تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




استرس شدید زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:iceflower2013
آخرین ارسال:**شادی**
پاسخ ها 28

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

استرس شدید

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    حالا اصلا روانشناس رو بیخیال ، این یه رویاست و دست نیافتنی 
    یه مرد همفکر و انسان...
    بیست و هفت سالم شد و دریغ از یه خواستگار... یه خواستگار تحصیلکرده .... همفکر 
    از زندگیم از خودم بدم اومده هیشکی از من خوشش نمیاد
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    **شادی** آواتار ها
    این دقیق بودن و کمال گرا بودن شما اگه همراه با کمی انعطاف باشه نه تنها مشکل ساز نیست بلکه سازنده هم هست  وجزو ویژگیهاییه که شمارو به پیشرفت میرسونه....
    اگه شما این دقت و حساسیت رو تو بررسی خواستگارانت نداشتی چه بسا با یک انتخاب اشتباه الان مشکلات بیشتری رو متحمل میشدی اما این تحلیلهای دقیقی که از علتهای متناسب نبودن خواستگارها و خودت ارایه دادی نشون میده دختر خیلی منطقی ای هستی.

    وضعیت اشتها و خوابت چطوره؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    ممنون
    شادی جان
    خب حالا من چکار کنم آخه؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    **شادی** آواتار ها
    از وضعیت خواب و اشتهات حتما برام بگو.
    الان نگرش شما به آینده و تمام وقایع اطرافت منفی و بدبینانه هست که بخاطر اتفاقهای اخیر و مود منفی ای که توش قرار داری تا حدودی طبیعی و گذراست... اگه بتونیم شما رو از این چرخه احساسات و افکار منفی خارج کنیم و ذهنت پذیرشش رو داشته باشه اون موقع ست که به بینش درستی از خودت میرسی و متوجه میشی شرایطت اونقدر که بد تصور میکردی بد نیست و چه بسا خیلی هم موفق و آینده دار هستی...
    اون ویژگیهایی که باعث شد مشاورت بگه بهترین گزینه برای ازدواج با یک مرد هستی میتونی برام اسم ببری؟هرچند اعتقادی بهشون نداری هرچند فکر میکنی اغراق کرده بازم میخوام بگی برام.
    و اینکه وسواس فکریت فقط بصورت کمالگرایی و دقت زیاد تو زمینه شغلیت هست؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    - خوابم خیلی بدنیست،صبحها که پامیشم دوست دارم خیلی بیشتر بخوابم و شبها کمی دیر خواب میرم
    ولی اشتهام افتضاح ... در حدی میخورم که  نمیرم از گرسنگی
    - با هیچکس از اهل خانه حرف نمیزنم چون درکم که نمیکنند هیچ آزارم میدهند،زخم زبان میزنند و نمیگذارند حداقل به حال خودم باشم
    - مشاورم گفت مهربانی،قانع هستی،سختی کشیده ای و سختکوشی، گفت نجیب و پاک هستی،بقیه را بخاطر نمیاورم!
    - خودم احساس میکنم وسواس در تمام زندگی ام هست
    - تشکر که حوصله میکنید
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    **شادی** آواتار ها
    خب بهتره تک به تک دربارشون صحبت کنیم چون تمام مواردی که اشاره کردی حائض اهمیتن.
    چون حالات افسردگی شما بیمارگونه نیست و دچار افسردگی واکنشی شدی کمک و همکاری خودت خیلی میتونه خیلی زیاد به بهبود خلقت کمک کنه.
     اول میخوام درباره خوابت صحبت کنیم.گفتی صبح ها نمیتونی زود از خواب بیدار شی و شبها دیر میخوابی.
    ولی احتمالا اینو شنیدی که صبح زود مقدار اکسیژن خالصی که به سطح زمین میرسه به بیشترین حد ممکن میرسه و با رسیدن این اکسیژن خالص به بدن ,غلظت خون پایین میاد و هورمون های نشاط آور (یاهمون ضد افسردگی) تو بدن ترشح میشه... و این همون توصیه بزرگان دینی ماست که بهترین و پرخاصیت ترین ساعت بیدار شدن از خواب , قبل از طلوع خورشیده...
    شما با یه برنامه نا منظم و ناسالم داری خودت رو ازین نعمت خدادای محروم میکنی... تغییر برنامه خواب شاید تویک شب ممکن نباشه اما میتونی هرشب ساعت خوابت رو نیم ساعت جلو بیاری و طرف صبح هم نیم ساعت زودتر بیدار شی  تا اینکه کم کم به یه برنامه منظم و سالم خواب دست پیدا کنی...
    شبها تا زمانیکه احساس خواب آلودگی نکردی رختخواب نرو چون بهترین شرایط برای هجوم افکار منفیه...بهتره هرطور که سازگار با شرایطت هست خودت رو از نظر جسمی خسته کنی تا یه خواب آروم و موثر داشته باشی.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    **شادی** آواتار ها
    مورد بعدی اشتهای شماست که گفتی فقط در حد -دور از جون - نمردن از گرسنگی غذا میخوری.
    حتما متوجه پایین اومدن تحمل و بی حوصلگی تو ساعات پایانی روزه داری شدی و اینکه بلافاصله بعداز افطار خلق فرد کاملا بحالت عادی برمیگرده... این همون تاثیر مستقیم ضعف جسمانی  تو روحیه و خلق فرده... اگه میخوای به این وضعیت و مود ناراحتیت پایان بدی یکی از مواردی که باید رعایت کنی رژیم غذایی مناسب و تقویت بدنته... اینکه اشتها نداری فقط یه تلقینه اگه دکتری برای شما دارو تجویز کنه شما میلی به مصرفش نداری اما بخاطر سلامتیت خودت رو مجبور به مصرفش میکنی الان تو این شرایط غذا برای شما حکم دارو رو داره و بدون توجه به میل داشتن یا نداشتن خودت رو مجبور کن لااقل وعده های اصلی رو غذای کامل بخوری...
    در کنار اینها از عرق بهارنارنج و گل سرخ هم میتونی برای شادابی استفاده کنی که نشاط آورهای فوق العاده این.
    اابته اگه علاقه ای بمصرف این عرقیجات داشته باشی بهتره اول مزاجت رو شناسایی کنیم بعد عرق متناسب با مزاجت رو مصرف کنی. 
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    **شادی** آواتار ها
    و اما ارتباطت با اعضای خانواده...
    درباره شرایط حاکم تو خونتون یکم توضیح بده تعداد خواهر برادرها و نحوه ارتباطتون باهم و با والدینت و ...
    چرا حس میکنی درکت نمیکنن؟
    و اینکه سر چه مسئله ای شمارو سرزنش میکنن یا کنایه میزنن؟اشتباه خاصی از شما رخ داده؟
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    سه تا خواهر دارم و یه برادر 
    اصلا باهام حرف نمیزنن، اهمیت نمیدن،خشک هستن و احساساتی نیستن،اگه یه هفته هم باهاشون حرف نزنم یا غذا نخورم یا ناراحت باشم اهمیت نمیدن اگر هم خودم بخوام حرف بزنم فقط میزنن توی ذوق آدم و بدتر اعصاب آدمو خورد میکنن،والدین هم همینطور اصلا مگه جرات میکنی باهاشون حرف بزنی
     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    **شادی** آواتار ها
    متوجه شدم...

    سوال آخروهم جواب بده لطفا"و اینکه سر چه مسئله ای شمارو سرزنش میکنن یا کنایه میزنن؟اشتباه خاصی از شما رخ داده؟"                                                  

    این رفتارهای سردشون فقط با شماست؟یا اینکه کلا اعضای خانوادتون با همدیگه همین رفتارو دارن؟

    برای برنامه خواب و تغذیه که بالا گفتم میخوام نظرت رو بدونم...میتونی این تغییرات رو تو برنامت بوجود بیاری؟
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •