تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




هجوم افکار ناخوشایند و بی ثباتی هیجانی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mehrdad123
آخرین ارسال:maryam.azadeh
پاسخ ها 7

هجوم افکار ناخوشایند و بی ثباتی هیجانی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام،
    نمی دونم از کجا شروع کنم،بزارین شرایط موجودم رو بگم:پسری هستم 26 ساله،بی پول، بی کار،بی تجربه،سربازی هم باید برم.از تحصیلات کارشناسی ارشدم فقط پایان نامم مونده ،که خیلی اذیتم میکنه.
    تقریبا در 10 ماه گذشته هیچ کار مثبتی نکردم.خیلی وقتم رو تلف می کنم.یکسره تو رویا هستم.
    تو این مدت به راه هایی که برای ادامه زندگی میتونم انتخاب کنم فکر می کردم اما به نتیجه ای نرسیدم. به رشته هایی که خوندم علاقه ندارم.یک ماه بیشتر میشه که مدام دنبال کارم اما هیچی .روابط اجتماعیم مخصوصا با دخترا خوب نیست.
    ریشه ی مشکلاتم رو هر دفه به یک چیز نسبت میدم:یک بار به تنبلی، یک بار به انتخاب رشته های غلط،یک بار به ذهن اگرایی افراطی ،کمال گرایی ،توقع بالا از خود،توجه به نقاط ضعف به جای نقاط قوت و...
    اما مشکل اخیرم بی ثباتی هیجانی است.
    من با یک تماس از طرف یک دوست ممکنه اینقدر مضطرب بشم که نتونم کار مفیدی انجام بدم.و یا اونقدر امیدوار که به خوشگذرونی بپردازم.مسلما مهم باید پایان نامم رو تموم کنم ولی این بی ثباتی اذیتم میکنه.
    ببخشید طولانی شد.خیلی احساس بدبختی می کنم راهنماییم کنید.
     
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سلام
    اینکه درس تونو تقریبا با موفقیت به اتمام بردین مشخصه که فرد با استعدادی هستین و هرگز جزو افراد ناموفق محسوب نمیشین.
    ایا رشته شما انسانی هست؟ چه دلیلی داره که شغل مناسب براتون به سختی پیدا میشه؟ شاید لازم باشه که از یک دوست مشاوره بگیرین و بپرسین برا رشته شما در چه مرکز یا موسسه ای کار پیدا میشه؟
    جای رویا پردازی سعی کنین رویاهاتونو عملی کنین. اگه رویای مسایل مادی و ماشین مدل بالا و......دارین سعی کنین در کمترین زمان ممکن پایان نامه تونو حاضر کنین و شغل مناسب پیدا کنین و کم کم یک شغل مستقل برا خودتون درست کنین.
    اینکه رابطه تون با دخترها خوب نیست از یه لحاظی خوبه که فعلا وقت تونو با دوست دختر بازی و اینا هدر ندین و به اهداف اصلی تون بپردازین. اما سعی کنین در مراوده های معمول اجتماعی، با دخترها ارتباط برقرار کنین و ریجکت شون نکنین. رابطه کلامی معمولی رو با دخترها داشته باشین تا در زمان لازم و وقتی دلتون خواست کسیو برا همسری انتخاب کنین، طرز صحبت با دخترها رو خوب بلد باشین و خجالت بی مورد نداشته باشین.
    در مورد اضطراب که گفتین، اضطراب تون در چه حد هست؟ ضربان قلب تون بالا میره؟ گلوتون انقباض پیدا میکنه؟ حالت تنگی نفس دارین؟ اگه این موارد هستن شاید لازم باشه به روانشناس مراجعه کنین ولی اگه اضطراب تون سطحی هست و علت ایجادشو کاملا میدونین، فقط از موارد اضطراب زا پرهیز کنین.
    فعلا عمده تمرکزتونو بزارین برای پایان نامه و پیدا کردن شغل مناسب.
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    مرسی،از جوابتون.
    استعداد و هوشم خوبه،ولی مسیرهای اشتباهی رو رفتم. با توجه به شخصیتم انتخاب رشته نکردم.نسبت به هوشم عملکردم افتضاست.
    ارشدم انسانیه(مدیریت)کارشناسیم مهندسی.با این تغییر رشته وضعم بدتر شده.کارت پایان خدمت هم روش.
    روابطم در حدی که شما میگین  هست.هدف اصلی؟مشکل همینه،هدف هایی که  با این شرایط میتونم بهش برسم برام جذاب نیست.
    مسئله اینه که مقایسه با دیگران جوری در من تثبیت شده که هر چند هم میخوام اینکار رو نکنم باز ناخودآگاه اضطراب آفرین میشه.دارم عزت نفسم رو از دست میدم.
    اضطرابم در اون حد نیست،ولی عملکردم رو پایین میاره.
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    **شادی** آواتار ها
    سلام آقای مهرداد.
    به همیاری خوش اومدی.
    توضیحات مریم عزیز عالی و جامع بود.فقط درباره اینکه گفتی "هدف هایی که با این شرایط میتونم بهش برسم برام جذاب نیست" میخواستم نکته ای رو عرض کنم, بهتره ضمن داشتن هدفهای طولانی مدت و بزرگ, هدفهای میان مدت و کوچیکی رو هم برای خودت در نظر بگیری چون اهداف بلند مدت مثل داشتن شغل, تموم کردن تحصیلات و ... در عین اینکه بهت انگیزه و شوق زندگی میده ولی چون دسترسی بهشون نیازمند مناسب شدن شرایطی خاص و گذر زمان هست باعث میشه گاهی احساس بی انگیزه گی و غیرقابل دسترس بودن اهدافت به ذهنت خطور کنه, از قابلیتها و توانمندیهات ناامیدت کنه و نهایتا باعث شه برای مدتی دست از تلاش ورداری... ولی در نظر گرفتن اهداف میان مدت و کوچیکتر باعث بالا رفتن اعتماد به نفس و احساس خود ارزشمندی میشه و شوق ادامه راه تا رسیدن به هدف اصلی رو چند برابر میکنه.

    برای مثال تموم کردن پایانامت : اگه این هدف بلند مدتت رو به چند هدف کوتاه مدتتر و در دسترس تر تقسیم کنی: مثلا هدف اول تموم کردن فصل 1,هدف بعدی تموم کردن فصل 2 , تا... هدف پنجم که تموم کردن فصل 5 و هدف نهایی که تمرین و آمادگی برای دفاعه, هربار که به یکی از این هدفهای کوچیک دست پیدا میکنی انگیزه و انرژی ای میشه برات تا تلاش کنی برای هدف دیگه ت و همینطور پیش میری تا به اون مرحله آخر که هدف اصلیت بود ینی تموم کردن و دفاع از پایانامه برسی.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    ممنون از جوابتون، جالبه ،پیدا کردن شغل و پایان نامه رو آوردین تو بلند مدت...من این دوتا رو کوتاه مدت حساب می کردم.
    احساس میکنم به کمک روحی مستمر نیاز دارم،تا از این مرحله از زندگی عبور کنم.
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    **شادی** آواتار ها
    بله بلندمدت از لحاظ اینکه رسیدن بهشون بستگی داره به رسیدن به عوامل دیگه.
    شما صاحب شغل شدن رو برای خودت هدف قرار دادی ولی شغل خوب نیاز داره به اینکه تحصیلاتت رو تموم کنی و احتمالا دوره ای کارورزی هم داشته باشی پس وقتی بدون رسیدن به این عوامل فقط و فقط تمرکزت روی شغل باشه و شرایط رسیدن بهش هم مهیا نباشه کم کم بی انگیزه گی میاد سراغت و از ادامه تلاش ناامیدت میکنه.

    اما بهتره درنظر بگیری: شغل, هدف اصلی و بلند مدته منه برای رسیدن بهش تلاش میکنم اما این وسط چند هدف میان مدت هم دارم که لازمه بدست آوردن موقعیت شغلیه خوبه اونهم تموم کردن تحصیلات و کاروز شدن تو شغل مورد نظرمه.
    حالا که هدفها رو برای خودت کوچیکتر  در نظر گرفتی رسیدن بهشون راحتتره بهت انگیزه و امید میده اعتماد بنفست رو بالا میبره و در مجموع هم رسیدن و پشت سر گذاشتن اهداف کوتاه مدتت ختم میشه به همون هدف اصلی یعنی شغل.
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    maryam.azadeh آواتار ها
    سپاس از شادی نازنین
    اقا مهرداد هم رشته کارشناسی تون عالی بود و هم ارشدتون. برا هردوشون کار مناسب پیدا میشه. اگه دقت کنین میبینین اطراف شما و کلا اطراف ما پر هست از افرادی که در اوج موفقیت هستن ولی ارزوشون چیز دیگه بوده و مثلا طرف مدیرعامل یک شرکت بزرگ هست و میگه دلش میخواست رشته موسیقی رو انتخاب میکرد! یه شخصی که الان پزشک جراح هست ولی میگه ایکاش رشته مهندسی کشاورزی رو انتخاب میکرد! ما عادت داریم به این سبک حسرت خوردن ها و متاسفانه همینکار ما راندمان مون رو میاره پایین.
    مهم اینه که شما مسیرتونو درست طی کردین. در مورد کارت پایان خدمت هم مطمئنا دوران خوب و ارامی رو در طی خدمت تون خواهید گذروند چون ارشد دارین و درجه دار خواهید شد و کلا حضورتون در خدمت علاوه بر تجربه های جالب و خاص خودش، بر اعتماد به نفس تون خواهد افزود چون در طی مدت سربازی تون، زیردست خواهید داشت.
    علت اینکه دچار اضطراب میشین این هست که دیگران رو با خودتون مقایسه میکنین و علت مقایسه کردن این هست که بر قابلیت ها و کیفیت های خودتون اگاهی ندارین. شما به عنوان مهندسی که ارشد مدیریت داره، خودتون رو کامل باور نکردین. کلید حل تمام مسایل تون این هست که بپذیرین جزو افراد موفق و پشتوانه دار جامعه هستین.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •