تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نوشته مفهومی و تاثیرگذار “نامه مادر به فرزندش” زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:تیرا
آخرین ارسال:rahaii
پاسخ ها 3

نوشته مفهومی و تاثیرگذار “نامه مادر به فرزندش”

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    تیرا آواتار ها
    فرزند عزیزم آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی صبور باش و مرا درک کن.

    اگر هنگام غذا خوردن، لباس هایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را بپوشم صبور باش و به یاد بیاور که همین کارها را به تو یاد دادم.


    اگر زمانی که صحبت میکنم حرفهایم تکراری و خسته کننده است صبور باش و حرفهایم را قطع نکن و به حرفهایم گوش فرا ده، همانگونه که من در دوران کودکی به حرفهای تکراریت بارها و بارها با عشق گوش فرا دادم.


    اگر زمانی را برای تعویض من میگذاری با عصبانیت این کار را نکن و به یاد بیاور، وقتی کوچک بودی، من نیز مجبور می شدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم.


    برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور می شدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم پس خشمگین نشو اگر بارها و بارهای مطلبی را برای من تعریف میکنی.


    وقتی نمی خواهم به حمام بروم، مرا سرزنش نکن، زمانی را به یاد بیاور که مجبور میشدم با هزار و یک بهانه تو را وادار به حمام کردن کنم.


    وقتی بی خبر از پیشرفت ها و دنیای امروز، سئوالاتی می کنم با لبخند تمسخر آمیز به من ننگر.


    وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی، حافظه ام یاری نمی کند، فرصت بده و صبر کن تا بیاد بیاورم، اگر نتوانستم بیاد بیاورم عصبانی نشو، برای من مهمترین چیز نه صحبت کردن ، که تنها با تو بودن و تو را برای شنیدن داشتن است.


    وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده … همانگونه که تو اولین قدم هایت را در کنار من برداشتی.


    وقتی نمیخواهم چیزی بخورم مرا وادار نکن من خوب میدانم که کی به غذا احتیاج دارم.


    روزی متوجه میشوی که علیرغم همه اشتباهاتم همیشه بهترین چیزها را برای تو میخواستم و همواره سعی کردم بهترین ها را برای تو فراهم کنم.

    از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم، خسته و عصبانی نشو تو باید مرا درک کنی.


    یاریم کن، همانگونه که من یاریت کردم ان زمان که زندگی را آغاز کردی.


    زمانی که می گویم دیگر نمی خواهم زنده بمانم و می خواهم بمیرم، عصبانی نشو … روزی خود خواهی فهمید.


    کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو، این راه  را به پایان برسانم.



    فرزند دلبندم، دوستت دارم  

     

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    جیگر طلا آواتار ها
    چه غریبانه فراموش می شوند آنانی که عمری در غربت و گمنامی برای امروز ما رنج دیده اند.
    آیا شنیده اید که در مثال و به خنده می گویند « برایت یخ حوض می شکستم». این واقعیتی است از روزهای سرد زندگی ما که آغوش مادرانه ای آن را گرم و منبسط می کرد.
    یادتان می آید مدرسه رفتنتان را که مادر پیش از شما از خواب ناز صبح برمی خواست و مقدمات سفر علمی شما را می چید؟
    اگر کمی میوه اندیشه در صندوق خانه افکارمان برایمان مانده باشد و آن را در روزمرگیهایمان پلاسیده نکرده باشیم خوب به یاد می آوریم خنده های مادر و پدرمان را در پاسخ به شیطنت های ناتمام مان  و امروز اگر گاهی اخمی می کنند حق دارند چون هزاران پیراهن بیشتر از ما پاره کرده اند و نیک می دانند که آینده ما را خطاهای امروزمان شکل می دهد و هر چه تعداد آن بیشتر باشد آینده مان پر آسیب تر است.
    پس گمان نکنیم تمام اخم و عیب جوئیشان از سر کینه است بلکه تمام آن از سر عشق و دوست داشتن است.
    پس بیایید مواظب باشیم راهمان را گم نکنیم که در این صورت فرزندانمان هم راهشان را گم خواهند کرد.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    rahaii آواتار ها
    سلام :

    لطفا منبع مقاله رو ذكر كنيد و دوستان عزيز توجه داشته باشن زير مقاله ها نظري ارسال نكنيد 
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •