تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




با پدری که دوستش ندارم چگونه رفتار کنم؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:vean
آخرین ارسال:vean
پاسخ ها 14

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

با پدری که دوستش ندارم چگونه رفتار کنم؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    maryam.azadeh آواتار ها
    خیلی تاسف اوره عزیزم
    اون مرد کثیف، قطعا سابقه اشنایی با پدرتونو داره. به نظر میاد از جوانی این ارتباط زشت بین شون وجود داشته. ایا هنگامی که مادرتون به عقد پدرتون دراومدن ازین مساله با خبر بودن؟
    ای کاش اشنایان مشترک و یا فامیل، به نحوی به گوش مادرتون میرسوندن. البته در بسیاری مواقع این اگاهی رسانی ها هم بی فایده هست. برای اینکه خیلی از عروس و دامادهای جوان، ترجیح میدن به حرف مردم توجه نکنن و خیلی از حرف ها رو در حد شایعه میدونن. این طبیعیه به خاطر اینکه واقعا خیلی اوقات اتهاماتی که به داماد یا عروس وارد میشن دروغین هستن و بر پایه حسادت گفته میشن. در نتیجه اکثرا به این حرفها توجهی نمیکنن.
    بهرحال پدر شما دارن کاملا اگاهانه حیثیت و اینده فرزندان شونو به خطر می اندازن و حتی اگه همین امروز هم اشتباه شونو بپذیرن و تغییر مسیر بدن، به سود همگی شماست( متاسفانه چنین احتمالی بسیار کم هست).
    سعی کنین روی پیشنهاد تغییر منزل پافشاری کنین و به نحوی مادرتونو راضی کنین.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    نه مامانم نمی فهمیده اصلا خبر نداشته که چه ر فتاری داشته ولی بعد که فهمیده رفته  و درخواست طلاق داده ولی به هیچ عنوان طلاقش نداده اصلا پدرم با همه مردم فرق داره کاملا متفاوته یه رفتارهای داره که من فکر می کنم تنها پدر من اینجوری من مطمئنم که پدرم مریضه کار اون هوس نیست جالب تر از همه هیچ میلی به جنس مخالفش نشون نمی ده حتی من به یاد ندارم مامان و بابام اتاق مشترک داشته باشن . زنگی کردن با چنین موجودی واقعا سخت و زجر آوره واقعا تحمل کردنش سخته وقتی خونه نیست احساس می کنم تو آسمونا پرواز می کنم چن لحظه پیش تلفن کرد و گفت یکی دو روز دیگه بر می گرده اینو شنیدم دنیا رو سرم خراب شد چون وقتی می رسه باید ببوسمش ولی این کار برا من اصلا خوشایند نیست وقتی بی محلی هم می کنم بعدش یه حال بدی میاد سراغم اصلا نمی دونم چیکار کنم .
    سر شمارو هم درد آوردم صحبتهای من تمومی نداره .
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:13#
    maryam.azadeh آواتار ها
    عزیزم اینکه شما قلبا نسبت به پدرتون حس منفی دارین کاملا حق با شماست. زندگی کردن در کنار افرادی که به این حد و اندازه دچار انحراف جنسی باشن خوشایند نیست. در عین حال وجدان تون هم بیدار هست و بی احترامی و ایگنور کردن پدرتون، شما رو رنج میده و اینهم قابل تحسینه.
    بله پدرتون صد در صد بیمار هستن و باید در بخش اعصاب و روان مدتی رو سپری کنن تا مشکل شون به طور ریشه ای حل و درمان بشه.
    کسی که چند برابر بیشتر از شما اینهمه سال رنج کشیده مادرتون هستن. ایشون نه تنها بهره ای از روابط زناشویی مطلوب نبردن بلکه سال ها حس انزجار هم نسبت به همسرشون داشتن با توجه به اون رفتارهای نامتعارفی که پدرتون انجام میدن.
    تا جای ممکن از مادرتون حمایت عاطفی به عمل بیارین. ابزارها و امکانات مورد علاقه ایشون رو در کنارش فراهم کنین. باهاش برنامه های مشترک داشته باشین و روابط تونو با پدرتون در حد سلام و احوال پرسی محدود کنین. قلبا برای پدرتون ارزوهای خوب داشته باشین اما از هم صحبتی با ایشون تا جای ممکن اجتناب کنین.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:14#
    مریم عزیز بابت همه راهنمای هایی که کردید خیلی خیییییییییلی ممنونم احساس می کنم یه کم سبک شدم .
    به امید روزهای خوش
    دعا گویتم  دعایم کن
     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •