این مطلب قلم دکتر احمد به پژوه می‌باشد که نگارنده این نوشتار، مطالعه کتاب مذکور را به تمامی علاقه مندان حوزه دانش کودکان استثنایی و به ویژه دانشجویان این رشته توصیه می‌کند.

مقدمه:

در حال حاضر، به نظر می‌رسد توانایی های کودکان با نیازهای ویژه شناخته نشده اند و نظام آموزش و پرورش ویژه (استثنایی) در کشور ما آنچنان که بایسته و شایسته است قادر به آماده نمودن این کودکان برای زندگی با دنیای واقعی نبوده است. متأسفانه نگرش جامعه نسبت به کودکان با نیازهای ویژه تا حدی منفی است و این کودکان در جامعه ما، بغضاً مورد تمسخر و تحقیر واقع شده و از این نظر رنج می‌برند. بدیهی است که این وضعیت برای رشد همه جانبه و سلامت روانی آنان زیان بار بوده و موجب ناکامی، سرخوردگی، احساس بی کفایتی، درماندگی آموخته شده، عدم اعتماد به نفس و مخدوش شدن کرامت انسانی کودکان با نیازهای ویژه می‌شود (به پژوه، 1391). با توجه به آنچه که ذکر شد، به منظور کاهش خطر طرد شدن و مورد تحقیر واقع شدن کودکان استثنایی و نیز قادرسازی کودکان با نیازهای ویژه به شناخت، کشف، شکوفاسازی و بهره مندی از توانمندی های بالفعل و بالقوه خود، اصلاح نگرش افراد جامعه نسبت این کودکان و ویژگی ها و توانمندی های آنان ضرورت دارد. از این رو، در نوشتار حاضر تلاش بر آنست تا به مواردی از ساز و کارهای اصلاح نگرش جامعه به طور مختصر اشاره نمائیم. البته قبل از پرداختن به این موارد ابتدا لازم است تعریفی از نگرش را ارائه دهیم. نگرش، نوعی مکانیسم یا سوگیری درونی است که باعث می‌شود فرد به شیوه ای خاص عمل کند. در واقع نگرش ها تعیین می‌کنند که ما در محیط اجتماعی خود به چه چیزهایی توجه کنیم و چگونه در موقعیت های ویژه واکنش نشان دهیم (حسن زاده و متقیانی، 1380). برخی از مواردی که برای اصلاح نگرش جامعه به کودکان با نیازهای ویژه می‌تواند مؤثر باشد به شرح ذیل هستند: 

1-‌ استفاده از اصل عادی سازی و از بین بردن حصارها و محدودیت ها و فراهم آوردن فرصت هایی برابر و شرایطی که "معلولیت"، "عادی" تلقی شود نه "غیر عادی" و همچنین تلاش در جهت "مستقل سازی" کودکان با نیازهای ویژه. 

2- فراهم کردن امکان تماس اجتماعی و تعامل اجتماعی میان افراد عادی و کودکان با نیازهای ویژه به طور متقابل، طبیعی و واقعی در صحنه های گوناگون زندگی آموزشگاهی و اجتماعی. 

3- اعلام روز یا هفته کودکان با نیازهای ویژه و بازکردن درهای مدارس ویژه (استثنایی)، مدارس تلفیقی و مراکز نگهداری و توان بخشی به روی عموم مردم و فراهم کردن بازدیدهای گروهی برای عامه مردم از این مراکز. 

4- آموزش مستقیم و تشکیل کلاس های دانش افزایی سیار در سازمان های گوناگون، مانند کارخانه ها، دبیرستان ها، فرهنگسراها توسط وزارت آموزش و پرورش و سازمان های مردم نهاد به منظور آشنایی بیشتر عموم مردم با ویژگی های این کودکان. 

5- ایجاد برنامه های" گزینش دوستان ویژه" در آموزشگاه ها، مراکز پیش دبستانی، مدارس راهنمایی و دبیرستانها به منظور آشنایی و کمک رسانی به کودکان با نیازهای ویژه. 

شایان ذکر است که متذکر شویم علاوه بر موارد مذکور، برای اصلاح نگرش اقشار گوناگون جامعه، فرهنگ سازی، امری ضروری است و موانع موجود در این مسیر ناشی از ماهیت و شدت معلولیت این کودکان نیست، بلکه حاصل محدودیت هایی است که در ذهن "افراد عادی" وجود دارد. باید به بدین مهم توجه نمائیم که تمامی کودکان ویژه باید به عنوان "انسان" نگریسته شوند و حقوق کامل آنان رعایت، حفظ و تأمین گردد. همچنین همواره باید به توانمندی های این کودکان که جزئی از اعضای جامعه هستند، توجه کرده و امکانات رشد و شکوفایی آنان را فراهم آوریم.

منبع: فیس بوک [/font]