تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شکست عشقی به خاطر مخالفت پدرم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:daymirza
آخرین ارسال:مهدی پوری
پاسخ ها 29

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

شکست عشقی به خاطر مخالفت پدرم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'amiin' pid='29437' dateline='1382082622'
    اونوقت چجوری می خوای هم باهاشون دوست باشی هم وابسته نکنی؟؟!! دخترا رو مثل اینکه نمیشناسی؟
     
    amiin عزیز جواب این سوالت هم قبلا یه جورایی داده شده :
    همه به یار و همدم احتیاج دارن ... همه میل به جنس مقابل دارن ... همه نیاز جنسی دارن و دین و آیین ما در عصر ما خلع بزرگی در این زمینه داره و میگه باید همه خواسته های دلتو سرکوب بکنی ... بله همه دوسدارن 20 سالگی ازدواج کنن ولی نمیشه که حتی حرف زدن هم درموردش خنده داره ...
    .
    .
    بله شما راس میگی ...
    در فرهنگ ما متاسفانه اینطوری برداشت میشه که دوستی حتما وابستگی داره ...
    ولی بنظر من میشه دوستی رو کنترل کرد بشکلی که وابستگی نداشته باشه ...
    .
    .
    من بهش نگفتم به چند نفر قول ازدواج بده بعدا ولشون کن ...
    بشدت مخالفم با اینکار و بازم میگم ازدواج شوخی نیس ...
    منظورم این بود که تا مطمئن نشدی از طرف مقابلت و خانوادت به هیچکس قول ازدواج نده و وارد رابطه جنسی با کسی که تجربه نکرده نشو تا وابستگیت به حداقل برسه و فراموش کردنش سخت نباشه ....
    .
    .
    در هرصورت وابستگی بوجود میاد ولی اگه رابطه کنترل شده باشه این وابستگی میتونه خیلی کم باشه


     
    علت ویرایش:
    لطفا نظرات شخصیتون رو در قالب راهنمایی به مراجعین القا نکنین.
    پیشنهاد دوستی صرف اینکه موجب وابستگی میشه کاملا مردود هست.
    ضنما سایر دوستان هم لطفا در اندازه متون ارسالیشون دقت لازم رو بکنند.
    .
    [size=medium]بیم رسوایی مده ای شیخ مارا بعد از این ... سال ها شد مابه رندی درجهان افسانه ایم[/size]

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    [size=x-large]ما دوسال همکلاس بودیم
    شهرمون یه شهر کوچیکه راحت میشه درباره همه تحقیق کرد هیچگونه عیب و نقصی نداشت و مطمئنم که انتخابم درست بود
    این عشقای بچه گونه رو هم گذروندم به قول داداشم این درسا قبلا پاس شده
    اصلا پدرم به همین خاطر حاضر شد که ندیده تصمیم بگیره چون از دور و اطراف به گوشش رسونده بودن که دختر چقد خانواده خوبی داره و چقد دختر خوبیه و اگه حاضر میشد تحقیق کنه مجبور بود که موافقت کنه[/size]
     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'daymirza' pid='29441' dateline='1382083146'
    [size=x-large]دوستان عزیزم من اصلا اهل دختر بازی و دوست دختر و این مسائل نیستم من خودم خواهر دارم و درک میکنم که نباید با دخترای مردم ارتباط موقت داشت ولو به مقدار کم ما یه خانواده مذهبی هستیم
    نیازی نیست که بهم راه حل ارائه بدین چون دیگه کار از کار گذشته فقط دوس دارم بشنوم که حق با من بوده و پدرم نباید ندیده همه چیو به هم میزد
    همین
    ممنون[/size]
     

     
    دوست عزیز همین که شما وارد همین رابطه شدید یعنی دوست دختر ...
    عقد همدیگه نبودین که ولو اینکه بخاطر ازدواج باشه یکسال رابطه بدون عقد با جنس مخالف یعنی دوستی ...
    نمیتونی خودتو قول بزنی که!
    .
    وبه نظر من حق با پدرته ...
    تو درستو تموم نکردی ...
    خدمت نرفتی ...
    کار نداری ...
    تازه اگه همه اینا هم باشه بمعنی شرایط نیست ...
    .
    باتوجه به اینکه گفتی پدرت روانشناس هم هست من شکی ندارم کار پدرت درسته ...
    بعدا خودت هم اینو متوجه میشی ...

     
    .
    [size=medium]بیم رسوایی مده ای شیخ مارا بعد از این ... سال ها شد مابه رندی درجهان افسانه ایم[/size]

     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    [size=x-large]دوست محترم وقتی رابطه طولانی بشه دختر خود به خود دوچار شک میشه که نکنه آخر این راه بی نتیجه است دوست داشتم یه دختر هم بیاد اینجا جواب بده
    من شرایط اون دختر رو درک میکنم الان که پشت سر هم خواستگار ها رو رد میکنه همه بهش گیر میدن که چرا این کار رو میکنی پدرش فک میکنه که اون یه مشکلی داره که نمیخواد ازدواج کنه
    حتی داییش اومد باهام صحبت کرد و گفت اگه نمیای خواستگاریش رهاش کن بذار تا زندگیش رو بکنه
    همونطور که قبلا گفتم خانوادشون سنتی هستن[/size]
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    **شادی** آواتار ها
    سلام  جناب daymirza
    طرز فکرت قابل تحسینه.آفرین.
    ظاهرا اصلی ترین دلیل پدر شما مجرد بودن برادرهات هست و گرفتن لیسانس و کارو سربازی تو اولیتهای بعدیشون هست.
    برادرهات تو چه شرایطی هستن موقعیت ازدواج دارن؟معمولا تو خانواده هایی که این مسئله بین چندخواهر هست و خواهر کوچیکتر میخواد زودتر از بزرگترها ازدواج کنه , علاوه بر والدین, سعی تو جلب موافقت خواهرهای بزرگترش هم داره و این موافقت مجردهای بزرگتر خیلی تو جلب نظر والدین هم موثره.شما با برادرهات صحبت کردی؟نظرشون درباره ازدواج شما چیه؟
    نگران نباش از حرفهات معلومه اون دختر هم به اندازه شما دوستت داره و احتمال زیاد برای ازدواج , شما تو اولویت اولی براش و اگه بتونی حتی تعدادی از انتظارات رو برآورده کنی شمارو به خواستگارهاش ترجیح میده.
    ضمنا شما به استخدام تو ناجا علاقه داری؟تقریبا هرسه ماه فراخوان استخدام پیمانی تو تمام رشته ها و مقاطع میدن و بنظرم اگه اونجا پذیرش بشی سربازی هم نیازی نیست...البته اگه این گزینه برات مناسب هست تحقیق بیشتری دربارش بکن من اطلاعاتم تو این زمینه خیلی زیاد نیست.
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'daymirza' pid='29452' dateline='1382084269'
    دوست محترم وقتی رابطه طولانی بشه دختر خود به خود دوچار شک میشه که نکنه آخر این راه بی نتیجه است دوست داشتم یه دختر هم بیاد اینجا جواب بده
    من شرایط اون دختر رو درک میکنم الان که پشت سر هم خواستگار ها رو رد میکنه همه بهش گیر میدن که چرا این کار رو میکنی پدرش فک میکنه که اون یه مشکلی داره که نمیخواد ازدواج کنه
    حتی داییش اومد باهام صحبت کرد و گفت اگه نمیای خواستگاریش رهاش کن بذار تا زندگیش رو بکنه
    همونطور که قبلا گفتم خانوادشون سنتی هستن

     


     

    داری نابودش می کنی آفرین!
    فکر می کنی آخرش چی میشه؟ اگه حداکثر تا 5، 6 ماه آینده می تونی به فکری به حال شغل و سربازی پدرتو برادرات بکنی که هیچ اگه نه، داری به دختره خیانت می کنی.


     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    نقل قول نوشته اصلی توسط amiin
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'daymirza' pid='29452' dateline='1382084269'
    دوست محترم وقتی رابطه طولانی بشه دختر خود به خود دوچار شک میشه که نکنه آخر این راه بی نتیجه است دوست داشتم یه دختر هم بیاد اینجا جواب بده
    من شرایط اون دختر رو درک میکنم الان که پشت سر هم خواستگار ها رو رد میکنه همه بهش گیر میدن که چرا این کار رو میکنی پدرش فک میکنه که اون یه مشکلی داره که نمیخواد ازدواج کنه
    حتی داییش اومد باهام صحبت کرد و گفت اگه نمیای خواستگاریش رهاش کن بذار تا زندگیش رو بکنه
    همونطور که قبلا گفتم خانوادشون سنتی هستن

     


     

    داری نابودش می کنی آفرین!
    فکر می کنی آخرش چی میشه؟ اگه حداکثر تا 5، 6 ماه آینده می تونی به فکری به حال شغل و سربازی پدرتو برادرات بکنی که هیچ اگه نه، داری به دختره خیانت می کنی.


     
    سلام برادر-همه توزندگیشون دچار مسئله میشن -مهم اینه که چه جوری این مسئله رو حل کنی و راه حلهای مختلفی برای حل این مسئله پیدا کنی- آفرین و احسن که نمیخای با احساسات دخترا بازی کنی این یه حسنه برای شما .اسلام هم این رابطه ها رو قبول نمیکنه ولی متاسفانه اکثر مردم برا خودشون این فتوا رو دادن که این رابطه ها حلال- برادربشین و یه دفتر بردار که آیا میتونی و آماده هستی که مسئولیت بزرگی رو برعهده بگیری تشکیل یه خانواده-وضعیت مالی چه حدی هست-میدونی که زندگی تو این زمونه خیلی خرج داره-همچنین سربازی نرفتی و شغلی هم نداری-

    اگه واقعا دختر خوب و میخای با هاش ازدواج باید سختی های زندگی رودر نظر بگیری به خاطر شرایطی که الان داری .بیکاری و وضعیت مالی و سپری نکردن دوره سربازی و...
    از یه طرف هم میتونی ازدواج و 3یا 4سال نامزد .امااین شرایط رو دو خانواده قبول خواهند کرد؟

    پدرتون به خاطر شغل و وضعیت مالی شما تن به این خواستتون نمیدن یا به خاطر اینکه بردار بزرگترا ازدواج نکردن؟

     
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'ahadsf' pid='29448' dateline='1382083952'
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'daymirza' pid='29441' dateline='1382083146'
    [size=x-large]دوستان عزیزم من اصلا اهل دختر بازی و دوست دختر و این مسائل نیستم من خودم خواهر دارم و درک میکنم که نباید با دخترای مردم ارتباط موقت داشت ولو به مقدار کم ما یه خانواده مذهبی هستیم
    نیازی نیست که بهم راه حل ارائه بدین چون دیگه کار از کار گذشته فقط دوس دارم بشنوم که حق با من بوده و پدرم نباید ندیده همه چیو به هم میزد
    همین
    ممنون[/size]
     


     
    دوست عزیز همین که شما وارد همین رابطه شدید یعنی دوست دختر ...
    عقد همدیگه نبودین که ولو اینکه بخاطر ازدواج باشه یکسال رابطه بدون عقد با جنس مخالف یعنی دوستی ...
    نمیتونی خودتو قول بزنی که!
    .
    وبه نظر من حق با پدرته ...
    تو درستو تموم نکردی ...
    خدمت نرفتی ...
    کار نداری ...
    تازه اگه همه اینا هم باشه بمعنی شرایط نیست ...
    .
    باتوجه به اینکه گفتی پدرت روانشناس هم هست من شکی ندارم کار پدرت درسته ...
    بعدا خودت هم اینو متوجه میشی ...

     [size=x-large]ممنون از نظرتون
    میشه گفت حرف شما درسته ولی باهاش دوست بودم ولی نهاون دوستی که شما فکر میکنید گفتم که اصلا روابط طوری نبود که شبیه دوستی های الکی باشه فقط با هم سلام علیک داشتیم وقتی هم میرفت توی مغازه واسه کار چون زودتر از من درسش رو تموم کرد و دیگه نمیدیدمش میرفتم توی مغازه مثل مشتری مینشستم حرف میزدیم فقط به این خاطر که فک نکنه ولش میکنم [/size]

     


     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    انتخاب همسر جزو اولیه ترین حقوق هر انسان هست و از لحظه تولد به طور اتوماتیک این حق به وی تعلق می گیرد که پس از طی کردن مرحله بلوغ، هر زمان خواست و هرکسی رو که خودش پسند کرد برای همسری انتخاب کنه.
    پدر و مادر در ازدواج فرزندان فقط می تونن نقش مشاور رو داشته باشن. دلیل پدر شما برای مخالفت اصولا یک دلیل نامطلوب و غیرقابل قبول هست. امکان داره که در خانه ای برادر بزرگ اصلا تصمیم به ازدواج نداشته و یا دلش بخواد در سن 40 سالگی ازدواج کنه. بقیه نمیتونن منتظر باشن و فرصت هاشونو به خاطر یک نفر دیگه که اصلا تصمیم گیری و نوع زندگیش ربطی به سایرین پیدا نمیکنه از دست بدن.
    شما می تونین با برادر بزرگتر خودتون درین باره حرف بزنین و به ایشون بگین که با پدرتون صحبت کنه و بگه که براش هیچ تفاوتی نداره که کدام برادر زودتر ازدواج کنه.
    به اون خانم هم حتما وعده بدین که مثلا چیزی حدود دو ماه صبر کنه و به ایشون اطمینان بدین که همسر آینده شماست.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    امیر حسین عزیز منم همون طور فکر میکنم که خودت میگی و میدونم جوون سالم و پاکی هستی و انقدر به فکر آیندت هستی که طلب مشورت میکنی و امیدوارم در نهایت تصمیمت علمی و منطقی باشه و بدور از احساسات شدید ...
    بنظر من تو الان با ازدواج کردن خودتو تو شرایط خیلی سختی قرار میدی که هممون دور اطرافمون دیدیم که ازدواج زود هنگام اونم با دست خالی چه پیامدهایی داشته! به این فکر کن که متاهلی و دوماه بدور از همسرت تو پادگان زندانی هستی بدون کاری پولی ... تازه حرفای خانواده ها و اطرافیان که شکنجه ات میکنه! ... واقعا خیلی سخته و اگه خدایی نکرده همسرت تو اون شرایط کم بیاره شکست بزرگی میخوری ...
    .
    امیرحسین جان میدونم عشق چیه دوست داشتن چیه و طعم جدایی رو هم چشیدم ولی بازم بنظر من این ازدواج بصلاح نیست ...
    .
    [size=medium]بیم رسوایی مده ای شیخ مارا بعد از این ... سال ها شد مابه رندی درجهان افسانه ایم[/size]

     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •