تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دیگه امیدی برام نمونده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:elnaz.t
آخرین ارسال:elnaz.t
پاسخ ها 96

صفحه‌ها (10): صفحه 2 از 10 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

دیگه امیدی برام نمونده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    elnaz.t آواتار ها
    ایشون فامیل هستن من7سال عاشقش بودم امانمیدونس
    مریم جون دوست ندارم قضیه خواستگاریوحلقه واین حرفاازجانب من گفته بشه
    پروپرانول وکلردیازپوکسایداستفاده میکردم که البته سوئ مصرف بودالان دیاپاکین شده که دکترمغزواعصاب نوشته البته پرپرانولم بودکه بخاطرداغون شدن معدم استفادش نکردم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    maryam.azadeh آواتار ها
    درسته بهتره که این موضوع از جانب شما صریحا عنوان نشه. ولی ایا موضوع صحبت چی بود که ایشون گفتن 5 سال باید صبر کنین؟
    اگه ایشون به هر دلیلی اشاره کردن به این مدت زمان 5 ساله خب شما هم در پاسخ به حرف ایشون میتونین به صورت ظریف و تاحدودی غیرمستقیم بهشون بگین که انتظار در صورتی میسر هست که گام های اولیه براش برداشته شده باشن.
    گلم 5 سال یعنی یه مدت طولانی از عمر شما که سرمایه هست و در واقع میشه گفت زمان از همه چیز ارزشمندتره از پول، زیبایی، خوشبختی، عشق و........... چون زمان قیمت نداره و تکرار پذیر نیست و بقول خودمون جاده زندگی دوربرگردون نداره.
    درسته که بیان صریح و دعوت کننده از جانب یک دختر خانم چندان جالب نیست ولی هیچ مانعی نداره اگه دخترها هم این توانایی رو در خودشون ایجاد کنن که حق خودشونو بتونن دریافت کنن. مهر سکوت بر لب زدن، الزاما به معنی حیا و نجابت نیست. مهم سنجیده سخن گفتن هست. اگه شما اونقدر شهامت دارین که عشق تونو به این اقا به هر شکلی ابراز کنین( که مطمئنا همینکارو هم کردین) این شهامت رو هم میتونین در خودتون ایجاد کنین که بابت ارزنده ترین سرمایه زندگی تون که عمر هست، هوشمندانه تصمیم بگیرین. به طرف مقابل تون بگین که زمان تون براتون ارزشمند هست و صبر در صورتی امکان پذیره که زمینه ازدواج فراهم شده باشه.
    کلردیازپوکساید قرص بسیار خوب و کم عارضه ای هست. پروپرانولول، برا قلب مفید هست اما سبب افت فشارخون میشه. اگه پزشک بهتون توصیه نکرده بهتره اصلا سراغش نرین. خدای نکرده افت فشار خون میتونه خطرات بزرگی داشته باشه.
    دیاپاکین که تجویز متخصص هست حتما خوبه. خودتون ایا از عملکرد دیاپاکین راضی هستین؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    elnaz.t آواتار ها
    مریم جون واقعادوریش غیرقابل تحمله به معنی واقعی کلمهکنترل خودموندارم دیگه
    قبلامیخوردم فشارم وقتی عصبی میسم یااسترس میگیرم کلامیره8رو4یاهمین حدودا
    بدنیست ولی بیخوابی وفکربه عشقموجیغدادام امونموبریده
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    maryam.azadeh آواتار ها
    مشکل اصلی شما الان دلتنگی هست و بیخوابی و جیغ و داد و استرس و همه این موارد مربوط به همین دلتنگی شماست و اینکه نمیتونین با دوری ایشون کنار بیاین. همونطور که گفتم لازمه که به نحوی نظر ایشون رو راجع به امادگی یا عدم امادگی اش برا اقدام به خواستگاری بپرسین.
    در نظر بگیرین که هیچ ادمی در یک وضعیت ثابت و با طرز فکر و احساسات ثابت و لایتغیر باقی نمی مونه و مرور زمان و خیلی خیلی اتفاقاتی که اصلا قابل پیش بینی نیستن ذهنیت و نگرش انسان ها رو تغییر میده.
    شما اگه 5 سال رو بی اونکه هیچ نوع تعهدی بین تون باشه به انتظار بنشینید خیلی از وقایع و رویدادها میتونن پیش بیان که در نهایت سبب پشیمونی و حسرت بشن.
    شما و ایشون انسان هستین و انسان ها در مسیر تغییر و دگرگونی در حال حرکت هستن. احساسات عوض میشن، دغدغه ها عوض میشن، وظایف تغییر میکنن، اولویت ها تغییر میکنن، نوع نگاه ما به زندگی مدام در حال تغییره.
    حتی 5 ماه انتظار کشیدن برای یک نفر دیگه، اگه خدای نکرده اخرش پوچ از آب دربیاد میتونه تاثیر جدی و عمیقی بر روح و روان انسان بگذاره. شما همین الان به خاطر عدم تحمل تلخی جدایی، رو به مصرف قرص های اعصاب و روان اوردین و اگه بخواهین 5 سال انتظار بکشین و در آخر با سراب مواجه بشین معلوم نیست چه ماده ای بتونه در اون زمان شما رو اروم کنه.
    ما همه انسان هستیم و دارای ظرفیت محدود. زندگی داره ما رو به سمت جلو حرکت میده و اگه شما بپذیرین 5 سال به انتظار کسی بمونین که هیچ نوع تعهدی به شما نسپرده، یعنی خودتون رو در زمانی خاص متوقف کردین و دیگه همگام با زندگی پیش نمی رین.
    روی این مساله عمیقا فکر کنین. درسته که عشق به زندگی ما شور و حرارت و رنگ میبخشه ولی همین عشق گاهی وقت ها تمام هستی و امید انسان رو میتونه ازش بگیره و سبب سرخوردگی و ناامیدی بشه.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:15#
    elnaz.t آواتار ها
    مگه همین الان نشده؟؟؟؟امیدموازدست دادم
    ایشون قصدشون خواستگاری هست اماتاوقتی که2برادرارشدشون ازدواج نکردن ایشون اجازه ندارن این بحثومطرح کنن چون سرزنشاوحرفای اطرافیانشوبدنبال داره واقعانمیدونم دیگه بایدچکارکنم[hr]خستم خستم خستم دلم براش تنگ شده دارم خفه میشم دیگه واااااااااقعا
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:16#
    سلام الناز خانم!
    خیلی زمان بر بود که تاپیکهای 2 تا ارسالتون رو بخونم ....
    اگر منتظر بودید عذر خواهی میکنم.....
    با عرض پوزش لطفا اسپم ارسال نکنین...
    من و بقیه دوستان عمیقا درکتون میکنیم و به عقایدتون احترام میذاریم...

    راهکارهای دوستان رو هم خوندم و با اکثرشون کاملا موفقم....

    من حس میکنم شما بیش از حد توانتون برای این وصال زحمت کشیدین. رسالت و وطیفه از رو دوشتون برداشته شده....
    شما بجای یک قدم 100 قدم برداشتین ولی ایشون چی؟

    عمر دست خداست...
    شاید شما و ایشون فرصت زندگی 1000 ساله رو داشته باشین . برای رسیدن به وصال و عشق ابدی انتظار 5 ساله چیزی نیست!!!

    ولی یه سوال داشتم؟
    آیا شما هم حس میکنین که هنوز ایشون پخته نشدن و نیاز هست که مرد بودنشون رو برای خانواده شون تفهیم بکنن؟
    آیا وقتش نرسیده که لیاقتشون رو به همه ثابت بکنن؟
    آیا زمانش نرسیده که از خودشون در مقابل برادرانشون دفاع بکنن؟

    شاید ایشون هم همین فکر ها را دارن!!!!
    پس بهشون مهلت بدید...
    مهلت ابراز وجود
    مهلت اثبات خود
    مهلت اتکا به خود
    مهلت تامین نیازها روحی و روانی و خیلی چیزهای دیگه

    با این حساب شما راه های زیر مقابلتون هست
    یا اینکه به وسیله خودتون یا خانواده و یا اشخاص دیگه موضوع رو با خانواده ایشون مطرح بکنین
    یا اینکه مدتی رو در انتظار باشین (شاید یک روز و شاید 5 سال) که این انتظار به نظر من آسیب زاست.
    یا اینکه کلا قضیه رو منتفی بدونین
    و آخرین راه اینکه با ایشون مساله رو طی کنین و با توافق همدیگر به رابطه وستی خاتمه بدید و برای هم آرزوی موفقیت بکنین . با این تفاوت که هر کدوم راه زندگی حودش رو در پیش بگیره و اگر شرایط ازدواج هر کدام جور شد بدون هیچ عذری دست به ازدواج بزنه و اگر امکان ازدواجتون در آینده فراهم شد با هم ازدواج بکنین ولی منتظر هم نمانید....تو این انتخاب هر دوتون هم از سلامت روانی برخوردار خواهین بود و دغدغه فکری هم نخواهین داشت و وابستگی موجود هم از بین خواهد رفت.

    کدام راه رو انتخاب میکنین؟
     
    پاسخ با نقل و قول

  7. دیگه امیدی برام نمونده  سپاس شده توسط niloofarabi

  8. ارسال:17#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام ممنون لطف کردید
    اخرین راه انتخاب شده ولی بااین تفاوت که تواخرین لحظه گفت یادت نره دوست دارم
    منم همین وقتوبهش دادم که خودشواثبات کنه امانگفتم که منتظرشمیمونم
    ولی این راهیوکه انتخاب کردیم ازتوانم خارجه
    درضمن اقای صالحی عزیزهدفم اصلاایجاداسپم نبوده بعضی وقتااینقدربهم فشارمیادکه حس میکنم اینجابانوشتنش راحت میشم کمی ارومترمیشم بازم معذرت میخوام
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:18#
    سلام.
    درکتون میکنم. نیاز به معذرت خواهی نیست.
    آفرین!
    تبریک میگم شما عاقلانه ترین انتخاب رو انجام دادید....
    ولی در مورد اینکه نوشتین براتون سخته که با مساله کنار بیاین باید بگم انسان بنی عادت هست.
    در سخت ترین شرایط و نا آشناترین محیط ها به راحتی خو میگیره و به محیط و شرایط جدید عادت میکنه.

    این طبیعی است که کمی براتون دشوار باشه ولی خوارج از توانتون نیست....

    نباید انتظار داشته باشین که در آخرین لحظه بهتون میگفت که ازتون بدش میاد!!!
    ایشون هم انسانی ترین جمله رو گفتن.
    تفاوت انسان با سایر مخلوقات در همین احساس هست...

    نگران نباشید .

    خدا همیشه برای تک تک مخلوقاتش بهترین ها رو رقم میزنه....

    ولی اصرار ما در کار خدا همه فرصت ها رو نیست و نابود میکنه
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:19#
    elnaz.t آواتار ها
    اقای صالحی ارومترم کردیدمرسی امامن الان چندین ساله باحرف زدن باهاش داشتم سرمیکردم الان که بهش رسیده بودم واونم دوسم داره سخته ببینم مجبوربه جدایی هسیم
    پاسخ با نقل و قول

  11. ارسال:20#
    شما رسیدن رو چی تعبیر میکنین؟
    حس تملک در مورد چیزهایی که ما نداریم فکری بیهوده است...
    ایشون باید قدمهای بعدی رو بردان نه شما!!!


     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (10): صفحه 2 از 10 نخستنخست 1234 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •