تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مناجات با خدا زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:star12
آخرین ارسال:clinical psychologist
پاسخ ها 157

صفحه‌ها (16): صفحه 1 از 16 12311 ... آخرینآخرین

مناجات با خدا

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    star12 آواتار ها
    بعضی اوقات بازیگوشی آدم گل میکنه...
    گیله مرد رو که دیدم چشمام برقی زد و فکری به ذهنم رسید درحالی که داشت خنده ام میگرفت سعی کردم خودم رو کنترل کنم
    گفتم : گیله مرد یه سوال؛
     اون هم اینکه... : چه گناهی بالاتر از گناه کردن وجود داره ؟
    کمی تامل کرد و گفت : اینکه گناهت رو از رحمت خداوندی که رحمان و رحیم و غفار و ستار و توابه بزرگتر بدونی و از رحمتش نا امید بشی و توبه نکنی...
    خشکم زد...
    انگار آب سردی رو روی صورتم پاشیده بودند.





    در تفسیر «روح البیان» حکایتی نقل شده است. از این قرار که: یکی از فاسقان و روسیاهان عالم دست به دعا بلند کرد و به خداوند توجّه نمود، ولی خداوند با نظر لطف و رحمت به او نگاه نکرد. 
    بار دیگر او دست به دعا به طرف خدای متعال دراز کرد،خداوند باز از او روی گرداند، بار سوم دست نیاز به سوی بی نیاز مطلق دراز کرد و تضّرع و ناله نمود.
    خداوند به ملائکه اش فرمود: فرشتگانم! دعای بنده ام را به اجابت رساندم که پروردگاری جز من ندارد.او را عفو نمودم و حوائجش را برآوردم؛ زیرا که من از تضرّع و گریه ی بندگانم شرم دارم.




    حاجتی در دل بی تابم  داشتم...
    به دل گفتم : لیاقت برآورده شدن خواسته ات را نداری وگرنه از تو حرکت و از خدا برکت و خدا  هم برایت برآورده اش میکرد.
    دل گفت : مگر آنچه را که تا بحال  خدا به تو داده است  لیاقتش را داشته ای!
    و مگر او تا بحال در بذل نعمت هاش به لیاقت تو نگاه می کرده است؟!
    و قسم می خورم که راست می گفت...

     



    خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است .
    بنده: خدایا ! خسته ام! نمی توانم.

    خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.
    بنده: خدایا ! خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.

    خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان.
    بنده: خدایا سه رکعت زیاد است.

    خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان.
    بنده: خدایا ! امروز خیلی خسته ام! آیا راه دیگری ندارد؟

    خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله
    بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد.

    خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله.
    بنده: خدایا هوا سرد است. نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم!

    خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم.
    بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد.

    خدا: ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده.
    ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید.
    خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست.
    ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود.
    خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد.
    ملائکه: خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟
    خدا: او جز من کسی را ندارد…شاید توبه کرد...


     

     
    پاسخ با نقل و قول

  2. مناجات با خدا  سپاس شده توسط anahid,iraniboy,piroo,ثالث

  3. ارسال:2#
    star12 آواتار ها
    خدایا بفهمانم که بی تو چه می شوم ،اما نشانم نده...
    مهربانا هم بفهمانم و هم نشانم بده که با تو چه خواهم شد...





    خدای خوبی داریم...
    آنقدر خوب که با هر مقدار بار سنگین گناه ، اگر پشیمان شویم و توبه کنیم باز هم مهربانانه ما را می بخشد...
    و آنقدر بخشنده است که باز فرصت جبران را در اختیارمان می گذارد...
    آری خدای خوبی داریم...
    خدایی که مشتاقانه ما را می نگرد،
    با چنین خدای بخشنده و مهربانی ؛ ناامیدی از درگاهش معنایی ندارد...





    رد پای خداوند.....
     دیشب رویایی داشتم
    خواب دیدم بر روی شن ها راه می روم
    همراه با خود خداوند!
    و بر روی پرده ی شب
    تمام روز های زندگی ام را همانند فیلمی بر روی پرده،می دیدم
    همانطور که به گذشته ام می نگریستم
    روز به روز از زندگانی ام را،
    دو رد پا بر روی پرده ظاهر شد
    یکی مال من دیگری ازآن خداوند
    راه ادامه یافت تا تمام روزهای تخصیص یافته به من ،خاتمه یافت
    آن گاه ایستادم و به عقب نگاه کردم
    در بعضی جاها فقط یک رد پا وجود داشت و اتفاقا آن روزها ،
    مطابق با سخت ترین روزهای زندگی من بود!

    روزهایی با بزرگترین رنج ها، ترس ها، دردها و...
    آن گاه از خداوند پرسیدم:
    خداوندا!! تو گفتی که در تمام ایام زندگی با من خواهی بود
    و من هم پذیرفتم که در تمام ایام زندگی با تو باشم
    خواهش می کنم به من بگو چرا در آن لحظات سخت و دشوار مرا تنها گذاشتی؟!!!
    خداوند پاسخ داد:
    فرزندم, به تو گفتم در تمام سفر زندگی با تو خواهم بود...
    و هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت
    نه حتی برای لحظه ای
    و چنین نیز نکردم!
    درآن روز هایی که فقط یک رد پا بر روی شن ها می دیدی
    این من بودم که تو را به دوش می کشیدم!!!
    پاسخ با نقل و قول

  4. مناجات با خدا  سپاس شده توسط piroo,ثالث

  5. ارسال:3#
    تیرا آواتار ها
     
    تا خدا هست .....حال ما..... خوب است..... خوب

    تا خدا هست .... درد ما ......... درمان است ........ زود

    تا خدا هست .... منِ آدم ........هیچ است ................ هیچ

    تا خدا هست ... غم و غصه ............ تمام است .........تمام

    تا خدا هست .... التماس به بنده ........ اشتباه است ...... اشتباه

    تا خدا هست .... مشکل و ناتوانی ..... محال است ....... محال


    [size=x-large]تا خدا هست .....[/size]






    با تشکر از وبلاگ خانوم بهنام
    پاسخ با نقل و قول

  6. مناجات با خدا  سپاس شده توسط anahid,piroo,ثالث

  7. ارسال:4#
    ترنّم آواتار ها
    بسیار زیبا بود جناب تیرا.....
    شما زیبا تر بیان کردید حرفهایی ناگفته را.
    منبع رو هم ذکر نمیکردید جای دوری نمیرفت.
    پاسخ با نقل و قول

  8. مناجات با خدا  سپاس شده توسط piroo

  9. ارسال:5#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
     
    THE INTERVIEW WITH GOD 
    [size=x-large]مصاحبه با خدا


    I dreamed I had an interview with God.
    در رويا ديدم که با خدا حرف ميزنم
    So you would like to interview me? God asked.
    او از من پرسيد :آيا مايلي از من چيزي بپرسي؟
    If you have the time? I said.
    گفتم ....اگر وقت داشته باشيد....
    God smiled. ?My time is eternity.
    لبخندي زد و گفت: زمان براي من تا بي نهايت ادامه دارد
    What questions do you have in mind for me?
    چه پرسشي در ذهن تو براي من هست؟
    What surprises you most about humankind?
    پرسيدم: چه چيزي در رفتار انسان ها هست که شما را شگفت زده  مي کند؟
    God answered...
    پاسخ داد:
    That they get bored with childhood,
    آدم ها از بچه بودن خسته مي شوند ...
    they rush to grow up, and then
    عجله دارند بزرگ شوند و سپس.....
    long to be children again.
    آرزو دارند دوباره به دوران کودکي باز گردند
    That they lose their health to make money...
    سلامتي خود را در راه کسب ثروت از دست مي دهند
    and then lose their money to restore their health.
    و سپس ثروت خود را در راه کسب سلامتي دوباره از صرف مي کنند....
    That by thinking anxiously about the future,
    چنان با هيجان به آينده فکر مي کنند.
    they forget the present,
    که از حال غافل مي شوند
    such that they live in neither the present nor the future.
    به طوري که نه در حال زندگي مي کنند نه در آينده
     
    "That they live as if they will never die,
    آن ها طوري زندگي مي کنند.،انگار هيچ وقت نمي ميرند
    and die as though they had never lived.
    و جوري مي ميرند ....انگار هيچ وقت زنده نبودند
     
     
    we were silent for a while.
    ما براي لحظاتي سکوت کرديم
     
    And then I asked.
    سپس من پرسيدم..
    As a parent, what are some of life's lessons you want your children to learn
    مانند يک پدر کدام درس زندگي را مايل هستي که فرزندانت بياموزند؟
     
    To learn they cannot make anyone love them.
    پاسخ داد:ياد بگيرند که نميتوانند ديگران را مجبور کنند که دوستشان داشته باشند
    All they can do
    ولي مي توانند
    is let themselves be loved.
    طوري رفتار کنند که مورد عشق و علاقه ديگران باشند
     
    To learn that it is not good to compare themselves to others.
    ياد بگيرند که خود را با ديگران مقايسه نکنند
     
    To learn to forgive by practicing forgiveness.
    ياد بگيرند ...ديگران را ببخشند با عادت کردن به بخشندگي
     
    To learn that it only takes a few seconds to open profound wounds in those they love,
    ياد بگيرند تنها چند ثانيه طول مي کشد تا زخمي در قلب کسي که دوستش داريد ايجاد کنيد
    and it can take many years to heal them.
    ولي سال ها طول مي کشد تا آن جراحت را التيام بخشيد
     
    To learn that a rich person
    ياد بگيرند يک انسان ثروتمند کسي نيست که دارايي زيادي دارد
    is not one who has the most,but is one who needs the least
    بلکه کسي هست که کمترين نيازوخواسته را دارد
    To learn that there are people who love them dearly,
    ياد بگيرند کساني هستند که آن ها را از صميم قلب دوست دارند
    but simply have not yet learned  how to express or show their feelings.
    ولي نميدانند چگونه احساس خود را بروز دهند
    To learn that two people can
    ياد بگيرند وبدانند ..دونفر مي توانند  به يک چيز نگاه کنند
    look at the same thing and see it differently?
    ولي برداشت آن ها متفاوت باشد
     
    To learn that it is not enough that they
    ياد بگيرند کافي نيست که تنها ديگران را ببخشند
     
    forgive one another, but they must also forgive themselves.
    بلکه انسان ها بايد قادر به بخشش و عفو خود نيز باشند
     
    "Thank you for your time," I said
    سپس من از خدا تشکر کردم و گفتم
     
    "Is there anything else you would like your children to know"
    آيا چيز ديگري هم وجود دارد  که مايل باشي فرزندانت بدانند؟
     
    God smiled and said,Just know that I am here... always.
    خداوند لبخندي زد و پاسخ داد: فقط اين که بدانند من اين جا و با آن ها هستم..........براي هميشه[/size]
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  10. مناجات با خدا  سپاس شده توسط ثالث

  11. ارسال:6#
    راهله آواتار ها
    مگر خدا پدر ماست؟
    یا مادر ماست؟
    یا شاید خواهر و برادر ماست؟
    کاش تو خواب از خدا میپرسید خدایا ما آخر نفهمیدیم چه نسبت فامیلی ای با شما داریم

     
    پاسخ با نقل و قول

  12. مناجات با خدا  سپاس شده توسط piroo

  13. ارسال:7#
    [size=xx-large]راهله جان[/size] داستانی که دیدی و خوندی ربطی به رابطه خانوادگی نداشت وقتی درست و بی ریا این داستان رو بخونی متوجه میشی که به چه نکات ظریف و زیبایی اشاره داره که با یاد گرفتنشون زندگی واسه ی انسان زیبا و روشن میشه ...پس خواهش میکنم یه تغغییراتی توی  این سوالاتی که نوشتی اعمال کن و خدا رو هم خوشحال کن.

    یا حق.
    پاسخ با نقل و قول

  14. مناجات با خدا  سپاس شده توسط piroo

  15. ارسال:8#
    PARSABARZEGAR آواتار ها
    سلام
    [size=x-large]من خدایی دارم که در این نزدیکی است، نه در آن بالاها ، مهربان ،خوب،قشنگ. چهره اش نورانی است. گاه گاهی سخنی می گوید با دل کوچک من ، ساده تر از سخن ساده من . او مرا می فهمد ، او مرا می خواند ، او مرا می خواهد.[/size]
    [size=x-large]راهله خانم خدا همه چیز ما هست هرجور بخواهی هست بستگی به طرز فکر شما دارد.[/size]
    آنکه با زندگی میسازد، میبازد

    با زندگی نساز ، آن را بساز
    پاسخ با نقل و قول

  16. مناجات با خدا  سپاس شده توسط piroo,ثالث

  17. ارسال:9#
    راهله آواتار ها
    چرا مسیحی ها به خدا پدر میگویند
    اینجا هم پدر خوانده شده
    منظورم از این سوالها این بود که متوجه بشید مسیحی ها خدا را مثل انسان میدانند البته یکی از فرقه ها
    من خدا رو با تمام وجود دوست دارم و خیلی فراتر از انسان خاکی قبول دارم
    خدا از دید من همه چیز است هر چیزی که در هر لحظه بخواهیم
    پاسخ با نقل و قول

  18. مناجات با خدا  سپاس شده توسط piroo

  19. ارسال:10#
     
     
    خدایا من رو ببخش که همیشه ازت طلبکارم ...
     
    چرا ؟!
     
    نمیدونم شاید فکر میکنم :  " چون بهم لطف کردی و منو آفریدی ، مدیون من شدی ! "
     
    خدایا ببخش که همیشه به فکر معامله کردن با تو بودم : ... " خدایا اگه فلان کارو واسم انجام بدی ... منم قول میدم که فلان و بهمان ... "
     
    خنده ام میگیره شاید هم گریه ، تو میدونی که نمیتونم سر قولم بمونم؛ ولی جوابم رو با محبتت دادی ... خدایا آخه چرا ؟


    خدایا من دردونه ی مخلوقاتتم و شاید به همین خاطر ننر بار اومدم ...
     
    خدایا من باهات کلی حرف دارم و تو هم همیشه برام وقت داشتی و داری
     
    خدایا من فکر میکنم تو خیلی عاشقم بودی و هستی
     
    تو هزاران  نشونه برام فرستادی
     
    تو اینقدر عاشقم بودی و هستی که شریف ترین انسانها رو برای رسوندن پیغامت برام انتخاب کردی و فرستادی ، و بهترینشون، همونی که از ابتدا به امین بودن معروف بود ...
     
    خدایا تو خیلی بهم پوئن و امتیاز دادی، ولی من دارم می بازم
     
    من دارم به خودم می بازم ...
     
    باختی بزرگتر از این وجود داره که فقط وقتی سر و کله ام دور و برت پیدا میشه که دچار مشکلی شده باشم ؟
     
    خدایا این دستهای منه
     
    همونی که همیشه بطرفت درازه
     
    و این هم سری که جلوی همه خم شده
     
    ولی افسوس از یکبار طاعتِ با صداقت برای اطاعت
     
    خدایا ... این منم ... اشرف مخلوقاتت ... جانشین تو بر روی زمین ...
     
    همونی که وقتی منو آفریدی خودت رو احسن الخالقین نامیدی
     
    خدایا من دارم به خودم می بازم
     
    خدایا دستم رو بگیر ...
     
    دست کسی رو که
     
    امیدی به طاعت ناچیز و ریایی خودش نداره ...
     
     
     
     

     
    پاسخ با نقل و قول

  20. مناجات با خدا  سپاس شده توسط piroo

صفحه‌ها (16): صفحه 1 از 16 12311 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •