تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دوتامون برسردوراهي قرارگرفتيم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:tina_22
آخرین ارسال:tina_22
پاسخ ها 10

دوتامون برسردوراهي قرارگرفتيم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    دختري 22 ساله هستم نزديك يك سال پيش با پسري 28 ساله آشنا شدم كه ازهمون اول آشنايي  وصحبتهاازش خوشم اومد 2يا3 ماه ازرابطمون گذشته بود وچون ازطريق سايت همسريابي آشنا شديم بيشتر سر اخلاق وازدواج وتفاهم صحبت ميكرديم آدم دقيقي بود وسر كوچكترين مسائل تحقيق ميكرد وپرس وجوميكرد كم كم ازهمديگه خوشمون اومد وتصميم گرفتيم ازرابطه چت خارج بشيم وهمديگر رو بيرون ملاقات كنيم قبل اينكه همديگر ببينيم گفت موضوع مهمي ميخوام برات بگم وقتي همديگر روديديم وبه قول معروف يخمون آب شد بهم گفت اون موضوع مهم اينكه من عقد كردم  ولي درمراحل طلاق هستم من شوكه شدم  حس كرده بودم ازبين حرفاش ولي محال ميدونستم خيلي ناراحت شدم وتودلم گفتم چقدربدشانسم چون واقعا ازپسرخوشم اومد وازلحاظ اخلاقي بهم ميخورديم اونم اين حرف ميزد مسئله اختلاف بانامزدش وچطوراينكه ميخوان طلاق بگيرن رو مفصل برام تعريف كرد حتي  مدركهايي كه ثابت ميكرد بيگناهه رونشون داد واينكه مسبب جدايي ازنامزد پدر نامزدش بوده ونامزدش به تحريك پدرش مهريه رواجرا گذاشته وازاين به بعد ميلاد بخاطراينكه نامزدش مهريه رواجراگذاشت قيدهمچي روزد و خواهان طلاق شد بهشون گفتم چرا قيدهمچي روزدي؟گفت ازدواج من سنتي بود من با نامزدم هيچ مشكلي نداشتم ولي پدرنامزدم چوب لاي اين وصلت شد من ازنامزدم حمايت ميخواستم ولي باوجوداينكه هيچ مشكلي نداشتيم وفقط بخاطراينكه توقعات پدرش خيلي بالا بود مادچارمشكل شديم تواين مشكلات نامزدم منو ترك كرد جوابم را مدتها نميداد ومهريه رواجراگذاشت تهديدش كردم اگه مهريه روبزاري هيچ اميدي نيست وراه برگشتي نداري ولي گذاشت وقتي ديدم بخاطر مهريه ازحقوقم كم كردن منم قيد همچي روزدم ولي ناغافل نامزدم پشيمون شد وبهش ثابت شد كه زندگي فقط پول نيست  وشروع كرد به خواهش والتماس اينكه من اشتباه كردم.ولي من به هيچ عنوان راضي به زندگي بااون نيستم چون خيلي تلاش كردم وناديده گرفت الان مهريه رو دارم ميدم ولي بهش برنميگردم منتظرم تااون خسته بشه وتفاضاي طلاق توافقي بده اون وقت من ازش ميخوام تمام خسارتهاروبهم برگردونه وطلاقش ميدم
    خلاصه همه اينناروبرام تعريف كرد وگفت يك سال ازاين ماجرا ميگذره
    بهم گفت من ازت خوشم اومده اگه موافقي باهم بمونيم تاوقتي نامزدم تقاضاي طلاق بده
    منم چون خيلي بهش علاقه داشتم موندم
    9ماه ازرابطمون گذشت خيلي باهم خوب بوديم يعني شيرينترين روزهاروباش گذروندم  تااينكه برامن خواستگار فاميل اومد همه شرايط داشت خانواده ام مجبور به بله گفتن كردم من به هيچ عنوان قبول نكردم هرچي دليل ميخواستن نگفتم كه به كسي علاقه دارم(خانوادم سنتي هستن ومخالف اين رابطه هاهستن  وتنها كسايي كه ازرابطه من واون باخبر هستن خواهرم ودوستام هستن
    باهزاربدبختي تونستم خواستگارم رو رد كنم ولي عواقب بدي داشت همه فاميل ما پشت سرم حرف ردن كه چرا بي دليل خواستگارم رودكردم افراد خانوادم خصوصا مادرم بام لج كرد ومن ازبيرون رفتن ومهماني محروم كردن خونه برام حكم زندان داشت
    ميلاد بامن خيلي مدارا كرد بهم گفت پام گيره شايد تا يكي دوسال نامزدم دادخواست طلاق توافقي نده توداري موقعيتهاتو ازدست ميدي بخاطرمن ولي من نتونستم حتي تاپاي آزمايش ازدواج رفتم ولي دلم به اين وصلت نبود ونتونستم خودم روقانع كنم
    وبهم زدم  ونامزدي من بهم خورد اون ازبابت برگشت من خيلي خوشحال شد ايامي كه برام خواستگار اومده بودبااينكه چيزي نميگفت ولي ناراحتيش حس كردم خلاصه مابهم برگشتيم ولي بااومدن اين خواستگار خانوادم بام بدرفتارميكنن كه چرا جواب منفي دادم
    تمام فاميل من به چشم يك دختر ازخودراضي وپرفيس وافاده نگاه كردن ومخصوصا خواهرم بامن حسابي رودنده لج افتاده ومن ازرابطه ا ميلاد منع شديد ميكنه به اون بدوبيراه ميگه وتحقيرش ميكنه اينم بگم ميلاد باخواستگارم ازلحاظ داشتن امكانات تحصيلات وكار سرتره ازلحاظ اخلاقي بيشتر مورد پسندم هست
    خواهرم ازجريان نامزد ميلاد اطلاعي نداره وقرارشد ميلاد هنگام خواستگاري كردن براخانوادم مطرح كنه
    مادرم بامن قهره وتهديد كرده كسي جز خواستگارم من به كسي نميده گفت اگه برات خواستگارغريبه بياد عمران توروبدم تو برافاميل هستي
    غصه  ميخوردم چرانبايد من شوهرم انتخاب كنم من هركاري كردم نتونستم خواستگارم به دلم بشينه چون دلم جاي ديگه بود وتنهاچيزي كه شايد منوبه ازدواج بااون قانع كنه خانه مستقل وخوشحالي خانواده ها بودكه من ازاين گذشتم وگفتم پس دل من چي؟من به شخص ديگه اي علاقه دارم
    بعداين ماجرا ميلاد بهم گفت چون ديدم جلو خانوادت وايسادي دلم گرم شد وبيشتر بهت علاقه پيداكردم  گور باباي پول تصميم گرفتم مهريه روهمش بدم وخير طلاق توافقي بزنم وطلاقش بدم تابيام خواستگاريت بهش گفتم باشه ولي خوب فكراتو بكن كه باعث پشيمونيت نشه گفت من تا6 ماه فكراموميكنم شايد فرجي شد ونامزدم راضيي به طلاق توافقي بشه
    اگه شد كه چه بهتر اگه نشد تمام مهريشو ميدم وطلاق ميدم اون وقت ميام خواستگاريت
    باهم ديگه همچين تصميمي گرفتيم وقرار شد تواين مدت هم من صبركنم خانواده من ممكنه آتيششون سردبشه وقضيه خواستگار روفراموش كنن وميلاد روبپذيرن
    ولي دخالتهاي خواهرم ودوستام كه به شدت باميلاد تومحيط چت فيس بوك باش بدرفتارميكنن باعث شد ميلاد بترسه  بهم گفت من دچارترديد شدم چون آدماي اطرافت همه ازمن متنفرن وخيلي من روباخواستگارت مقايسه ميكنن فردا دخالتهاي اونا خونه خرابكن هست وممكنه توروسرد كنن وضعيت من وتو دقيقا مثل وضعيت من ونامزدم هست كه داره تكرار ميشه نامزدمن نتونست بجنگه وگذاشت دخالت بكنن  

    وسر حرف اونا رفت ومن فرراموش كرد اگه پشت منو مييگرفت الان وضعم اين نبود بهش گفتم من ميتونم چون توروخيلي دوست دارم گفت چطور ميتوني؟ ميتوني نيش وكنايه ومقايسه هاي مادرت روتحمل كني اوناازهمين الان جبهه گرفتن من ميترسم تمام مهريه روبدم اون وقت به خواستگاري توبيام ولي بامخالفت روبرو بشم وبهانه بتراشن
    ميلاد بهم گفت من وتوتلاش خودمون ميكنيم ولي خوب فكركن وهمه چيزدرنظربگير من نميخوام تجربه اول برام تكراربشه ميخوام زندگيم به دور ازاين حرفاي خاله زنكي باشه  
    دوستان بهم بيگد چيكاركنم؟
    بنظرشمابااين شرايط واين مقايسه ها وتفرقه ها ميتونيم ازدواج كنيم؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    اولا من رابطه شما و میلاد رو کاملا غلط میدونم.ایشون هنوز از همسرش جدا نشده و رسما یک فرد متاهل هست و شما وارد زندگی یک زن و شوهر شدید.باید همون موقع که فهمیدید متاهل هست باهاش کات می کردید.ورود شما به زندگی میلاد باعث میشه ایشون هیچ انگیزه ای برای برطرف کردن مشکلاتشون با همسرشون نداشته باشند.

    من توصیه میکنم به میلاد بگید تا تکلیفت رو با زنت روشن نکردی دیگه سراغ من نیا.حداکثر کاری که شما میتونی بکنی اینه که یک فرجه مشخص بهش بدی(مثلا شش ماه و یا هر میزانی که خودتون صلاح میدونین)و اگر در طی این مدت مشکلش رو حل کرد که هیچ.وگرنه اگر مورد مناسبی برای ازدواج پیدا شد به خاطر این اقا میلاد ردش نکنید.
     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    موج آبی آواتار ها
    سلام
    دوست عزیز بنده این ارتباط رو در حال حاضر صلاح نمیدونم چون یک همونطورکه دوستمون گفتن وارد یه زندگی متاهلی شدید دو اینکه توی سایت همسریابی باهاشون آشنا شدید
    شما که جوونید ماشااله خواستگارم زیاد داری توی سایت همسریابی چرا عضو شدید؟
    ولی الان شما دوسش داری  اما اینو بدون زندگی با یه آدم مطعلقه بعد از شکست عاطفی که خورده واقعا سخته
    همیشه مورد مقایسه قرار میگیری با همسر قبلی و درکنارش باید ضعف های قبلی رو نداشته باشی و اینکه حسن های بیشتری داشته باشی
    تا قبل از دیر شدن کمی فکر کن
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    ممنون ازدوستان
    آره من جوونم ورفتنم به سايت همسريابي  نه برااينكه شوهرپيداكنم فقط برااينكه ببينم  چجورسايتيه
    كه ميلاد اونجاروديدم.....درضمن من وقتي باميلادآشنا شدم كه اون كاملا ازنامزدش جداشده نه خودشونه نامزدش هيج گونه انگيزه نداشتن زنش بهش ميگفت من فقط مهريمو ميخوام ولي ميلاد گفت من قسط ميدم ولي منتظرم كه اون خسته بشه تا تقاضاي طلاق توافقي كنه چون نه زنش مايل بود بياد باش زندگي كنه ونه خودش حتي قبل اينكه من باش آشنابشم رابطه اش بازنش كاملا قطع بود فقط درجلسات دادگاه همديگر ميديدن
    اونافقط 1ماه باهم رفت وآمد داشتن وچون پدر نامزدش ازهمون اول مخالفت بوده باكوچكترين اختلاف الم شنگه به پاكرد ومهريه اجراگذاشت درضمن اينم بگم ميلاد ميگه من تواين قضيه فقط ضررمالي خوردم وهيچ گونه ضربه عاطفي بهم وارد نشده چون تاخواستم عادت كنم همچي بهم خورد باربارها ازش پرسيدم كه زنت بهش علاقه داشتي اون ميگه من حس نميكنم متاهلم فقط يه اسم توشناساممه 
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    سلام خواهرم -خواهر عزیزم این مرد متاهل هست و احتمال چند درصد هم هست  که به زندگی با همسر اولیش برگرده  -شما نباید کاملا بهش اعتماد و به خاطر این فرد خواستگارهای خوبتون رو از دست بدین -شنیدی که میگن عاقلانه ازدواج و عاشقانه زندگی -شما نباید با دلتون تصمیم بگیرین -اگه طلاق اینا چهار و سه سال هم  طول بکشه شما به خاطر اون میمونی توخونه که اون بیاد شما رو بگیره-چشم بسته تمام فرصت های زندگیتون رو از دست میدین که یکیش هم خواستگار فامیلتون -فرض کنیم امروز یا فردا این مرد میاد خواستگاریت آیا خانوادت راضی خواهن شد که شما رو به این مرد و با اون شرایط بدن؟دختر فرصت های زندگیت رو از دست نده این فرصتها یه بار به در خونه آدم رو میاره


     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    کاربران من بیشترمیخوام  بهم کمک کنید  ازمسئولین همینطور
    ماتصمیم نداریم ازهم جدابشیم
    ولی میلاد نگرانه که ممکنه زندگی ما هم ازاین دخالتها باشه میگه برام مثل ریسکه که همه مهریه روبدم اون وقت بیام خواستگاریت ونشه  ازم حمایت بیشتر میخواد  من بهش گفتم بهت قول نمیدم ولی تا اونجایی که من میدونم خانوادم آدمایی نیستن که بخوان زندگیمو خراب کنن
     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    آخرین مراحل طلاق تا چن ماه دیگه تموم میشه؟
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    من قبل اینکه بامیلاد آشنابشم اونا تمام مراحل طلاق روبیش رفتن  ودرمورد مهریه نفقه و یارانه هم به دادگاه رفتن  حتی میلاد باوکیلش مشورت کردهوکیلش بهش گفته تومیتونی بعد اینکه نفقه ومهریه روبدی بری درخواست تمکین صادر کنی اگه نامزدت درخواست تورو رد کرد دادگاه میتونه مجوز همسر دوم بهت بده وتو دوباره ازدواج کنی
    میلاد به دنبال درخواست تمکین رفته   ولی بعدا دادگاه بهش گفته تووقتی میتونی درخواست تمکین بدی که تمام مهریه روبدی چون زنش هنوز باش ازدواج نکرده  اگه تمام مهریه برداخت کرد اونوقت میتونه زن اختیار کنه به همین دلیل میلاد تصمیم گرفته فقط مهری روبده ولی طلاقش نده تازمانی که نامزدش  ازاین وضع خسته بشه وخودش دادخواست طلاق بده که اینجا دیگه میلاد ازش خسارت روبگیره  میلاد میگه من بول همه مهریه اش رودارم خانواده ام بهم گفتن ما به جای تو تمام مهریه رومیدم (۷۵سکه تمام بهار آزدای)   ولی  اون میگه  چون به ناحق  داره ازم  مهریه میگیره ومن هیچ تقصیری نداشتم  وباش خوب بودم  نمیتونم کناربیام  ومیخوام تمام خسارام روبده
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    lale آواتار ها
    سلام
    عزیزم این رابطه اشتباه شروع شده...اشتباه ادامه پیدا کرده...میلاد مساله به اون مهمی رو اول نگفته وبا اینکه هنوز تکلیف تاهلش مشخص نبوده تو سایت همسر یابی سرچ میکرده...وتورو به خودش علاقه مند کرده وبعد گفته...به این فک کن که همون روز اول اینو بهت میگفت تو به خودت اجازه میدادی بهش علاقه مند شی؟
    خیلی وقتا مخفی وپشت پرده حرف زدن اثرات بدتری از دروغ داره...
    اونطوری که متوجه میشم تو تمایل نداری به ایراد واشتباهات آقا میلاد اشاره شه  باشه قبول...
    حداقل بذار وضعیت وتکلیف این آقا میلاد مشخص شه بعد آیندتو رو  براش بذار..
    آدم وقتی عاشقه اشتباهای معشوقش رو نمیبینه....واین بدتر ازهرچیزی دل آدمو آزرده میکنه...
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    همه چیزایی که شمامیگید من متوجه میشم  من خودم  به منفیها هم نگاه کردم درضمن اینم بگم  مارابطمون  آنچنان عاشقانه نیست  خودمن قبل اینکه برامخواستگاربیاد فکرنمیکردم به میلاد تااین حد علاقه داشته باشم ولی وقتی برام خواستگاراومد حس کردم کسی مثل اون نمیتونه من درک کنه ومن بفهمه ازصفتی که میلاد داره که من خیلی خوشم میاد جوون پخته ای هستش به همون اندازه ای که من سرروابطعاطفی حساسم اونم حساسه چیزی که من تو زندگی برام اهمیت داره اونم همون چیزابراش اهمیت داره  یعنی یه صفات و اخلاقهایی هستن که هردوما خواهانشون هستیم وباعث میشه من واون بهم نزدیک کنه
    خودمیلادخیلی بامن صحبت کرده راجب خواستگارم.........بهم گفت اگه موقعیت خوبی باشه ازدست نده واگه دوباره برگشت بهشجواب مثبت بده..........تمام خانواده ام بهم فقط فشار میاوردن که به خواستگارم جواب مثبت بدم اصلا قانع نمیشدم ولی وقتی میلاد بخاطرمن موقعیتهاتوازدست نده من بهت میگم به فکرزندگیت باش   قبول کردم
    من واون الان باهم این قرار گذاشتیم اگه دوباره اون خواستگارپیداش بشه من جواب مثبت بدم واگه نه......دیگه میلاد مهریه زنش میده وطلاق بده
    من فقط به عشق وعلاقه فکرنمیکنم
    همین میلاد که دوستش دارم بازهم درموردخیلی چیزا اونو زیر ذره بین میزارم ودرمورد عیوبش فکرمیکنم وباش بحث میکنم که بالاخره به یک نتیجه ای برسم که میشه کناراومد یانه
     
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •