تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




اعتراف میکنم مغزم خرابه لطفا کمکم کنید زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:farshadfery
آخرین ارسال:شروین
پاسخ ها 17

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اعتراف میکنم مغزم خرابه لطفا کمکم کنید

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    سلام ممنون منتظر حضورتون بودم
    رفتار خاص منظورتون متوجه نميشم من خيلي معمولي رفتار ميكنم و اگر هم باشه شايد من متوجه نميشم
    دقيقا يه نگاهاي خاص و رفتاراي خاص كه مشخصه واسه همه نيست و ميدونيد كه بعضيا از تماميه امكاناتاشون استفاده ميكنن

    بله تماما آدما جديد هستن و مطلع از اينكه من متاهلم

    من واقعا از اون شخصي كه در درونم هست ميترسم
    الان صد در صد مطمعنما كه يه روزي خيانت مي كنم و نميخوام اين اطمينان وجود داشته باشه

    مشكل خاص نه اما خب اوايل هر ازدواج ميدونيد كه يه سري مشكلاتي هست تا هر دو نفر با هم مچ بشن

    يعني شما فكر ميكني به اون خاطر؟؟
    الان كه دارم فكر ميكنم ميبينم ميلم به افراده غريبه وقتايي اوج ميگيره و ميدونم كه بالاخره يه كاري ميكنم كه يكم با خانومم كل كل كردم
    نميدونم شايدم اشتباه ميكنم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    نقل قول نوشته اصلی توسط '----شادی----' pid='29936' dateline='1382438077'
    سلام آقای فرشاد.
    در کنار پاسخ به سوالات آقای طباطبایی, لطفا این سوال رو هم جواب بدین:
    میشه درباره خصوصیات اخلاقی خودتون برامون بگین... یعنی جناب آقای فرشاد رو چطور آدمی میبینین؟(لطفا کامل)
     

     
    نميدونم دقيقا بايد چي بگم
    آدميم كه از ١٥ سالگي رو پاي خودم بودم از خونواده پول تو جيبي نميگرفتم، هميشه بزرگتر از سنم بودم تا قبل از آشنايي با خانومم ٥ سال پيش آدم تنهايي بودم و مشكلات و تنهاييهامو با خودم حل ميكردم و هميش مستقل بودم، به هيچكس اجازه نميدادم تو مشكلاتم دخالت كنه و حتي اگه شكست ميخوردم واسم با ارزشتر بود
    هميشه بهترين هار ميخواستم و به كم راضي نبودم
    به همه احترام ميذاشتم و توقع احترام داشتم 
    همه با اولين اشتباه واسه من تموم ميشدن
    اما الان
    يه آدم ضعيف كسي كه حتي نميتونه فكرشو كنترل كنه
    فوق العاده عصبي كه بعضي وقتا خانومم ميگه شرط ميبندم كه تو هم پريود ميشي يه موقعهايي از ماه
    هيچ پيروزي راضيم نميكنه و كوچكترين شكست ها منو به ته دره ميبره
    همه چيز زود شيرينيشو واسم از دست ميده و با هيچ جيز راضيو خوشحال نيستم
    خيلي خيلي گوشه گير شدم و دلم ميخواد تنها باشم يه كاراي مزخرف و ساده انجام بدم مثل حل سودوكو اگه سخت شد به شدت عصبي ميشم و ميخوام كه هرجور شده حلش كنم و خدا به داد كسي برسه كه اون لحظه صدام كنه يا كاري داشته باشه.     يا مثلا پازل درست كردن

    تحمل سر و صدا ندارم، ترجيح ميدم تو هيچ جمعي نباشم
    سر كلاسام دير ميرم و زود ميام بيرون چون حوصله هيچ كس مخصوصا همون دخترارو ندارم

    و الان از خودم حاااااالم بهم ميخوره


     
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    طباطبایی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'farshadfery' pid='29939' dateline='1382438299'
    سلام ممنون منتظر حضورتون بودم
    رفتار خاص منظورتون متوجه نميشم من خيلي معمولي رفتار ميكنم و اگر هم باشه شايد من متوجه نميشم
    دقيقا يه نگاهاي خاص و رفتاراي خاص كه مشخصه واسه همه نيست و ميدونيد كه بعضيا از تماميه امكاناتاشون استفاده ميكنن

    بله تماما آدما جديد هستن و مطلع از اينكه من متاهلم

    من واقعا از اون شخصي كه در درونم هست ميترسم
    الان صد در صد مطمعنما كه يه روزي خيانت مي كنم و نميخوام اين اطمينان وجود داشته باشه

    مشكل خاص نه اما خب اوايل هر ازدواج ميدونيد كه يه سري مشكلاتي هست تا هر دو نفر با هم مچ بشن

    يعني شما فكر ميكني به اون خاطر؟؟
    الان كه دارم فكر ميكنم ميبينم ميلم به افراده غريبه وقتايي اوج ميگيره و ميدونم كه بالاخره يه كاري ميكنم كه يكم با خانومم كل كل كردم
    نميدونم شايدم اشتباه ميكنم
     
    سلام
    ممنون از پاسختون
    منظورم از رفتار خاص هر رفتاری بود که جلب توجه کنه یا اینکه از اون افرادی باشید که وقتی در جمع هستند همه رو به سمت خودشون جلب میکنند (خواسته یا ناخواسته)

    برداشت من از پاسخ دومتون که متاسفانه دختر خانوم ها دوست دارند با شما دوست بشن ، حتی با وجود متاهل بودن شما

    فکر میکنم ترس شما از شخصیتی که درونتون هست (نقل قول حرف خودتون ) بجا هست ، این زمزمه ها (یا بهتره بگم وسوسه ها) ی درونی میتونه خطر ساز باشه و شما رو به لبه پرتگاه و یا حتی خود پرتگاه ببره اما خوشبختانه شما قبل از وقوع ، به فکر علاج افتادید

    در مورد زمانهایی هم که بیشتر تمایل پیدا میکنید ، درست فرمودید . آدمی به طور طبیعی وقتی مشکلی داشته باشه امکان اینکه به سمت های دیگه متمایل بشه بیشتره اما این به این معنا نیست که مجوزش رو داشته باشه. 
    مشکلات در هر زندگی هست ، این رو همه ما به خوبی میدونیم پس نباید اجازه بدیم که مشکلات باعث بشن که خطا کنیم.

    سعی کنید روابطتون رو با همسرتون تقویت کنید ، به خصوص روابط زناشویی تون رو . چرا که داشتن روابط لذت بخش و رضایت بخش باعث میشه که کشش مرد (و یا حتی گاهی زن) به بیرون از خانه و جنس مخالف به حداقل برسه .

    در کنار اون باید سعی کنید که از رفتارهای صمیمی و خودمانی و گرم با جنس مخالف خودداری کنید و به محض اینکه از فردی رفتاری غیر متعارف دیدید ، خودتون رو عقب بکشید و چند درجه جدی تر و رسمی تر از دیگران با اون شخص برخورد کنید تا اون فرد متوجه جایگاه خودش و شما بشه . 

     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    طباطبایی آواتار ها
    در کنار اون ، سعی کنید به خدا توکل و توسل کنید و از او کمک بخواید ، چرا که دلها در دست اوست و از شر شیطان و وسوسه های شیطانی و آدم های شیطان صفت به خدا پناه ببرید .

    زمانهایی که در شرایطی قرار میگیرید که احساس میکنید به خطر نزدیک شدید ، حتما در دلتون سوره های ناس و فلق رو بخونید (توجه به معنی سوره ها میتونه اثرش رو بیشتر کنه)

    در همه حال ، به خودتون یادآوری کنید که خدایی بالای سر ما هست که از اعمال ما و اونچه که در دل  و ذهن ما میگذره آگاهه و رفتارهای ما رو مبینیه و ناظر بر اعمال ماست .
    ااصولا ،انسان وقتی کسی رو ناظر بر اعمالش ببینه کمی حیا میکنه و دست از خطا میکشه و چه ناظری برتر از خدا؟

    -----------
    قصد ندارم بحث اعتقادی کنم اما حتی اگر بتونید به نماز بیشتر از قبل پایبند بشیدو آخر هر نماز هم از خدا کمک بخواید ، همین نماز هم میتونه دستتون رو بگیره
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    ممنون از راهنمايياتون
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    موضوعتون خیلی برام جالب بود...به نظر من این یه ویژگیه...بعضی آدما این ویژگی رو کمو بیش دارن.چرا فکر میکنید بده؟؟؟ خود ویژگی به خودی خود خوبه فقط تبعاتش ممکنه برای اطرافیان بد باشه ... 
    راستش من اگر جای شما بودم در شخصیت یک مرد هیچ وقت تصمیم به تاهل و ازدواج نمیگرفتم و الانم به نظرم اگر واقعا نمیتونید به این حس غلبه کنید و انقدر قویه که به اطمینان خیانت رسوندتت از خانومت جدا شو و بهش بگو.از این خصوصیت آگاهش کن تا ضربه بزرگتری که در آینده درانتظارش هست رو هرگز نخوره...یا شایدم ضربه نخوره و مقابله به مثل کنه... چون متاسفانه انسان چه زن و چه مرد کلا تنوع طلب هستن ... هر کس انکار کنه دروغه ... در واقع تفاوت انسان وفادار در میزان تعهدیه که پیدا میکنه نه در اصل فطرت و ذاتش.
     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    به تاریخ ارسالها توجه کنید
    تاپیک بسته شد
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •