نسبت بهش نداشتم و به ازدواج باهاش فکر نمی کردم تا اینکه یکی از دوستانم ایشونو دید و گفت که تو که همچین دختر خاله خوب و با کمالاتی داری چرا باهاش ازدواج نمیکنی؟ این در واقع جرقه ای شد. خیلی به این موضوع فکر کردم اما واقعا حس خاصی بهش ندارم. اما می دونم که اون خیلی دوستم داره. خواستگارهای زیادی داره که همه شونو رد کرده. اون با نگاه هاش سعی میکنه علاقه خودشو بهم بفهمونه ولی من انگار نه انگار. کمی هم خودمو سرزنش می کنم به خاطر جواب ندادن به تمایلاتش. گاهی اوقات حس می کنم سنگدل شدم! ولی خب واقعا موقعیتهایی بوده که دختری رو دیدم و از هیجان ضربان قلبم بالا رفته! ولی در مورد دختر خالم همچین موضوعی اتفاق نیفتاده. حالا می ترسم با این وضع ازدواج کنه و بره و بعد از چند سال باز خودمو سرزنش کنم. این بار به این دلیل که چرا حماقت کردمو باهاش ازدواج نکردم! موندم توی دو راهی. دلم نظر خاصی نداره!! ولی عقلم میگه کمی بیشتر فک کن! نظر شما دوستان و مشاوران در این مورد چیه؟
     

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    havva آواتار ها
    سلام 
    خب میشه به من بگید وقتی ضربان قلبتون بالا میره برای دخترهای دیگه برای تیپ ظاهرشونه یا از اون ها هم مثل دختر خالتون شناخت کامل دارید برای کمالاتشونه؟؟
    به نظرتون دلیل اینکه دختر خالتون باعث نمیشه ضربان قلبتون تغغیر کنه میتونه این باشه که از بچگی باهاش بزرگ شدید؟؟
    اگه دختر خوب و با کمالاتیه یه فرصت به خودتون بده برای بیشتر اشنا شدن

     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    عشق بعد از ازدواج عشق ماندگاره.
    عشق قبل از ازدواج به خاطر توهمه.

    در زندگي كه وارد بشيد و ازدواج كنيد بيشترين چيزي كه براتون مهمه همدلي و همراهي همسرتونه كه شمارو عاشق اون ميكنه.

    هم فرهنگ بودن شما يكي از بهترين گزينه هايي كه وجود داره و اگر من دخترخالم باهام ازدواج ميكرد هيچ وقت با كس ديگه اي ازدواج نميكردم. چون خيلي مشتركات باهم داريم. ديگه مادر زن نق نقو نداري. نميخواد نگران فاميلاي خانومت باشي. و هزارتا سوتفاهم پيش نمياد كه از زندگي دلسرد شي.

    حتما ادمايي رو ديدي كه خانومشون انگار سفيد برفي يا پريه از بس خوشگلن ولي هيچ علاقه اي بهش ندارن. ميدوني دليل اين سردي چيه؟
    دليل اين سردي اينه كه با اون خانم تفاهم ندارن.
    هيچ عشق و محبتي بين شما نباشه علاقه خوني كه بين شما هست باعث ميشه بدون چشم داشت به هم محبت كنيد و اين بدون چشم داشت محبت كردن آرزوي هر انسانيه و هر انساني رو شيفته خودش ميكنه.

    كاش من با دخترخالم ميتونستم ازدواج كنم ولي چون نشون شد براي برادرم نتونستم و حالا برادر من مثل شما خوشي زده زير دلش و فكر ميكنه حسي نداره. اگر عيب نبود حتما من با دخترخالم ازدواج ميكردم خصوصا حالا كه مثلا به كسي كه هم فرهنگ من هم هست ازدواج كردم ولي فهميدم خيلي جاها با هم تفاوت داريم و الان هم كه دارم برات مينويسم باز سر يه موضوع خيلي كوچيك و بي ربط مربوط به خانوادش باهم قهريم.
    انتظاراتي كه تو از كوچكي باهاش بزرگ شدي براي يه خانواده ديگه شايد توهم باشه ولي براي خانواده خاله‌ات حداقل نزديك تر به واقعيته.

    شك نكن.
    اقدام كن.
    خدارو هم شكر كن كه همچين مورد بي دردسري داري.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    rahaii آواتار ها
    سلام دوست عزيز:


    ببینید در انتخاب شریک زندگی باید چند بعد را مورد نظر داشت:

    یک» بعد ظاهری

    دو»بعد فرهنگی و اقتصادی

    سه»بعد اخلاقی و ایمانی

    چهار»بعد شخصیتی و روانی

     
    برای برخی بعد چهارم بسیار حائز اهمیت است برای فرد دیگر بعد دوم و الی اخر..

    ازدواج از اساسی ترین انتخابهای زندگی است که به هیچ عنوان جای ریسک کردن ندارد چرا که با مسیر آینده و سرنوشت

    شخص گره خورده است. پس می بایست در انتخاب همسر اسیر عواطف و احساسات نشوید بلکه انتخاب خود را مبتنی بر

    شناخت و آگاهی قرار دهید چرا که تصمیم گیری و انتخاب همسر فرایندی شناختی است نه انگیزشی یا عاطفی. اگر قرار

    باشد این فرایند از مسیرخویش خارج و در وادی احساسات قرار بگیرد هیچ تضمینی برای اعتماد به چنین تصمیمی نیست.
     
     
    بنابراين شما باید در ابتدا معیار های خودتون رو بنویسید و بعد سوالاتی رو مطرح کنید که برای شما مشخص کنه که ایشون چقدر به

    معیارهای شما نزدیک هستن چون معیار ها شخصی هست و خود شما شناخت بیشتری نسبت به طرف مقابل دارین . لذا

    میتونین سوال هاتون رو در اين زمينه ها مطرح کنین :

     
    1. وجود تناسب فرهنگی و اجتماعی
     
    2. سطح درآمد
     
    3. تناسب های خانوادگی
     
    4.اعتقادی و مذهبی
     
    5. جسمی و جنسی( که موضوع رو باید بعد از نامزدی مطرح کرد ، در غیر این صورت آسیب زا خواهد بود)
     
    نكته : شما باید ملاک هایی که گفته شد رو برای یه ازدواج موفق در نظر داشته باشی


    موفق باشيد 
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام. از دوستان عزیزم تشکر میکنم. در مورد جوابها کمی توضیح میدم.
    خب میشه به من بگید وقتی ضربان قلبتون بالا میره برای دخترهای دیگه برای تیپ ظاهرشونه یا از اون ها هم مثل دختر خالتون شناخت کامل دارید برای کمالاتشونه؟؟
    به نظرتون دلیل اینکه دختر خالتون باعث نمیشه ضربان قلبتون تغغیر کنه میتونه این باشه که از بچگی باهاش بزرگ شدید؟؟
    قطعا وقتی برای کسی در نگاه اول ضربان قلب بالا میره برای اون چیزهایی هست که دارید می بینید. خب من هم استثنا نیستم این دیدن میتونه قیافه رفتار صحبت کردن و .. باشه. میدونم بالا رفتن ضربان معیار خوبی برای انتخاب همسر نیست!! ولی خب فکر می کنم حداقل یه ته احساسی هم باید باشه البته شما میتونید پدر مادرهامونو مثال بزنید که ندید ازدواج کردن و زندگی هاشون دوام داشته چه بسا عاشقانه هم زندگی کردن ولی باز فکر می کنم اون احساس اولیه نه در حد نوجوانان عاشق پیشه ی چشم و گوش بسته ولی در حد معقول باید باشه.
    كاش من با دخترخالم ميتونستم ازدواج كنم ولي چون نشون شد براي برادرم نتونستم و حالا برادر من مثل شما خوشي زده زير دلش و فكر ميكنه حسي نداره. اگر عيب نبود حتما من با دخترخالم ازدواج ميكردم خصوصا حالا كه مثلا به كسي كه هم فرهنگ من هم هست ازدواج كردم ولي فهميدم خيلي جاها با هم تفاوت داريم و الان هم كه دارم برات مينويسم باز سر يه موضوع خيلي كوچيك و بي ربط مربوط به خانوادش باهم قهريم.
    انتظاراتي كه تو از كوچكي باهاش بزرگ شدي براي يه خانواده ديگه شايد توهم باشه ولي براي خانواده خاله‌ات حداقل نزديك تر به واقعيته.

    شك نكن.
    اقدام كن.
    خدارو هم شكر كن كه همچين مورد بي دردسري داري.
    شما خیلی صمیمی پاسخ دادین اولا ازتون تشکر میکنم ولی انصافا خوشی نزده زیر دلم! یک سوال دارم از شما. اون موقع که علاقه داشتین با دختر خالتون ازدواج کنید آیا حسی داشتین بهش یا صرفا به خاطر هم کفر بودن توی مسائلی مثل فرهنگی اجتماعی اقتصادی و غیره علاقه نشون می دادین؟
    ازدواج از اساسی ترین انتخابهای زندگی است که به هیچ عنوان جای ریسک کردن ندارد چرا که با مسیر آینده و سرنوشت

    شخص گره خورده است. پس می بایست در انتخاب همسر اسیر عواطف و احساسات نشوید بلکه انتخاب خود را مبتنی بر

    شناخت و آگاهی قرار دهید چرا که تصمیم گیری و انتخاب همسر فرایندی شناختی است نه انگیزشی یا عاطفی. اگر قرار

    باشد این فرایند از مسیرخویش خارج و در وادی احساسات قرار بگیرد هیچ تضمینی برای اعتماد به چنین تصمیمی نیست.
    با تشکر از شما. من قبول دارم ازدواج فرایندی شناختی است چرا که مساله تصمیم گیری برای ادامه زندگی انسان هست اما این حس کی بالاخره باید پیدا بشود؟ اصولا بعد از اینکه شما معیارهای خودتون رو شناختید و یک تطابقی که مد نظر هست با یک دختر پیدا کردید اقدام می کنید و خب قاعدتا طی زمان حس هم ایجاد میشه همون چیزی که میگن عشق بعد از ازدواج. اما من سوالم این هست که درباره من دختر مورد نظر دخترخاله ام هست. پس من شناخت کافی رو در طول این مدت پیدا کردم. همونطور که دیدید توضیح هم دادم که خانه دار خوبی هست و .. توی این مرحله خودم از خودم انتظار دارم حداقل حسی ایجاد بشه. ضمن اینکه دوست اول که پاسخ داده بودن پرسیده بودن آیا حس نداشتن شما به این دلیل نیست که از بچگی با هم بزرگ شدید؟ جوابش نه هست. یعنی با خانواده خاله ام خیلی صمیمی نیستیم که هفته ای یه با بریم خونشون. مثلا شاید سالی دو سه بار. بقیه برخوردها این ور اونور عروسی ها وغیره اتفاق می افته. با این وضعیت این حس نداشتن برام عجیبه و با اینکه می دونم جنبه های زیادی دخیل هستند که شاید باعث بشن بعد از ازدواج حس بوجود بیاد ولی می ترسم بعد از ازدواج هم عین خواهرم دوستش داشته باشم نه به عنوان همسر.

     

     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    کمی بیشتر فکر کنید ببینید معیاراتی که شما دارید به دختر خالتون نزدیکه یا نه؟
    قدم بعدی معیارایی که به عنوان همسر از دختر خالتون دارید درش میبینید یا نه ؟
    بعد اقدام کنید
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    اگر از بچگی باهم همبازی بودید.این شک و تردیدتون به جا بود.
    چون اگر ایشون با کس دیگه ای ازدواج می کرد .ممکن بود بعدها به یاد خاطراتی که باهم داشتید بیفتید و از ازدواج نکردن باهاش پشیمون بشید.
    اما شما که میگید اینطور نبوده و روابط خانواده هاتون زیاد نبوده.پس هیچ احساسات عمیقی بین شما و ایشون به وجود نیومده
    و بعید میدونم از ازدواج نکردن باهاش احساس پشیمانی بهتون دست بده.چون هیچ احساساتی بینتون وجود نداشته که بعدها به خاطر به سرانجام نرسیدنش افسوس بخورید.
    شما باید یک سری معیار های مشخصی برای همسر ایندتون درنظر داشته باشید(مثل تحصیلات.زیبایی.خانواده.اخل ق.و...)و با دختری که فکر می کنید از این نظر شرایط مطلوب شما رو داره ازدواج کنید.
    اگر دختر خالتون واجد چنین شرایطی بود که بسیار عالی.اگر نه بهتره بهش فکر نکنید.
     

     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    اون موقع که علاقه داشتین با دختر خالتون ازدواج کنید آیا حسی داشتین بهش یا صرفا به خاطر هم کفر بودن توی مسائلی مثل فرهنگی اجتماعی اقتصادی و غیره علاقه نشون می دادین؟

    اوايل اصلا ازش خوشم نميومد. بعد خالم اينا توي روستا هم زندگي ميكردند و اين باعث ميشد من با يه ديد از بالا بهشون نگاه كنم (متاسفم براي خودم) و اصلا اونو در شان خودم نميديدم. با يه دختر ديگه من نامزد كردم كه از آشنايان بود و عاشقش شدم طوري كه به خاطر نديدنش ده كيلو كم ميكردم و تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل. ولي اون دختره به من از بالا نگاه ميكرد و با اينكه عاشقانه ترين احساساتمو بهش ميدادم ولي منو رها كرد و رفت و به خاطرش ضربه بسيار شديدي از لحاظ روحي خوردم كه توي همه زندگيم تاثير گذاشت. بعد از حدود 3سال كه همش دنبال اين بودم برگرده و نشد مجبور شدم يه ماه روستا بمونم و اون موقع بود فهميدم چقدر احمق بودم و الان هيچ حسي نسبت به اون دختري كه عشقم مثلا بود ندارم. هيچ هم زياده براش. باورم نميشد كه يه روز من كه براش اونطور ميمردم نسبت بهش بي احساس بشم. تا حالا يه تيك 6 ساعت پشت تلفن صحبت كردي؟ من با عشقم مثلا اينطوري بودم. همه ميگفتن آخه تو چي ميگي كه تموم نميشه. چندبار تلفنم قطع شد به خاطرش و اگر از كارايي كه ميكردم بگم ركورد گينس هنگ ميكنه.
    خوب بگذريم بعد از اينكه مجبور بودم بيام روستا اون يه ماه رو. تازه فهميدم بابا عجب دخترخاله اي ما داريم و بعد رفتم تو نخ عادتاش ديدم عين خودمه. البته وقتي باز با خانومم ازدواج كردم كه فكر ميكردم اين يكي هم فرهنگ منه ولي فاميل نيست تازه فهميدم زهي خيال باطل. چقدر راه مونده. تازه ما كه خيلي عادتامون شبيه همه و خانواده هامون همكار بودن و هم سطح اينقدر توي مسائل جزئي باهم اختلاف داريم. يكي از كوچكترين اختلافات ما كه هيچ وقت حل نشده نحوه معاشرت ما با فاميله. خانومم اينقدر با خاله و دايي هاش و عموهاش و عمه هاش رودربايستي دارن كه انگار ميخوان يه وزيري وكيلي چيزي رو ملاقات كنن. و نميذاره من به راحتي با خانواده ام ملاقات كنم. و به جز برادر و پدر مادرم اون جز دوبار تو اين سه سال هيچكسي نتونسته بياد خونم. و من هميشه تنها هستم من كه خيلي فاميلامو دوست دارم ولي به خاطر اينكه زندگيو زهرمار ميكنه هيچ كس حاضر نيست بياد اينجا. من كه يه احترام خاصي تو همه فاميل داشتم آبروم رفته.
    القصه. داستان اين بود كه حالا فهميدم چرا من نسبت به خانومم اينقدر سرد شدم چون هميش محدود بودم و هيچكس نسبت به زندانبان خودش احساس عشق نميكنه. ولي دختر خالم عين من عاشق مهمون و فاميلامونه و تازه فاميلامون هم كه يكي هستن و نسبت به طرز پذيرايي و رفتار با افراد هم سليقه مون يكيه. نه مثل الان كه طرز برخورد من با خانومم با همه چي فرق داره.
    البته اون موقع هم كه براي دخترخالم استخاره كردم خيلي خيلي خوب اومد و به خالم و مامانم هم در لفافه گفتم ولي اجازه ندادن و گفتن براي برادرته. كه اون هم اينطوري شده. خوب اين هم از ما.

     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    rahaii آواتار ها
    سلام دوست عزيز:


    باید توجه داشته باشی که انتخاب همسر یک مسئله چند بعدی هست یعنی همسرآینده شما باید تمامی

    معیارها و خصوصیاتی که لازمه تشکیل یک زندگی مشترک موفق هست را داشته باشد.شما گفتيد به ايشون

    شناخت داريد در صورتي كه رابطه نزديكي با خانواده خاله تون نداريد به گفته خودتون شايد سالي دو سه بار رفت و

    آمد داريد به نظرتون اين مقدار رفت و آمد مي تواند ملاكي براي شناخت طرف مقابل باشد تنها صرف اينكه ايشون

    كدبانوي خوبي هستند نميتوان گفت شناخت كاملي از ايشون داريد و ايشون به معيارهاتون براي ازدواج نزديك

    هستند 

    بنابراين شما باید در ابتدا معیار های خودتون رو بنویسید و بعد سوالاتی رو مطرح کنید که برای شما مشخص کنه

    که ایشون چقدر به معیارهای شما نزدیک هستن چون معیار ها شخصی هست و خود شما شناخت بیشتری

    نسبت به طرف مقابل دارین و بعد به طور رسمي اقدام كنيد. 


    موفق باشيد 

     

     

     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    وجود جذبه و کشش در انتخاب همسر، از موارد حائز اهمیت هست و نباید به سادگی ازش عبور کرد.
    ویرایش توسط Masoomi : 2015_03_16 در ساعت 15:50 دلیل: حذف آدرسهای اشتباه
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •