تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




با پدری که دوستش ندارم چگونه رفتار کنم؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:vean
آخرین ارسال:vean
پاسخ ها 14

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

با پدری که دوستش ندارم چگونه رفتار کنم؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام به همگی شما
    دوستان پدری دارم که فکر نمی کنم در کل زندگیش مفید بوده باشه حتی برای خودش انقد بی اهمیت بوده نسبت به زندگی و بچه هایش که هیچ وقت نمی بخشمش . خیلی سخته کل عمرت رو نیش و کنایه بشنوی اونم به خاطر رفتار بزرگ خانواده . همیشه دوست داشتم برم یه جای زندگی کنم که هیچ کسی منو نشناسه ندونه دختر کی هستم شاید باورتون نشه ولی من به خاطر رفتار پدرم و به خاطر گذشته کثیفی که داشته بهترین موقعیتهای ازدواج رو از دست دادم این مشکل تنها برای من نیست کل خواهر و برادرامم همین مشکلو دارن به خودم قول دادم تا پدرم زنده باشه به هیچ عنوان ازدواج نمی کنم باورش خیلی سخته که از یه دختر بشنوی که بزرگترین ارزوش مرگ پدرشه هیچ وقت نمی تونم بهش احترام بگذارم هر روز که از سرکار بر می گردم می گم ای کاش خونه نباشه وقتی می بینمش نمی خوام باهاش صحبت کنم به اجبار هم نمی تونم بهش احترام بگذارم دلمم نمی خواد بهش بی احترامی بکنم شما می گید من چیکار کنم واقعا خسته شدم از زندگی
     

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    بی احترامی به پدر در هیچ مرام و مکتبی قابل قبول نیست. اما میزان احترامی که به پدر گذاشته میشه بسته به شخصیت اون پدر داره.
    ایا ممکنه عیوب اخلاقی پدرتونو واضح تر بگین. ایا ایشون شرابخوار یا معتاد هستن؟ خشونت کلامی یا فیزیکی دارن؟ اهل نزولخواری هستن؟ یا.........؟
    بهرحال برای هیچ فرزندی پسندیده نیست که ارزوی مرگ پدرشو داشته باشه. شما که چنین ارزویی رو در قلب خودتون دارین مدام تکرار میکنین میتونین روش تونو تغییر بدین و بعد از این آرزوی ارشاد و اصلاح شدن پدرتونو داشته باشین. نفرین کردن ایشون اول از همه بر شخصیت شما اثر منفی خواهد داشت.
    اگه واقعا پدرتون لحن کلامی بد و ازاردهنده دارن سعی کنین از صحبت کردن با ایشون بپرهیزین و در جواب سوالاتش به جملات کوتاه اکتفا کنین.
    ایا با مادرتون درباره اخلاق و رفتار پدرتون صحبت کردین؟ کسی هست که بر پدر شما نفوذ کلامی داشته باشه؟
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام
    هر وقت به آرزوی که دارم فکر می کنم از خودم بدم میاد ولی واقعا من هم نمی خوام بهش بی احترامی کنم دلیل این که گفتم دوست ندارم هیچ وقت خونه باشه همینه چون اگه خونه نباشه به ذهنمم نمیاد ولی وقتی پدرمو می بینم کل کاراش میاد جلو چشمم . ای کاش پدرم شراب خواری می کرد ای کاش معتاد بود واقعا من روم نمیشه بگم که چه کارای میکرده و هنوزهم می کنه .هیچ کسیو نمیشناسم که پدرمو دوست داشته باشه مگه دوستای مثل خودش ،چه برسه به این که نفوذ کلامی داشته باشه . مادرم خود شاهد عینی همه کاراش بوده کل زندگی مشترکش با پدرم رو عذاب کشیده مادرم هیچ خواهر و برادری نداشته تک فرزند بوده و پیش عموش بزرگ شده در سن 13 سالگی ازدواج کرده زندگی با پدرمو تحمل کرده چون واقعا هیچ پناهی نداشته .پدرم مثل کبک سرشو کرده زیر برف فکر می کنه کسی نمی دونه که چکار می کنه ، کسی که 60 سال عمر کند و اصلاح نشود به نظر شما بعد این میشه ارشادش کرد من که فرزند چهارمشم بهش می گم چرا نماز نمی خونی چرا روزه نمی گیری جواب سر بالا میده فکر نکنم هیچ وقت ارشاد بشه، نمیدونم واقعا چیکار کنم شما بهم بگید به خدا خسته شدم از خودم از این زندگی از همه چی کمکم کنید
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    maryam.azadeh آواتار ها
    پدرتون اهل روابط با زن ها و دخترها هستن. درسته؟
    ببین عزیزم درسته که این عمل پدرتون بسیار زشت و ناپسند هست ولی متاسفانه تاحدودی رایج هست که البته رایج بودنش چیزی از قبح اون کم نمیکنه.
    درسته که ایشون برایند رفتار و عملکردش در زندگی شماها منفی بوده ولی بهرحال اگه دقیق بشین میبینین به عنوان یک پدر، اعمال مثبتی هم در حق شما یا مادرتون انجام داده.
    ارشاد و اصلاح افراد، هرچی سن شون بالاتر بره مشکل تر میشه. ولی درین جهان بزرگ هیچ چیز غیرممکن نیست. بله امکان ارشاد و هدایت ادم 80 ساله هم وجود داره مشروط بر اینکه خودش بخواد و جنبه حقیقت پذیری رو داشته باشه.
    شما سعی کنین برنامه ریزی کنین و زودتر ازدواج کنین و از این خونه برین. اگه فعلا موقعیت ازدواج فراهم نیست میتونین دنبال یه شغل فول تایم بگردین تا ساعات کمتری رو در کنار پدرتون باشین.
    اون ساعاتی رو که در منزل هستین حرف زدن با پدرتونو در حد سلام و حالت چطوره؟ محدود کنین و بقیه اوقات رو به مادرتون بپردازین و به ایشون برسین. باهاش شوخی کنین، خاطره تعریف کنین، حرفای مادرتونو گوش بدین، سعی کنین خلاء عاطفی مادر رو به هر نحوی که ممکنه جبران کنین.
    اگه فکر میکنین جا داره حرفی در راستای بهبود اخلاق پدرتون به ایشون بگین دریغ نکنین ولی اگه میبینین واقعا ایشون تمایلی به پذیرش حرف حق ندارن، فقط در قلب تون براش دعای خیر کنین و تاجای ممکن باهاش هم کلام نشین.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    برای این که شما بدونیدرفتار پدرم چیه دقیق بهتون می گم که پدر من چه رفتاری دارن خیلی معذرت می خوام که اینو می گم ولی متاسفانه پدر من همجنس گرا هستن . همه ی توصیه های شما رو به کار گرفتم من شاغلم کار تمام وقت دارم یعنی فقط شب خونه هستم پدرم نیز به دلیل شغلش اغلب اوقات یه ماه دو ماه خونه نیست شب هم بیشتر وقتمو با مامانم هستم این درسته که پدرم زحماتی برای ما کشیده ولی زندگی کردن فقط تهیه نان وپول نیست من به یاد ندارم پدرم یه بار باما به یک مسافرت یه روزه ، یه عروسی، یه بازار رفتن ساده یه مهمونی بعد شام اومده باشه  . وقتی دوستامو می بینم که چقدر از پدرشون می گن ، پدرم فلان کارو کرد فلان حرف زد با پدر رفتیم بازار خیلی دلم به حال خودم و خانواده م می سوزه گاهی وقتا پیش میاد دو سه ما خونه نیست ولی من حتی نمی خوام تلفنی هم باهاش حرف بزنم حتی پیش اومده که تنها خونه بودم بابام زنگ زده گوشیو بر نداشتم بعد از هر عملی هم که علیهش انجام می دم از خودم متنفر می شم به نظر شما من چطور رفتار کنم ببخشید ولی برا یه لحظه خودتونو بزارید جای من اگه شما بودید چیکار می کردید ؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    iraniboy آواتار ها
    شاید این متن زیاد نتونه کمک کنه و فقط سعی کردم نظر شخصیم رو بدم و به حتم  کمک های خیلی بهتر از من  رو میتونین پیدا کنین...

    میتونم (کمی )درکتون کنم...به نظر من بسپارین دست خدا ...بالا گفتین در مورد نماز و روزه باهاش صحبت میکنین اما فکر نکنم هیچ فایده ای داشته باشه...تازه مگه بدون و این دو رکن نمیشه اخلاق رو عوض کرد...خیلی ها هستن اهل این دو و حتی خیلی مستحبات و واجبات دیگه هستن اما زندگی کردن بلد نیستن!به هرحال...بابت این اتفاق که من به تقریبا یه ذره شبیهش مواجهم باید بگم اجازه بدین زمان بگذره و تحمل کنین... حتما زنده موندن چنین پدری حکمتی داره.تشخیص این که ایشون تو این سن بالا بتونه عقایدش رو عوض کنه و تغییر کنه خیلی سخته و جزئیات کامل زندگیتون رو خودتون میدونین...پس به نظر من امیدتون به خدا باشه و شکرش کنین بابت این موقعیت!چون شما به خاطر رنج هایی که کشیدین نزد خدا خیلی ارزش مند هستین... و به نظرم شاید یه فرد قابل اعتماد (مشاور )بتونه بهتر با تجریباتش راهنماییتون کنه...
    خداوندا متشکرم بابت:
    سلامتیم 
    خانواده ام
    دوستم (برادرم)
    چیزایی که میدی و میگیری...
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    maryam.azadeh آواتار ها
    وین عزیز
    همجنسگرایی پدرتون به شما اثبات شده؟ خودشون اعتراف کردن؟ مدرک و یا شاهد معتبری دارین؟
    اگه واقعا ثابت شده و ایشون همچنان کمابیش به این کار عادت دارن، نفرت و بیزاری شما قابل درکه. وقتی خودمو جای شما میزارم بهتون حق میدم. حتی وقتی خودمو جای شما نمیزارم هم بهتون حق میدم نتونین قلبا چنین پدریو دوست داشته باشین.
    در مورد اینکه پدرتون با شما مسافرت نمیان یا نمیبرن تون خرید و یا اهل جشن عروسی نیستن، این موضوع ابدا ربطی به انحراف جنسی ایشون نداره. میتونه کسی باشه که همجنسگرا باشه ولی خیلی اهل مهمونی و مسافرت باشه و بالعکس فردی باشه بسیار به لحاظ جنسی سالم، اما به دلایلی اهل مسافرت و جشن و خرید نیست.
    امکان داره ایشون به لحاظ خرج کردن کمی خسیس باشن. اگه خسیس هستن، خب برا شما که شاغل هستین و از حیث مالی مستقل، چندان فرقی نداره. هرکسی از الگوی خاص خودش برای پول خرج کردن استفاده میکنه. بعضی بسیار ولخرج هستن، بعضی اهل دست و دل بازی ولی محاسبه گر و بعضی دیگه بسیار دو دو تا چهارتا هستن در امور مالی. این خصلت ها طی سال ها و بر اثر الگوی تربیتی و عادات و تجربه ها در انسان ها شکل میگیره و به راحتی تغییر پذیر نیست.
    سعی کنین در شرایط کنونی فقط قدردان خوبی های پدرتون باشین. شما به عنوان فرزند ایشون در موقعیتی نیستین که راجع به این عیب بزرگ اخلاقی اش باهاش حرف بزنین و نصیحت اش کنین. این مهم بر عهده مادر شماست که به عنوان همسرش حق داره به ایشون گوشزد کنه که به این روش زشت و غیر اخلاقی پایان بده.
    البته همجنسگرایی گاهی وقت ها بیمار گونه هست و با کمک روانپزشک میتونه درمان بشه و گاهی وقت ها جنبه هوسرانی داره و شخص هیچ گونه مشکل روانی نداره و صرفا به خاطر تنوع طلبی و کسب تجربه های جدید جنسی به این کار رو میاره. اگه پدرتون جزو گروه اول باشن شانس خوب شدن شون حتی در همین سن وجود داره اما اگه از دسته دوم باشن، احتمال اینکه این عیب شون اصلاح بشه بسیار کم هست اما غیر ممکن نیست.
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    مریم عزیز
    عمل پدم کاملا اثبات شده است براهمه خانواده و حتی فامیل ولی هیچ وقت خود به کار خود اقرار نکرده اصلا گاهی وقتها تو مجالس خانوادگی می شینیم صحبتهای میشه شوخی های می کنیم بابام یه جوری رفتار می کنه اگه کسی نفهمه میگه این شخص آخونده ولی هیچ وقت به حرفای خودش عمل نمی کنه .
    من واقعا مشکلی با این ندارم که چرا پدرم به مهمونی با ما نمیاد یا عروسی یا هر جای دیگه همیشه گفتم ای کاش پدرم بد ترین رفتارهارو با ما می کرد هر روز کتکم می زد ولی این رفتارو نداشته باشه هیچ وقت یادم نمیره یه بار برا خواهرم خواستگار اومد از یه خانواده متشخص وقتی عمه خانمم فهمید اوالین حرفی که زد یه جورای صورتشو کج کرد و در جواب ما گفت تعجب می کنم اونا که خیلی شخصیت خانواده براشون مهمه چجوری اومدن خواستگاری تو. کسی نیست بهش بگه بی انصاف کسی که تو در موردش حرف می زنی قبل از این که پدر من باشه برادر تو بوده با همین ویژگیها .خیلی سخته که توی یه شهر بزرگ هیچ فامیلی باهات رفت و آمد نکنه هر کی تو رو تو خیابون ببینه روشو برگردونه ، کاری که بابام کرده باعث شده نسبت به تمام اقوام حتی مردم عادی خود به خود کینه داشته باشم مریم عزیز حرف دل من تمام شدنی نیست تا به حال کسیو پیدا نکردم انقدر راحت باهاش حرف بزنم مشکلمو صاف بزارم کف دستش خیلی خوشحالم که تونستم یه جورای خودمو تخلیه کنم خلاصه اگه زیاد حرف می زنم منو ببخش
     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    maryam.azadeh آواتار ها
    عزیزم این خیلی خوبه که با بیان این حرف ها ارامش میگیرین.
    ولی خب مشکل شما بهرحال مشکل کمی نیست و این عمل زشت پدر شما به وجهه و آبروی خانوادگی تون داره لطمه وارد میکنه.
    شما در مورد نحوه و علت همجنسگرایی پدرتون توضیح ندادین. ایا ایشون به طور مشخص با کسی در ارتباط هستن و یا اینکه گذری و گاهی وقتهاست؟ ایا به کودکان و نوجوانان هم متعرض میشن؟
    بهرحال احتمال اینکه ایشون به لحاظ روانی بیمار باشن زیاده. اگه میشد کسی میتونست ایشون رو به دکتر رفتن ترغیب کنه شاید میشد این مشکل حل بشه.
    با اینحال شما الان در موقعیتی هستین که حتی با درمان پدرتون هم آب رفته به جوی برنمیگرده و نظر مردم رو به سختی میشه تغییر داد. ضمن اینکه بعضی از مردم به شدت سطحی نگر هستن و بر اساس یکنفر روی کل خانواده اون شخص قضاوت میکنن و بدون اینکه عیب و ننگ های خودشونو ببینن در زندگی مردم دقیق میشن و مدام دوست دارن اظهار نظر کنن و به مشکلات ریز و درشت مردم بپردازن تا کسی عیبهای خودشونو نبینه.
    بهرحال جامعه ما مخلوطی از افراد خوب، متوسط و بد هست. بدین معنا که بعضی عمیق و ژرف نگر هستن و بعضی دیگه سطحی و کم شعور. کاریش نمیشه کرد و اصلاح جامعه کار ما نیست ما فقط میتونیم خودمون رو از موقعیت بد خارج کنیم.
    فکر میکنم بهتر باشه شما و خواهرتون به اتفاق مادرتون، یک خونه در منطقه ای کاملا دور از محله کنونی تون، رهن یا اجاره کنین و به اتفاق همگی تون به اونجا برین. بهتره مادرتون با پدرتون صحبت کنن و به ایشون بگن که با این رویه نمیشه ادامه داد و اینده بچه ها در خطره. الزامی به طلاق رسمی نیست. مادر میتونن هفته ای یکبار به همسرشون سر بزنن و شما هم به صورت تلفنی با پدرتون در ارتباط باشین و حال شو بپرسین و وظیفه فرزندی رو بجا بیارین.
    ولی در محله جدید سعی کنین نام و مشخصات پدرتونو نگین و به هیچ وجه راجع به مسایل غیر اخلاقی ایشون با هیچکس صحبتی به میان نیارین.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    بله پدرم به طور مرتب با یه مرد کثیف که سایه شو با تیر می زنم در ارتباط است به اصتلاح عضو اصلی ولی گه گاهی یه رفتارهای با بچه ها داره که که یه جورای فکر می کنم تمایل ارتباط با بچه هارو هم داره متاسفانه . این پیشنهادو به مامان وخواهرم می دم انشالله که قبول کنند ولی احتمالش خیلی کمه .
    همن الانشم تو محل کارم پدرمو به هیچکس معرفی نکردم حتی تو فکر عوض کردن اسم و فامیلیم هستم
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •