تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




به 1001دلیل افسردگی دارم و نمیدونم با کی درمیون بزارم. زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:iraniboy
آخرین ارسال:iraniboy
پاسخ ها 21

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

به 1001دلیل افسردگی دارم و نمیدونم با کی درمیون بزارم.

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    تاپیک جدید باید بازکنم یا تو همین تاپیک مشکل منم رسیدگی میکنین؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    iraniboy آواتار ها
    سلام دوباره

    از بازدیدا و لطفی که داشتین ممنونم مخصوصا در مورد رشته و شغل و همچنین اقا محمد که نقاط مشترک زیادی با من داشتن (البته لحن تایپشون هم خیلی برام اشنا بود .بهتون مظنونم دی  به هرحال.
    سعی میکنم تا جایی که میتونم بگم...
    راستش خب من جدا از مشکلات فراوان و (تقریبا)عجیب خونوادگی که دارم (که ایشالا به موقعش اشاره میکنم)نسبت به پزشکی دیدگاه عجیبی دارم.مثلا میبینی دارم یه مستند پزشکی نگاه میکنم (دقیق تر بگم) یه عمل پیوند دست بود که تو اتاق عمل نشون میداد عمل دوخت و اینا.... دی:
    اما خب وسط مشاهداتم همین که یه لحظه فکر کردم که من قبلا فلان جور بودم .یک هو دوباره وضعیتم بد شد... منظور این که مشکلم از طرز فکرم و (به عقیده ام)ضمیر ناخوداگاهمه.

    خونواده هم مزید بر علت شدن!!تا میخوایم یه صحنه ببینیم تو تلوزیون فوری شبکه CHANGE میشه یه کانال دیگه!اصلا کلا روحیه رو خراب میکنن. منم که دیگه چی بگم؟؟فقط تحمل .فقط تحمل !

    ای کاش یه کم انگیزه تو زندگیم بود که بدونم واسه چی دارم زندگی میکنم.گاهی فکر میکنم من فقط زنده هستم تا این که زندگی کنم .(البته زودقضاوت نمیخوام بکنم چون واقعا خدا الطافی بهم داده که تصورش برای خیلی ها ممکن نیست...مثلا دوتا برادر (دوست) که از دوستی باهاشون افتخار میکنم به خودم!ولی خوب میگم  ایشالا هرچی رو به موقعش میگم.(فعلا درگیر این مشکلم و نحوه برخورد خونواده باهاشم)
    خداوندا متشکرم بابت:
    سلامتیم 
    خانواده ام
    دوستم (برادرم)
    چیزایی که میدی و میگیری...
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    **شادی** آواتار ها
    سلام آقای iraniboy
    مسایلی که شما مطرح کردی تقریباشامل 4 مشکل عمده شد: مشکلت با خانواده , مشکلت با رشته پزشکی, تردید تو انتخاب شغل, و نداشتن انگیزه برای زندگی. با کمک دوستان عزیز و همکاری خودت سعی میکنیم تک به تک بررسی و برطرفشون کنیم.
    درباره مشکل اول یعنی خانواده که موکول کردی به بعد.
    پس از مشکل دوم شما یعنی رشته پزشکی شروع میکنیم...
    شما اشاره کردی که "با تصور لحظات کاری یه پزشک حال بسیار بدی بهم دست میده" و "نسبت به پزشکی دیدگاه عجیبی دارم" میشه بیشتر توضیح بدی لطفا؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    **شادی** آواتار ها
    سلام آقای محمد.ف
    ماهیت مشکل شما تو ظاهر ممکنه با مشکل جناب iraniboy یکسان باشه ولی براساس ریشه مشکل , شدت مشکل و تاثیرش تو سایر زمینه های زندگی احتمالا نیاز به راهنمایی های مجزا باشه.
    در کل باتوجه به علاقه ای که به رشته تجربی داری و مشکلی که با شغل مورد علاقت یعنی پزشکی داری تصمیمی که درحال حاضر گرفتی تصمیم بجا و مناسبیه بهرحال اگه راهکارهای این تاپیک برات کافی نبود میتونی باتوجه به مشکلی که داری تاپیک جدیدی ایجاد کنی.
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    iraniboy آواتار ها
    راستش توضیحم تقریبا واضح بود ...

    منظورم اینه که تا وقتی به  سابقه ای که در این گونه مسائل داشتم  فکر نکنم ارامش دارم .اما همیشه ناخوداگاه یاد گذشته هام (که شامل از بچه گی تا همین پارسالم میشه)فکر میکنم ناگهان حالم بد میشه...
    اگر نه ...من حتی مثال زدم که وقتی یک مستند پزشکی هم نگاه میکنم تا وقتی که فکرم سوابق گذشتم رو بررسی نکرده راحتم اما همین که به گذشته ها فکر میکنم ناخوداگاه کنترلم رو از دست میدم... (و دیگه بقیه اش هم که قابل پیش بینی هست دیگه!!افت فشار خون و ...)
    خداوندا متشکرم بابت:
    سلامتیم 
    خانواده ام
    دوستم (برادرم)
    چیزایی که میدی و میگیری...
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    **شادی** آواتار ها
    بله متوجه شدم.پس مشکل شما افت فشار خون هنگام مواجه با مسایل پزشکی هست.
    خب شما اشاره کردی سابقه تحصیلی عالی ای داری پس دستت برای انتخاب رشته باز بوده میخوام بدونم با علم به اینکه این مشکل رو با رشته پزشکی داری, چی باعث شد رشته تجربی رو انتخاب کنی؟
    رشته های دیگه ای غیر از پزشکی برات جذاب بوده یا صرفا بخاطر علاقه به رشته پزشکی وارد رشته تجربی شدی؟

    و اینکه در حال حاضر شما صرفا با دیدن صحنه های پزشکی دچار افت فشار نمیشی بلکه با یاداوری افت فشار هایی که تو گذشته داشتی به این حالت دچار میشی . درسته؟

     
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:17#
    iraniboy آواتار ها
    در مورد جمله ی اخرتون بله کاملا درسته!
    در مورد سوالتون درباره ی علت انتخاب رشته تجربی...باید بگم من از ریاضیات قوی برخوردار بودم اما عواملی بودند که علاقه ام رو سوق دادن به تجربی و این که حداقل به خودم قول دادم که تو این چندسال مشکلم رو با پزشکی یه جور حل کنم و بیخودی به خاطر اون مشکل از علاقه ام نزنم...
    خداوندا متشکرم بابت:
    سلامتیم 
    خانواده ام
    دوستم (برادرم)
    چیزایی که میدی و میگیری...
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:18#
    **شادی** آواتار ها
    خب ما اینجاییم تا به حل مشکل شما کمک کنیم و اگه خدای نکرده به هر دلیلی قابل حل نبود کمکت کنیم تا واقعیت رو بپذیری و باهاش کنار بیای.پس برای کمک دقیقتر , بهتره سوالات رو با حوصله و کامل جواب بدی تا درک درستی از مشکل شما  و دلایل بوجود اومدنش داشته باشیم و به امیدخدا برطرفش کنیم.
    الان شما اشاره کردی "عواملی بودن که علاقت رو به رشته تجربی سوق دادن",  اون عوامل چی بودن که قدرت اینو داشتن که شمارو مجبور به مواجهه مستقیم با مشکلت بکنن؟
    و اینکه به هیچکدوم از رشته های تجربی به جز پزشکی علاقه نداری؟
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:19#
    iraniboy آواتار ها
    عوامل :
    1-علاقه ای که به دروس زیست و شیمی داشتم.
    2-تجربه ی بعضی افراد و یا حتی دوستان
    3-برای رشته ی ریاضی انگیزه ای از اینده ی شغلیم نداشتم.

    در مورد سوال دومتون خب من گفتم که اگر مشکلم به احتمال زیاد حل بشه رشته های پزشکی از جمله دندانپزشکی رو علاقه دارم .رشته های غیرپزشکی هم اشاره کردم قبلا که داروسازی و حتی روانشناسی هم خیلی علاقه دارم.
    خداوندا متشکرم بابت:
    سلامتیم 
    خانواده ام
    دوستم (برادرم)
    چیزایی که میدی و میگیری...
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:20#
    **شادی** آواتار ها
    آفرین پسر منطقی و خوبی بنظر میرسی.
    خب با توضیحات شما میشه این نتیجه رو گرفت که شما دچار فوبی خاص (Specific Phobia) هستی فوبی ها به سه دسته کلی تقسیم بندی میشن که دسته سوم یعنی "فوبی خاص" مربوط به میشه به حیوانات ,اشیا یا موقعیت های خاص.یعنی یه ترس "غیرمنظقی" از یه موقعیت خاص که برای شما این فوبی نسبت به مواجهه با مسایل پزشکی هست. اینو باید درنظر بگیری که شما اولین و آخرین نفری نیستی که با این مشکل مواجهی و همین آگاه بودنت از "غیرمنطقی"بودن این ترس و تلاشت برای مواجهه باهاش-یعنی انتخاب رشته پزشکی- پیش آگهی مثبتی از امکان برطرف شدن مشکلت میده.
    بخاطر علاقت به رشته پزشکی و پیشینه تحصیلی خوبی که داری بهتره اول سعیمون رو بکنیم تا این فوبی شما از بین بره یا به کمترین حد ممکن کاهش پیدا کنه.و درصورتیکه اینکار عملی نشد بازهم راه موفقیت برای شما بازه چون رشته های غیر پزشکی ای که در نظر داری یعنی "داروسازی و روانشناسی" جزو رشته های تاپ و محبوبی هستن و با توجه به استعداد تحصیلی ای که داری تو هر رشته ای که وارد بشی میتونی جزو بهترین ها باشی و دقیقا رمز موفقیت همینجاست قرار نیست همه پزشک بشن تا آینده خوبی داشته باشن "توهر شغل و پستی که هستی یه آینده درخشان چشم انتظارته اگه بهترین باشی"
    اگه سوالی یا ابهامی داری بپرس تا ادامه بدیم.
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •