تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




افسردگی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:sharmin
آخرین ارسال:sharmin
پاسخ ها 8

افسردگی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام خسته نباشید من شرمین 28 سالمه ومشکلات روحی خیلی زیادی دارم وبه کمک احتیاج دارم من اول باره وارد این سایت میشم میشه منو راهنمایی کنید ممنون
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام
    میشه بیشتر مشکلتون رو توضیح بدید؟
    اینکه شاغل هستین؟مجرد هستین؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
     سلام کاربرگرامی
    منظورتون رو از افسردگی بیشتر توضیح بدین.چند وقته که اینجور شدین؟تحصیلاتتون چیه؟
    شادباشید
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام ببخشید خیلی سخت تونستم وارد بشم  من هشت ساله کار میکنم شغلم آزاد ه مجرد هم هستم متاسفانه چند ماهی هست که آروم وقرار ندارم وهیچ چیزی نمیتونه آرومم کنه احساس خستگی زیادی میکنم صداها اذیتم میکنن کوچکترین صدا میتونه منو به شدت عصبانی وپرخاشگر کنه به شدت عصبی شدم مدتی داروهای آرامبخش میخوردم خوب بود تا حدودی آرومم میکرد ولی به شدت معتادش شده بودم جوری که وقتی قطعش کردم به شدت مریض شدم  البته با دستور دکتر قطش کردم الان به شدت دنبال آرامش میگردم واز شما درخواست کمک دارم البته تنها این نیست من یه مشکل بزرگتر هم دارم که چون من فرزند اول خونواده بودم والبته دختر که خانوادم پسر میخواستن به خاط همین از بچگی به من فهموندن که اگه بخوام دوسم داشته باشن باید من مثل یه پسر باشم واونجوری هم شد من مثل یه مرد بار اومدم واین الان برام شده معذل
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    **شادی** آواتار ها
    سلام شرمین عزیز.
    ظاهرا شما تواین چند ماه بسیار تحریک پذیر شدی که حتما علتی داشته اگه بیشتر از تغییرات و اتفاقات این چند ماهه صحبت کنی میتونیم علت رو متوجه بشیم و برای برطرف کردنش کمکت کنیم.
    چه چیزهایی باعث شده که فکر کنی مثل یه مرد بار اومدی؟ تو زمینه خاصی احساس خلاء میکنی یا این نگرش فقط از بازخوردهای دیگرون توشما بوجو اومده؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
     سلام
    یعنی شما الآن 8ساله که سرکارمیرین.
    چند فرزند هستین؟این مشکل رو فقط شما دارین یا اعضای خانواده هم دارن؟
    اتفاق خاصی آیا افتاده که شما اینطور شدین؟آیاقبلا هم سابقه داشته که اینطور بشین؟ آیاکاری برای برطرف کردن مشکلتون انجام دادین؟ برخوردتون با خانواده چطوره و برخورد خانواده باشما چطوره؟ تو محیط کار برخوردتون چطوره؟
    شاد باشین
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    سلام شادی جون 
    هفت سال اول  کارم رو سرپرست یه کارگاه کابینت سازی بودم بهش خیلی علاقه داشتم خیلی زیاد ولی خوب هم حقوقش کم بود هم بیمه نداشتم البته اینش زیاد مهم نبود ولی با صاحب کارم درگیر شدم منم اومدم بیرون بعد چند روز که اومدم بیرون خود به خود بیهوش میشدم  بعدش بدنم شروع به لرزش کرد همزمان با این اوضاع یکی از عزیزانم رو از دست دادم که اوضاع بدتر شد مثلا تو مهمونی بودم یه دفعه میدیدی به پهنای صورتم اشک میاد بدون اینکه دلیلش رو بدونم تا اینکه به اصرار خانوادم رفتم دکتر که گفتن شک بعد از حادثه است دارو دادن خوابم راحت شد آروم شدم البته به مرور دزش رو زیاد کردن طوری اگه یروز نمیخوردم مثل دیونه ها میشدم  تا اینکه یه دکتر دیگه گفت به شدت وابسته دارو ها شدم  وبعدش حالتهای دیگه خودشون رو نشون دادن زود عصبی میشم صداها اذیتم میکنند صدام بالا میره .
    من برای اینکه دوسم داشته باشن همیشه سعی کردم مثل یه مرد رفتار کنم تا خانوادم ازم راضی باشن تو محیط کارمم چون با مردا سر وکار داشتم باور نمیکنید تو 25-30 تا مرد کار کردم تنها بدونه اینکه اونا حس کرده باشن که دارن با یه خانم کار میکنند چون مثل خودشون پوشش داشتم مثل خودشون حرف میزدم مثل خودشون کار میکردم بهم گفتن هرمون مردانه ام زیاده آزمایش دادم ولی اونجوری نبود واینکه حس میکنم که من نمیتونم مثل یه دختر باشم چون بلد نیستم مثل یه زن لباس بپوشم بلد نیستم آرایش کنم ونمیتونم نمیتونم با یه مرد ارتباط برقرار کنم به عنوان یه زن چون اصلا ظرافت زنانه ندارم
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام مبینا جون 
    چرا تعجب میکنی بله من هشت ساله کار میکنم ما تو تا فرزند هستیم که من بچه اولم ودومی چهار سال بعد از من بدنیا اومده که برادرمه البته در واقعه جامون عوض شده  به جای اینکه اون حامی من باشه من حامی اونم البته نتنها برادرم بلکه کل خانواده ام من حامی اونهام ولی الان خسته شدم دلم میخواد بفهمن که این منم که یه حامی میخوام ودیگه نمیتونم کسی رو حمایت کنم میخوام که بدونن که منم یه ظرفیتی دارم ولی هیچکس حرفم رو نمیفهمه تو خونه پرخاشگرم  با کوچکترین وبی اهمیت ترین چیز صدام بالا میره کاری هم نتونستم برای برطرفی مشکلم انجام بدم با اینکه میدونم مشکل دارم تو محیط کارمم که گفتم هیچکس حس نمیکنه که من یه دخترم وتقریبا" همه ازم میترسن
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •