تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دوست دارم زودتر باهاش ازدواج کنم ولی شرایط اجازه نمیده زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:MEMDI N
آخرین ارسال:MEMDI N
پاسخ ها 13

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

دوست دارم زودتر باهاش ازدواج کنم ولی شرایط اجازه نمیده

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با عرض سلام
    مدت 2سال است با دختری از آشناهای دور دوستم(البته واسه ازدواج)وخودم27سال دارم و دوستم 20سال با توجه به سن خودم و شرایطم دوست دارم زودتر با هم ازدواج کنیم چون خیلی دوسش دارم,ولی اون حاضر نمی شه به هیچ عنوان تا 24سالگی ازدواج کنه هر کاری هم می کنم راضی نمیشه,میگه بهت قول میدم حتما همسرت بشمو دوست دارم ولی الان دوست ندارم ازدواج کنم.ولی من واقعا دارم اذیت میشم حتی ترس از دست دادنش تو این چند سال که قراره پاش بمونم خیلی عذابم میده,حتی به خاطر دلتنگیام(2ماهی 1بار میتونم ببینمش)اونم خیلی اذیت میکنم و خیلی باهاش جرو بحث می کنم می ترسم به خاطره این همه جروبحث از دستم عصبانی بشه ولم کنه.خاهشا راهنماییم کنیید چه کار کنم خیلی زندگی بهم بد میگذره,همش استرسو نگرانی و.....
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام
    خب ایشون چه دلیلی بابت این تاخیر دارن؟
    آیا احساس می کنن که هنوز آمادگیشو ندارن؟
    اگه اینطوره پس چطور راضی شدن که با شما دوست باشن؟
    شاید فکر میکنن با ازدواج از هدفاشون عقب می افتن.شما باید به ایشون اطمینان بدید که با ازدواج مانع رسیدن به اهدافشون نمی شید.و ایشونو محدود نمی کنید.
    به ایشون بگید که شما الان تو شرایطی هستید که آمادگی ازدواجو دارید و تحمل این دوری براتون سخته و دیگه نمی تونید تحمل کنید.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    از همه لحاظ بهشون اطمینان دادم همه این حرفارو بهش زدم
    میگه فعلا آماذگی پذیرفتن مسیولیتا زندگی متاهلی رو نداره  حداقل باید 3سال دیگه صبر کنی
    بیشتر خودم دوست داشتم با هم حداقل دوست باشیم که خیالم راحتر باشه
     
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام کاربرگرامی
    تحصیلاتتون چیه؟ تحصیلات دخترخانم چیه؟ آیاخانواده ها از ارتباطتون اطلاعی دارن؟ آیا شما همه ی شرایط اداره ی یک زندگی مشترک را دارین؟ چه طورباهم آشنا شدین؟
    شاد باشید
     
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    خودم کارشناسی ارشد و دختر خانم دانشجو ترم3 هستند
    فقط یکی از آبجیهام خبر داره هز رابطمون,البته کمو بیش خانوادم هم خبر دارن که دوسش دارم و می خوام باهاش ازدواج کنم
    تا 90درصد شرایطو دارم
    از آشناهای دور هستن و از طریق آبجیم و دختر عمم باهاش آشنا شدم
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    اولندش که شما اصلانباید تو این زمینه که مهمترین تصمیم زندگیته احساسی تصمیم بگیری، درسته که علاقه هم شرطه ولی باید ببینی که آیا از همه نظرباهمدیگه تناسب دارین، بنابراین حتما مشاوره پیش از ازدواج رو بهت پیشنهاد میکنم و اما در مورد مسالت: اگر واقعاداری اذیت میشی و نگرانی، میتونی به دختر خانم پیشنهاد بدی که باهم نامزد کنید که هم بیشتر باهم آشنا شید وهم اینکه دیگه نگران این نباشی که از دستش بدی.
    شاد باشین
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    مرسی از راهنماییتون ولی حتی با پیشنهاد اینکه نشون کرده هم باشیم مخالفت کرد فقط قبول کرد همه چی بین خودمون باشه
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    منم با فاطمه 2 موافقم، دلیلش رو واقعا از این خانم پرسیدین که چرا دوست ندارند؟ اگر واقعا ترس از مسئولیت پذیری باشه ، که شما میتونی  بگی من تا وقتی خودت نگی ازدواج نمیکنم چون مطمئن باشین دخترخانم ها اگر واقعا کسی رو دوست داشته باشند، اونها هم نگران هستند که طرف مقابلشون رو از دست بدن، بنابراین تو باید واقعا تکلیفت رو با این خانم مشخص کنی، بگی اگر واقعا منو دوست داری من شرطم اینه وگرنه ما نمیتونیم به خاطر دلیل شرعی و احتمال گناه با هم دوست باشیم دیگه مگر اینکه حداقل با اجازه  و زیر نظر خانواده ها که با هم صحبت کرده باشن، با هم بیشتر آشنا شیم.
     
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    خوب دلیل میاره واسه مخالفتش,میگه آبجی بزرگتر دارم فعلا دوست دارم درس بخونم,خیلی بهونه ها دیگه 
    دیگه واقعا کلفه شدم,به خدا همه این کارا و تعهدا رو بهش میدم ولی بازم بهونه میاره
    گفتم که من خودم اصرار دارم حداقل اینطوری با هم باشیم وگرنه ایشون با توجه به خانوادش شدیدا مخالف بود
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    نقل قول نوشته اصلی توسط MEMDI N
    خوب دلیل میاره واسه مخالفتش,میگه آبجی بزرگتر دارم فعلا دوست دارم درس بخونم,خیلی بهونه ها دیگه 
    دیگه واقعا کلفه شدم,به خدا همه این کارا و تعهدا رو بهش میدم ولی بازم بهونه میاره
    گفتم که من خودم اصرار دارم حداقل اینطوری با هم باشیم وگرنه ایشون با توجه به خانوادش شدیدا مخالف بود
    سلام کاربر گرامی

    آبجی بزرگی داره که ازدواج نکرده باشه؟چن تا فرزندهستن؟چندمین فرزندهست ؟



     
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •